در بخش دوم این نوشتار، به تعاریف مفاهیمی چون علم و توسعه علمی پرداخته شد و نیز اهمیت و جایگاه علم و توسعه علمی در اسلام مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه به مهمترین موانع توسعه علمی در افغانستان اشاره خواهد شد.
موانع توسعه علمی در افغانستان
افغانستان از جمله کشورهایی است که پیشینه غنی در مدنیت و شهرنشینی داشته است و به لحاظ علمی و فرهنگی، سیر پر فراز و فرودی را طی کرده است.
این فراز و فرود همواره عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داشته است و متاسفانه برخی از این عوامل کماکان، از جمله عوامل اساسی در عدم رشد و توسعه علمی افغانستان میباشد. با مطالعه جامعهشناسانه ترکیب جمعیتی افغانستان، شاهدیم که متاسفانه اکثریت جمعیت این سرزمین را بیسوادان تشکیل میدهد. در یک تقسیمبندی کلی میتوان موانع رشد علمی را در موارد زیر خلاصه کرد:
کمبود فرهنگ گفتمان و دادوستد علمی
انسانها و جوامع و به عبارتی دیگر فرهنگها و تمدنها در فضایی صلحآمیز و مسالمتجویانه و با پذیرش و تحمل یکدیگر آنطور که هستند و مبادله خودجوش و آزادانه منابع و امکانات و سرمایههای ملی بهصورت مساوی، میتوانند زمینهساز ترقی و پیشرفت و توسعه و تکامل جامعه خود باشند. نگاهی تاریخی به علل و عوامل صعود و زوال فرهنگها و تمدنها بهخوبی استدلال فوق را تایید میکند. تمدن یونانی در روند شکلگیری و شکوفایی خود با مرکزیت آتن، در مقایسه با سرنوشت اسپارت، در داخل فضایی عقلانی، علمی، آزاد و توام با گفتگو و مدارا و نقد و نوآوری برقرار کرد و در ادامه به دادوستد فرهنگی با اقوام و ملل و تمدنهای پرداخت.
شکوفایی تمدن جدید غربی از رنسانس بدینسو نیز تاکیدکننده استدلال ما در نقش و تاثیر گفتگو و دادوستد فرهنگی در تمدنسازی و توسعه میباشد. دنیای غرب قرنها از طریق اندلس و سیسیل، با فرهنگ و تمدن پیشرفته اسلامی مبادله داشت و به تدریج از آن تغذیه میشد و در جریان جنگهای صلیبی در قرون 13-11ه.ق نیز زمینههای شکلگیری پروتستانتیسم که از آن بهعنوان «مسیحیت اسلامیزه» یاد میشود و حتا تقویت روند انباشت سرمایه در اروپا به کمک تجار سیسیل و نیز که در این جنگها فعال بودند و بدین طریق راه تجارت به شرق پررونق از نظر اقتصادی و مالی را گشوده بودند، فراهم شد. اروپا، علاوه بر بهرهگیری فراوان از منابع فلسفی و علمی و تجربیات اجتماعی مسلمانان که نویسندگان منصف غربی به آن اذعان دارند، کشف و شناسایی مجدد ریشهها و سنتها و متون فلسفی یونانی خود را نیز مدیون ترجمههای دقیق و آثار علمی مسلمانان میدانند و از فیلسوفان و دانشمندانی چون ابن رشد شارح و مفسر ارسطو حتا بهعنوان پدر تفکر جدید غربی یاد میکردهاند. بنابراین فرهنگ گفتگو و مبادله در روندی عقلانی، علمی، انتقادی، نوآورانه و آزاد نقش و تاثیری مستقیم و قاطع در تمدنسازی و به عبارتی دیگر در توسعه علمی در ابعاد مختلف آن دارد؛ نکتهای که متاسفانه تاکنون در افغانستان موضوعیتی ندارد.
امنیت
از جمله موارد مهم برای پیشرفت در هر جامعه و نیز برای پژوهشگران و محققان آن جامعه، آسودگی خاطر در آن جامعه برای تکتک افراد میباشد که اولین زمینه این آسودگی خاطر از مقوله امنیت بر میخیزد. متاسفانه در افغانستان امروز، تاکنون امنیت صددرصد توسط دولت ایجاد نشده است. ناامنی سبب میشود که سرمایهگذاریها در کشور انجام نشود. متخصصان و اهل فن نتوانند در کشور حضور پیدا کنند و یا در صورت حضور نتوانند با آرامش خاطر بهکار خویش بپردازند.
عدم توجه به نخبگان و پژوهش
در جوامعی که سازندگان اندیشه از جایگاه و منزلت اجتماعی برخوردارند، زمینه به قدرت رسیدن نخبگان علمی و فرهنگی فراهم میگردد. در این جوامع، تولید فکر و اندیشه سبب تغییر ساختارها میشود و همین امر منجر به آشکار شدن استعدادهای نهفته جمعی میگردد که با هدایت آن، نه تنها موجب تولید علم بلکه سبب انسجام و همبستگی اجتماعی نیز میشود. نخبگان، نه تنها در تولید علم میتواند نقش بسزایی داشته باشند، بلکه در نظام سیاسی و تقویت نهادهای تولید علم مانند دانشگاهها و ایجاد تحولات اساسی در آنها نیز میتوانند نقشآفرین باشند.
البته توجه به این نکته ضروری است که همیشه اینگونه نیست که تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع بهدست نخبگان و از راس هرم اجتماعی انجام شود؛ چرا که در سده گذشته برخی از نخبگان افغانستان میخواستند در ساخت جامعهای که درصدر آن قرار گرفتهاند، اصلاحاتی انجام داده و تغییراتی صورت دهند، اما بستر نامساعد اجتماعی، شرایط اقتصادی، فرهنگی و... آنزمان امکان اجرای مقاصد آنان را فراهم نکرد.
بنابراین، برنامه و تلاش نخبگان به تنهایی برای اصلاح ساختار علمی کشور کارساز نبوده است؛ بلکه نیاز به شرایط مساعد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد و تا آن شرایط فراهم نگردد، اجرای مقاصد نخبگان که همانا تولید علم میباشد نیز، محقق نخواهد شد.
البته در این میان از جمله عوامل و شرایط تحقق توسعه علمی بهعنوان جز اصلی و پیشنیاز اصلی توسعه پایدار همهجانبه کشور ما، تعهد علمی و عملی پژوهشگران نیز نقش اساسی دارد. روند توسعه علمی افغانستان بسیار کند بوده و متاسفانه با واقعیتهای تلخی دست و پنجه نرم میکند، بهعنوان مثال میتوان به فقدان تشکیلات سازمانی قوی، نارسایی نظام تحقیق، توسعه و نیروی انسانی، جریان کند اطلاعات، ضعف در نیروی انسانی و در نهایت ضعف بنیه علمی و تحقیقات اشاره کرد. صحبت از پژوهش و تحقیق و اهمیت آن در عرصه مختلف اجتماع، نقش پژوهش در فرایند رسیدن به توسعه و تحقیقات بهعنوان اساس و بنیان هر حرکت و فعالیت علمی و... میباشد. به راستی جایگاه پژوهش و تحقیق در جامعه ما کجاست؟
اگر به سیر تکامل انسان از دوران ماقبل تاریخ تا امروز نگاه کنیم، یک عامل اساسی در تمام دورانها در تکامل انسان نقش داشته و آن عامل اصلی چیزی جز تفکر، پژوهش و مطالعه نبوده است. کشورهای پیشرفته در حال حاضر بیش از 3 تا 4 درصد درآمد ناخالص ملی کشورشان را صرف پروژههای تحقیقاتی میکنند که شاید برخی از آنها در چند دهه آینده به نتایج درخور توجهی دست یابند. نگاه صرف اقتصادی به تحقیقات، یک اشتباه بزرگ است و در پژوهش نباید در انتظار نتایج زودهنگام و قطعی بود. برای رسیدن به یک توسعه و پیشرفت پایدار، باید پژوهش و فعالیتهای علمی در راس و پایه برنامههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرارگیرد تا بتوان براساس نتایج و یافتههای آنان با اطمینان در این مسیرها گام نهاد. کمتر کسی را میتوان یافت که به اهمیت و ارزش و اعتبار تحقیق و پژوهش و مطالعه واقف نباشد. ولی نکته مهم این است که تا چه میزان بدان توجه میشود؟ تحقیق و پژوهش باید به مانند خون در رگها دایما در جریان باشد. عوامل موثر در تحقیق و پژوهش عبارت است از:
1. ارتباط دانشگاهها با بازار، تا بتوان هزینههای تحقیقاتی را فراهم کرد؛
2. صرف زمان بیشتر برای طرحهای تحقیقاتی؛
3. کاربردی کردن سیستم آموزشی؛
4. بهکارگیری افرادی که بیشتر به فکر تحقیقات و پژوهش باشند تا به فکر درآمدهای بالا؛
5. سیاست کلی دانشگاهها در جهت پژوهش و تحقیق قرار گیرد.
فقر
بیتردید فقر از موانع مهم توسعه و پیشرفت است. رشد معرفت علمی به وزن بنیه مادی و میزان پویایی اقتصادی جامعه بستگی دارد؛ متاسفانه افغانستان از جمله کشورهایی است که مردم آن بهشدت از فقر شدید در رنج بهسر میبرند و همین علت سبب شده تا بسیاری از مردم توان علمآموزی نداشته باشند.
نبود و کمبود زیربناهای آموزشی
متاسفانه فضای آموزشی کافی برای تحصیل در همهجای افغانستان مهیا نیست و حتا در برخی از شهرها و ولایات افغانستان، مردم با تحصیلات عالی آشنا نیستند و یا اینکه مراکز آموزش عالی در این شهرها وجود ندارد.
کمبود نیروی انسانی متخصص
متاسفانه سالهای متمادی جنگ در کشور، سبب شده تا توجه خاصی به مقوله تحصیلات عالی و حتا تحصیلات ابتدایی و متوسطه در این کشور صورت نگیرد که این موضوع سبب شده است تا مراکز علمی و آموزشی ما با کمبود نیروی انسانی متخصص روبهرو شود.
عدم شایستهسالاری و مدیریت کارآمد در مراکز علمی
از مشکلات مهمی که جامعه افغانستان بهشدت از آن رنج میبرد، عدم وجود شایستهسالاری در مراکز علمی و تحقیقات علمی دولتی در این کشور میباشد که شایسته است مسوولان امر در این زمینه راهکارهای جدی ارایه دهند.
در هر صورت، موانع و مشکلات فراوانی در زمینه آموزش و توسعه علمی، در افغانستان وجود دارد که میبایست با ارایه راهکارها و نیز سعی و تلاش مسوولان ذیربط هرچه بیشتر در کاهش این موانع بکوشند و ما در آینده شاهد شکوفایی هرچه بیشتر مظاهر علمی در کشور عزیزمان باشیم. هرچند که در سالهای اخیر گامهای جدی در این زمینه برداشته شده است و بسیاری از کشورهای جهان همگام با دولت افغانستان، کمکهای قابل تقدیری در این زمینه به افغانستان کردهاند. اکنون دوران تازهای در تاریخ افغانستان و روابط این کشور با کشورهای بزرگ و نیز همسایگانش آغاز شده است. شناسایی زمینههای تفاهم و تعاملات علمی و فرهنگی با کشورهای مختلف در ایجاد گسترش توسعه علمی و فرهنگی افغانستان موثر خواهد بود.






