محمود احمدینژاد، رییسجمهور ایران، یکبار دیگر در نقش قیم مردم و دولت افغانستان ظاهر شد. احمدینژاد در دوشنبه پایتخت کشور تاجکستان گفته است، نیروهای خارجی باید افغانستان را هرچه زودتر ترک کنند و پس از بیرون شدن نیروهای خارجی جریان مواد مخدر و تروریزم متوقف میشود. این نخستینبار نیست که احمدینژاد به خودش حق داده است تا به نمایندگی از دولت و مردم افغانستان سخن بگوید و خواستار خروج نیروهای خارجی شود. گویی او مردم افغانستان را مانند بسیجیان و هواداران رژیم ایران پنداشته است و فکر میکند که نیاز به قیم و ولی دارند و از نظر سیاسی صغیراند. مقامهای رژیم حاکم بر ایران از هر فرصت و تریبونی برای تخریب روند جاری در افغانستان استفاده میکنند. هدف اصلی آنان زیر سوال بردن مشروعیت تلاشهای بینالمللی برای تقویت نهادهای دولتی و دموکراسیسازی در افغانستان است. آنان فکر میکنند که موفقیت فرایند دموکراسیسازی و تقویت نهادهای دولتی در افغانستان که به کمک جامعهی جهانی به پیش میرود به نفعشان نیست. تعهد جهان به کمک به افغانستان تا دهسال دیگر و گفتگوها امریکا و افغانستان برای امضای یک موافقتنامه امنیتی که بر مبنای آن امریکا به امنیت افغانستان متعهد میشود مقامهای رژیم حاکم بر ایران را خوش نیامده است. مقامهای رژیم ایران فکر میکنند که شکست تلاشهای دموکراسیسازی و تقویت نهادهای دولتی در افغانستان به نفع آنان تمام میشود و این رژیم میتواند در آنصورت بدون دردسر در افغانستان نفوذ سیاسی خود را گسترش دهد. این رژیم همچنین تلاش میکند تا با حمایت از طالبان و دادن جنگ افزار و پول به آنان از کشورهای غربی باج گیرد. این رژیم به این باور است که با ایجاد مشکل برای کشورهای غربی بهخصوص امریکا در افغانستان میتواند از آنان باج گیرد و خود را هرچه بیشتر مصوون سازد. رژیم ایران نگاه ابزاری به افغانستان دارد و فکر میکند که دوام جنگ و خونریزی در این کشور امنیت این رژیم را تامین میکند؛ اما این رژیم باید بداند که دوام جنگ و خونریزی در افغانستان نمیتواند در درازمدت منافع ایران را تامین کند. اگر اوضاع دو دهه اخیر افغانستان را به دقت ارزیابی کنیم در مییابیم که سیاست رژیم ایران مبنی بر دوام بحران وضعیف نگهداشتن افغانستان در نهایت به نفع آن رژیم تمام نشده است. یکی از عواملی که سبب شد تا نیروهای بینالمللی در افغانستان مستقر شود، سیاستهای رژیم ایران در قبال افغانستان بود. این رژیم در آغاز دههی هفتاد در کنار پاکستان از دوام جنگ و خشونت در افغانستان حمایت کرد. رژیم ایران از فروپاشی نهاد دولت در افغانستان خوشحال بود و فکر میکرد که میتواند از طریق گروههای نیابتی خود به سیاست نفوذگزاریاش در افغانستان ادامه دهد. رژیم ایران فکر میکرد که میتواند در افغانستان نیز مانند لبنان برای خودش عقبههای حمایتی بسازد. بههمین دلیل این رژیم از تداوم خونریزی و جنگهای تنظیمی در افغانستان پشتیبانی کرد. گاهی از یک گروه حمایت میکرد و زمانی از گروه دیگر. همین سیاستها سبب ظهور طالبان و بعد آمدن قوای خارجی به افغانستان شد. اگر رژیم ایران و پاکستان در سالهای نخست دههی هفتاد تلاش میکردند تا در افغانستان امنیت تامین شود، زمینه برای ظهور طالبان فراهم نمیشد و همچنین نیازی به حضور نیروهای بینالمللی وجود نمیداشت. طالبان در زمان حاکمیتشان دردسرهای کلانی برای رژیم ایران خلق کردند، آنان مخالفان رژیم ایران را پناه دادند و دیپلوماتهای ایرانی را در شهر مزار شریف کشتند. با آغاز روند جاری در افغانستان رژیم ایران از گذشته پند نگرفت و سیاست دوگانه را در قبال افغانستان به پیش برد. چنانکه از یکسو طالبان را حمایت کرد و از سوی دیگر از دولت افغانستان پشتیبانی کرد. همانگونه که پیش از این آمد، رژیم ایران فکر میکند که با اینکار غربیها را در افغانستان زمینگیر میسازد و از آنان باج میگیرد. این رژیم در حال حاضر مشکلاتی را که با طالبان داشت از یاد برده است و فکر میکند که با استفادهی ابزاری از آنان خود آسیب نمیبیند. سران رژیم ایران باید بدانند که با رفتن نیروهای خارجی از افغانستان برخلاف گفتههای احمدینژاد جریان تروریزم و مواد مخدر نابود نمیشود. جریان تروریزم در صورت خروج نیروهای خارجی بهدلیل اعتماد به نفسی که بهدست میآورد میتواند کل منطقه از جمله ایران را بیثبات سازد. بنابراین حمایت از طالبان و مشروعیتزدایی از روند موجود در افغانستان نمیتواند در درازمدت به نفع سران تهران تمام شود. سران تهران باید بدانند که آنان در افغانستان هرگز قادر نمیشوند برای خودشان مانند لبنان عقبههای حمایتی نیرومند بهوجود بیاورند. حتا در صورت خروج نیروهای خارجی. حال با توجه به نیات رژیم ایران و همچنین سیاستهای پاکستان که هردو تقویت نهادهای دولتی و دموکراسیسازی در افغانستان را به نفع خود نمیدانند و برضد آن کار میکنند بر دولت افغانستان لازم است تا روابطش را با متحدان غربیاش مستحکم کند. دولت افغانستان باید تلاش کند تا سند همکاریهای استراتژیک و امنیتی میان افغانستان و امریکا نهایی شود. رژیم ایران و همچنین نظامیان پاکستان تا ناگزیر نشوند از مداخله در امور داخلی افغانستان و تضعیف آن دست بر نمیدارند. اگر سران رژیم ایران واقعا در پی آرامش منطقه و افغانستان هستند و اهداف آزمندانه ندارند، چرا از حمایت طالبان دست بر نمیدارند و صادقانه با افغانستان وارد تعامل نمیشوند؟ پس بر دولت افغانستان است تا اسیر بازیهای سیاسی کشورهای منطقه و همسایه نشود و بر مبنای واقعیتها موضع بگیرد و تصمیمگیری کند. مقامهای افغانستان باید به سیاست سکوت در برابر گفتههای سران رژیم ایران در در پیوند به آیندهی افغانستان و نیروهای خارجی مستقر در این کشور خاتمه دهند. سیاست سکوت، سران رژیم ایران را در اظهار سخنان غیرمسوولانه در مورد افغانستان و روابط آن با جامعهی جهانی جسورتر کرده است. وزارت خارجه افغانستان در برابر گفتههای مداخلهگرانه چندی پیش سید مسعودجزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح رژیم ایران واکنش بسیار نرم نشان داد. اگر در آن زمان پاسخ کوبنده به آن اظهارات داده میشد احمدینژاد به خود اجازه نمیداد از جایگاه یک قیم در مورد افغانستان صحبت کند. متاسفانه واکنشهای افغانستان در برابر اظهارات مقامهای رژیم ایران بیش از حد نیاز نرم است. ما نیازمند موضعگیری جدی و کوبنده در برابر رژیم ایران هستیم. نباید چایپولیهای آنان ما را بهحدی ذلیل کند که نتوانیم از حق خود دفاع کنیم . ادامهی سیاست سکوت در برابر اظهارات غیرمسوولانه رژیم ایران هیچ توجیهی ندارد. احمدینژاد از کشورهای عضو ناتو برای افغانستان غرامت در خواست کرده است. گویی قیم وولی مردم و دولت افغانستان است. مردم و دولت افغاستان خودشان میدانند که چگونه با متحدان بینالمللیشان تعامل کنند. اما احمدینژاد باید بداند که ضررهای کشورهای همسایه به افغانستان به هیچوجه کمتر از کشورهای دور نبوده است. همین همسایهها بودند که جنگهای قومی و مذهبی را در افغانستان دامن زدند. همین همسایهها بودند که نهادهای دولتی افغانستان را فلج کردند، همین کشورهای همسایه هستند که آثار باستانی و منابع طبیعی افغانستان را غارت میکنند و همین کشورهای همسایه بودند و هستند که از ادامه جنگ و خونریزی در افغانستان حمایت میکنند. مردم افغانستان در قدم اول از همسایهها غرامت میخواهند.






