در ادبیاتِ امروز پارسی، نام داکتر حمیرا قادری با گذرِ هر روز، آرامآرام در سکوی بُلند و بُلندتری، جای خوش میکند. امروز، این بانوی بنام را یکی از نویسندگان پُرکاری میخوانند که پس از سپوژمی زریاب و مریم محبوب، در بارورکردنِ ادبیات داستانی ما نقش بهسزایی دارد.
امتدادِ همایشهای پنجشنبهروزهای انجمن قلم افغانستان اینبار بهخوانش و بررسی پروندهی ادبی داکتر حمیرا قادری رقم خورده بود. این برنامه که با گردانندگی کاوه جبران بهپیش کشیده میشد، با خوانش تکهی یک داستان حمیرا قادری روی گرفت. سپس، کاوه جبران بهگونهی پیشدرآید و آشنایی بیشتر با کارنامهی ادبی حمیرا قادری، سرِ گپوگفتی را با او باز کرد. نخستین پرسش، این بود که حمیرا قادریی زمان طالبان در افغانستان با حمیرا قادریی که در ایران زندهگی میکرد، چه تفاوتهایی دارد؟ او تفاوت این دو دوری زندهگیاش را بهاندازهی سیاهی و سپیدی یاد کرد و گفت در زمان طالبان، داستان او را بهجای او یک مرد ـ یعنی پدرش ـ بهخوانش گرفته بود و در ایران حمیرایی که از او نام برده میشد، خودش بهجای خود میگفت و میخواند. کاوه جبران از او در بارهی دستآوردهایش در ایران پرسید. بانو حمیرا قادری گفت: «بسیار زود آنجا شناخته شدم و مورد توجه اهل ادب قرار گرفتم.» بهگفته وی، با آنکه این دستنشانشدنش کمی زود بهدید میآمد؛ اما برای داستانهایی که در آنجا مطرح شد، آن داستانها را سیزده سال پیش در افغانستان نوشته بود.
پرسش پسین این بود که در میان تکنیک و قصهنویسی کدام را میپذیرد. او در پاسخ گفت: «آغاز کارم با قصهنویسی بوده و وقتی بهتکنیک فکر میکنم میخواهم ذاتا قصهنویس باشم.» از او در پیوند بهداستانهایی که برایش جایزه آوردهاند پرسید. گفت: «گردآورد داستان گوشواره انیس برندهی جایزهي صادق هدایت شد و نقره دختر دریای كابل، جایزهی كتاب سال ایران را دریافت كرد.» همچنان گردآورد پژوهشی بررسی روند داستاننویسی در افغانستان كه پایاننامهی دكتورای او است، نیز مورد توجه قرار گرفت.
پس از آن، عباس آرمان بهعنوان نخستین دیدگاهپرداز، دربارهی شگردهای گونهی نویسش حمیرا قادری سخن گفت. او گفت زنبودن و مردبودن نتوانسته که برتری نویسندگی بانو حمیرا قادری را تعیین کند بلکه گونهی دید و روش پرداخت او، او را از دیگران متمایز نشان داده است. او در سرفصلهای نقدش بهنشانههای هرمونتیک، پستمدرنیسم و فیمینیسم اشاره داشت و دنیای پستمدرن را دنیای تکثر حقایق خواند و فیمینسم را گونهی اعتراض بر مطلقگرایی یاد کرد و از این جایگاه، داستانهای حمیرا قادری را یک رویکرد اعتراض خواند و گفت: «مبارزه با گفتمان مسلط و نقد قواعد اموال اجتماعی مسلط از ویژگیهای کارهای حمیرا قادری است.»
همچنین بهداستانهای گردآورد گوشوارهی انیس و رویکرد او بهداستانها و شیوه پرداخت آنها اشاره کرد و گفت که او در این داستانها بحثهای جنسیتی را پیش کشیده است و نیز بهرویکرد او بهتکنیک داستانها اشاره کرد.
منوچهر فرادیس، یکی دیگر از منتقدان بود که بهجایگاه سخن آمد و آغاز گفتارش را با گفتهیی از هوشنگ گُلشیری آغاز کرد که «رمان نویسی صبر ایوب میخواهد.» و بانو حمیرا قادری شاید در نوشتن این رمان بهدشواریهایی برخوردهاست که صبر ایوب میخواسته است.
او دیدگاهش را در بارهی رمان نقره دختر دریای کابل گفت که در این رمان، به هیچوجه مخاطب با یک متن مردستیزانه رودررو نیست. او بهچند نارسایی و کاستی رمان از جمله رواننبودنِ زبان روایی اشاره کرد و گفت که فصلبندی نادرست آن سبب شده تا مخاطب نتواند چنان که لازم است با او پیوند تکنیکی برقرار کند. همچنن، او بهشگردها و رویکردهای ماندگاری این آفرینش اشاره کرد و این رمان را از جایگاه مانایی و جایگاه هنریاش با رمان «کوچۀ ما» داکتر اکرم عثمان مقایسه کرد و گفت که این دو رمان میتوانند شامل متون درسی دانشگاهی ما شوند و در پایان گفت که حمیرا قادری با این رمان نشان داده است که ما نیز مردمی هستیم. مجیب مهرداد، برای بررسی رمان نقره دختر دریای کابل بهجایگاه سخن آمد و در نقدش بهپهلوها و گونهی پرداخت رمان نقره دختر دریای کابل پرداخت و بهحضور هفت زن در این رمان اشاره کرد که هرکدام، نمادهایی از برهههای تاریخ زن در افغانستان است. این زنها در کاخ سلطنتی کابل در آشپزخانه، در حال پختوپز هستند و روایت رمان در همین آشپزخانه شکل میبندد. او افزود که حتا نامهای این زنان از منطقهها و جایهای گوناگون افغانستان گزینش شده است. وی در آخر سخنهایش حمیرا قادری را یک نام ماندگار در ادبیات داستانی پارسی خواند. این همایش با اهدای لوح سپاس انجمن قلم افغانستان، برای پاسگذاری به کارنامهی ادبی داکتر حمیرا قادری پایان یافت.






