در گزارش امروز «از ورای دود و آتش» برادری را با خود داریم که کاکایش مفقود شده است. او آن حادثه را چنین بیان میدارد: «حوداث گوناگون در اطراف ما همهروز. اتفاق میافتد و از این بابت پریشان میشویم اما بعد از گذشت زمان آنرا بدست فراموشی میسپاریم و به زندگی خود ادامه میدهیم، اما بعضی از حوادث است که تا آخر عمر نمیشود آنرا فراموش کرد. در چند دهه اخیر ما شاهد بسیاری از جنایتهای هولناک بودیم که هرکدام رژیم و گروهی به نوبه خود به حد توان جنایاتی را مرتکب شدند که برای قابل باور نبوده و نیست. من از دردی میگویم که در آغازین روزهای انقلاب 7 ثور اتفاق افتاده و فامیل ما را با غم و درد مواجه ساخت. زندگی فامیلی ما بسیار به خوبی و خوشی سپری میشد، ما از جمله مردم متدین و روشنفکر بودیم که باور داشتیم بدون علم و دانش نمیتوان زندگی کرد.
کاکایم که انسان خوبی بود و کسی از وی شکایت و شکوه نداشت، در سیلوی مرکز (کابل) به عنوان مدیر مالی ایفای وظیفه میکرد و در زمانی که حفیظالله امین برسر قدرت بود، وی در مسیر راه لادرک شد و تا به امروز از وی کدام احوالی نداریم، نمیدانیم او در کجا است، زنده است یا مرده و همچنان نمیدانیم که او را نیروهای دولتی با خود بردند و یا هم نیروهای مجاهدین دستگیرش کردند. ما هر قدر تلاش کردیم تا موضوع را دریابیم، به نتیجهای نرسیدیم زیرا وی با کسی خصومت شخصی نداشت، از آنروز سالیان دراز میگذرد اما ما هنوزهم چشم بهراهاش هستیم و میخواهیم کسانی که در حق مردم خیانت نمودند و این ملت را به ناحق رنجانیدند و خون هزاران انسان را بنا حق ریختند، محکمه علنی شوند و به اشد مجازات محکوم گردند.»
خوانندگان محترم:- جهت بهتر شدن این بخش ما به نظریات، انتقادات و پیشنهادات سالم شما به دیدهی قدر مینگریم با شریک ساختن چنین گزارشهای شما در نشانی ذیل منتظر میباشیم.
این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید






