تا چند روز دیگر وارد سال 1391 خورشیدی میشویم. شاید شمار اندکی از ما در پیوند به مفاهیم و چگونگی پیدایش واژههایی همچون روز، ماه و سال فکر کرده باشیم. در بارهی گاهشماری (تقویم) و تاریخچهی پیدایش آن شاید بتوان به قدمت تاریخچهی بشر اشاره کرد و آثار تصویری، بناها و اشیای باقیمانده از گذشته شاهد این مدعاست.
انسان آنگاه که پا به عرصهی وجود نهاد، درصدد دست یافتن ابزاری برآمد تا بتواند با برنامهریزیهای درست و دقیق، حداکثر بهرهمندی را از زمان برای غلبه بر موانع و مشکلات موجود در پیشگیرد و موجبات لازم را برای استمرار حیات خویش بیش از پیش فراهم سازد. در این راستا این موجود متفکر، با تفکر در پیوند آسمانها و زمین و چگونگی استقرار سیارات و ستارگان و حرکت هماهنگ آنها و قوانین حاکم بر این امور، به نوآوری جدیدی دستزد که بعدها به تقویم و گاهشماری شهرت یافت، لکن این ابزار سنجش و تقسیم زمان، در برخورد با فرهنگها و نیازهای اجتماعی در زمانها و مکانهای گوناگون در سطح جهان، صورتهای متفاوتی یافت و به تبع آن، نامهای مختلفی به خود گرفت که یکی از آنها تقویم خورشیدی است.
نوشتار حاضر درصدد آن است که به سبب کاربرد فراوان این تقویم در فعالیتهای روزانه، نگاهی گذرا به تاریخچه و چگونگی پیدایش این تقویم داشته باشد.
در واقع گاهشماری یا تقویم مجموعهی قاعدهها و نیز جدولهایی است که برای تقسیم زمان و گروهبندی روزها و واحدهای بزرگتر از روز به شیوههای مناسب، تنظیم کارهای دینی و غیردینی و ثبت رویدادها تنظیم شده است. هر قومی که تمدنی پیشرفته داشته، دارای گاهشماری خاص خود بوده است. از اینرو، گاهشماریهای آشوری، بابلی، مصری، چینی، ژاپنی، هندی، مسیحی، عرب و اسلامی، یهودی، ترکی و مانند آنها بهوجود آمدند. در این باب، از گاهشماری خورشیدی و قمری نیز باید نام برد.
در گاهشماری قمری رایج در کشورهای اسلامی طول سال با توجه به طول ماه (گردش ماه بهدور زمین) حدود 354روز و 8ساعت و 48دقیقه سنجیده میشده؛ اما برای محاسبهی طول سال خورشیدی رصدهای متوالی و دقیقی نیاز بوده است. سال اعتدالی (سال حقیقی)، پرکاربردترین و مهمترین نوع از انواع سالهای خورشیدی بوده است. مسلمانان نخستینبار از طریق ترجمهی کتاب «مجسطی» بطلمیوس با طول سال اعتدالی آشنا شدند و برای بهدست آوردن طول سال اعتدالی رصدهای فراوانی کردند. از میان این تلاشها کار بتانی2 بیشتر مورد توجه منجمان قرار گرفت و آن را مقدار دقیق سال اعتدالی میدانستند. اندازهی محاسبهشده بتانی چنین بود: طول سال اعتدالی برابر است با 365روز و 5ساعت و 46دقیقه و 24ثانیه. در تقویم خورشیدی مورد نظر و کاربردی در کشور ما آغاز سال جدید معمولا با رسیدن ظاهری خورشید به نقطه اعتدال بهاری است. اصول تقویم هجری خورشیدی اقتباسی است از تقویم جلالی که به ملکی، ملکشاهی و فارسی محدث نیز مشهور است و بر مبنای اسلامی هجری (هجرت پیامبر اکرم(ص)) و براساس سیر زمین بهدور خورشید در طول یکسال است. اختلاف تقویم هجری خورشیدی با جلالی در تعداد روزهای ششماه اول سال و ماه حوت است.
پس از ورود اعراب و دین اسلام به افغانستان و تشرف مردم به اسلام، در کنار دیگر عناصر فرهنگی عربی- اسلامی، تقویم هجری قمری در افغانستان رواج پیدا کرد. (این تقویم در زمان خلیفه دوم برای رسیدگی به امور خراج و مالیات بهوجود آمد.) تعداد ماهها در این تقویم براساس حساب دوازدهگانه قمری و براساس دستور صریح قرآن (آیه36توبه) بهوجود آمد؛ نام ماههای این تقویم نیز از دورهی جاهلیت به اسلام رسیده و سابقهی طولانی دارد.
این تقویم بهواسطهی اینکه ماههای آن براساس دو رویت هلال مشخص میشود، دارای فصل نبوده و ماههای آن 29 یا 30 روزه میباشد. بعد از تسلط اعراب بر حوزه جغرافیای کنونی افغانستان و ایران، خواستند تا سال مالی خود را براساس این تقویم بهکار ببرند، که برای کشاورزان که باید در ماه بهخصوصی مالیات میپرداختند، مشکلات فراوانی ایجاد میشد؛ از جمله اینکه زمانی میشد که باید مالیات غله و یا محصولات کشاورزی خود را میپرداختند که دقیقا در فصل زمستان بودند. در نتیجه از همان اوایل برای تنظیم امور مالی یا نگاهداشتن سال مالی بهکار گرفتن تقویم یزدگردی (زردشتی) لازم آمد، همزمان تقویم قمری برای حل و فصل مسایل دینی محفوظ ماند. در این میان به علت بیتوجهی و غفلت از محاسبه کبیسهها اول سال خورشیدی (نوروز) از محل حقیقی خویش دور افتاد، بهطوری که در زمان متوکل خلیفه عباسی 2ماه و در زمان معتضد عباسی 71روز عقب ماند، با این حساب از سالها پیش کشاورزان و مودیان مالیاتی در مضیقه قرار گرفته بودند؛ زیرا هنوز کشت آنها سبز نشده بود که ماموران مالیات و خراج به سراغشان میآمدند و مطالبهی مالیات میکردند. در زمان متوکل و معتضد سعی شد تا اصلاحاتی صورت گیرد که چندان کارآمد نبود؛ اصلاحات برای مدت کمی موثر بود و بعد از مدتی دوباره مشکل سابق تکرار شد.
همانگونه که ذکر شد، سال خورشیدی عبارت از 360روز و کسری است؛ ولی باز سال را همان 360روز تمام گرفته و پیش میرفتند و توجهی به کسر اضافی نداشتند، در نتیجهی این اعمال و در حساب نیاوردن کسر که قریب یک چهارم روز و به عبارت دیگر 5ساعت و 46دقیقه و 24ثانیه است، مواضع ایام سال در هر چهار سال یکروز نسبت به سال خورشیدی عقبتر میماند و اگر مثلا روز اول سال وقتی در اول حمل واقع بود پس از چهار سال در 29 حوت و بعد از 4سال دیگر به 28 حوت میافتاد.
این روند تا ظهور سیاسی سلجوقیان ادامه داشت. در زمان جلالالدین ملکشاه سلجوقی با استفاده از ریاضیدانان بزرگی نظیر حکیم عمر خیام، ابوالمظفر اسفزاری، خواجه عبدالرحمان خازنی و ابن کوشک بیهقی مباهی و خواجه نظام الملک طوسی به اصلاح تقویم موجود بر مبنای هجرت پیامبر اقدام کردند و تقویم تازه را به لقب سلطان جلالالدین ملکشاه «تقویم جلالی» نامیدند. در این تقویم اول سال هنگام ورود خورشید به برج حمل تعیین شد. اگر چه این تقویم براساس تقویم اوستایی قبل از اسلام و ادامه آن یعنی تقویم یزدگردی و احیای نوروز تنظیم گشت اما نامهای ماههای تقویم اوستایی (فروردین،...) حذف و بهجای آن نامهای بروج دوازدهگانه: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو، حوت، نام ماههای جلالی گردید. بهنظر میرسد، واضعین این تقویم بهدلیل مسایل دینی و متهم نشدن به زرتشتیگری، از بهکار بردن ماههای قدیم زرتشتی اجتناب نمودند.
ظاهرا در سال467 ه.ق وقتیکه نوروز به هفتم ماه رجب افتاده و در 12 حوت بود ملکشاه و مشاوران او بهخیال این اصلاح افتاده و نظر به بروایات روز بعد یعنی هشتم رجب سلطان این حکم را داد و قرار شد از سال آینده اجرا شود و سال آینده که نوروز به 18 رجب میافتاد آن را تاخیر کرده و پنجم شعبان 468 ه.ق را که مطابق اول حمل بود، نوروز گرفتند و این قاعده پس از آن جاری شد و بعدها برای اینکه این سال و ماه شماری بکلی از حساب عربی و هجری قمری جدا شود؛ بهفکر ایجاد مبدا تاریخ جدید افتاده و در سال 471 ه.ق که نوروز جدید یعنی روز اول حمل در روز جمعه 9رمضان واقع بود قرار گذاشتند آن سال را که با آن روز شروع میشد؛ سال نخست تاریخ ملکی یا جلالی اتخاذ کنند که مثلا (سال 1331 هجری خورشیدی) سال 873 تاریخ جلالی میشود.
مدت زمان یک سال تقویم جلالی؛ برابر با مدت زمان یک دور کامل زمین بهدور خورشید، یعنی 365روز و 5ساعت و 49 دقیقه و 15 ثانیه است. هریک از ماههای سال، سی روز بود و 5روز اضافی را به ماه دوازدهم (حوت) اضافه میگردد و اضافه آن (5ساعت و49 دقیقه و 15 ثانیه) در هر 4 یا5سال یکروز حساب شده بهعنوان کبیسه به آخر ماه حوت اضافه میگردید و آن سال را 366روز حساب میکردند. پس از تکرار این کار در 6 و یا 7 نوبت، کبیسه چهار سالی که آن را اصطلاحا «رباعی» میگویند، در مدت یک دور 32سال، نوبت کبیسه پنج سالی یا خماسی بود که بهجای چهار سال، سال پنجم را کبیسه میگرفتند؛ در نتیجه در هر 33سال با اعمال هفت کبیسه رباعی و یک کبیسه خماسی، زمان را تنظیم و نوروز را ثابت نگه میداشتند. حکیم عمر خیام با ابداع جدولی که اکنون به جدول خیامی معروف است، اصول پیدا کردن روز نوروز و سالهای کبیسه و بهطور کلی طرز استخراج و نگارش تقویم را آسانتر و سادهتر کرد. بنابراین سالهای این تاریخ «خورشیدی حقیقی» میباشد و ماههای آن «خورشیدی اصطلاحی» است. یعنی اینکه هر دوازده ماه را سی (30) روز میگیرند و در ماه آخر، پنج روز زیاد میکنند.
پس از استیلای ترکان و مغولان بر محدودهی جغرافیای افغانستان و ایران امروزی، تقویم دوازده حیوانی جایگزین تقویم جلالی شد. ولیکن باز پس از مدتی تقویم جلالی با کمی تغییرات تحت عنوان تقویم شمسی مورد استفاده قرار گرفت. براساس تقویم جدید شش برج اول سال را 31روز میگیرند، و دلیل آن این است که آفتاب در مدارات برجهای شمالی که عبارتند از حمل، ثور، جواز، سرطان، اسد، سنبله، 5روز بیشتر از برجهای جنوبی طی مسیر میکنند یعنی از نقطه «اعتدال ربیعی» (اول حمل)، جمعا 187روز، مدار نیمکره شمالی را میپیماید تا به نقطه «اعتدال خریفی» (اول میزان) برسد. پنج برج دیگر سال، یعنی میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو، هر کدام را 30 روز و حوت را 29 روز میگیرند و هر چهار سال یک حوت 30روز بهشمار میآید که آن سال «کبیسه» است و دلیل آن این است که آفتاب در برجهای جنوبی یعنی از میزان تا حوت را به مدت 178روز طی مسیر میکند، از اینروی سرودهاند:
لا،ولا،لب،لا،ولا،ولا،شش مه است ل،ل،کط،وکط،لل شهور کوته است.
مقدار دقیق یکسال بنابر استخراج زیج بهادرخانی با (10 بعه)، (6 لثه)، (46 نیه)، (48 قه)، (5 عت)، 365روز یعنی سیصد و شصت و پنج روز و پنج ساعت و چهل و هشت دقیقه و چهل و شش ثانیه و شش ثالثه و ده رابعه، برابر است.
تقویم کنونی از سال 1334همچنان تقویم رسمی کشور است و در کنار تقویمهای هجری قمری و میلادی کاربردی فراوانی در فعالیتهای روزمره ما دارد.






