نگاهی به مراحل تدوین ویدیویی

روزنامه هشت صبح

۲۰ام شهر
شنبه
اندازه ی متن
  • افزایش اندازه ی فونت
  • اندازهه ی فونت پیش فرض
  • کاهش اندازه یفونت
Home سينما سينما نگاهی به مراحل تدوین ویدیویی


نگاهی به مراحل تدوین ویدیویی

نامه الکترونیک چاپ PDF

تکنولوژی دیجیتال تقریبا در  تمام کشورها صحنه سینما را تصرف کرده است. حالا  دیگر از میزهای تدوین دستی خبری نیست؛ و اکثر فلم ها به خصوص در کشورهایی همچون افغانستان به کمک نرم افزارهای کامپیوتری تدوین می شوند. طی سال های گذشته جوانان زیادی با استفاده از تكنولوژي ارزان ویدیویی دست به تولید فلم زده اند، ولی آشنایی اندک شان با ابزار کاری دیجیتال باعث شده است که نتوانند به آن صورتی که باید از  آن ها استفاده کنند.

مقاله زیر یک معرفی اجمالی از  کار تدوین ویدیویی است که خواندن آن برای این دسته از جوانان خالی از لطف نخواهد بود.
نرم افزارهای مختلفی جهت تدوین و میکس فلم وجود دارد و تقریبا در دسترس همگان می باشد. کارت های میکس هم با محصولات متنوع در بازار موجود می باشد. ما به ابزار مسلط شده و می توانیم به راحتی از همه امکانات موجود در نرم افزار استفاده کنیم. تا این جا ما فقط یک اوپراتور هستیم. ولی مهمترین بخش تدوین، زیبایی شناسی می باشد که مهمترین قسمت کار محسوب می شود. و آن جاست که هر اتفاقی ممکن است روی میز بیفتد. زیرکانه نگاه کردن به قصه، طول شات، تم، ریتم، و غیره می تواند کار را در جایگاه خوبی قرار دهد.
از طرفی صدا که نیمی از سینماست می تواند نقش ارزنده ای در کار ایفا کند. چه بسا در راش، شات هایی زیبا، میزانسن عالی، بازی خوب و... در اختیار ماست، ولی صدا می لنگد. یا از ابزار و امکانات خوب استفاده نشده یا این که کوتاهی در کار صورت گرفته. صرفا ابزار خوب نمی تواند کار خوب ارايه دهد. باید این ابزار در دست خبره این کار باشد که نتیجه مطلوب و رضایت بخش به دست دهد.
تیتراژ (یا عنوان بندی) چگونه شروع شود؟ آیا لیدر نیاز است؟ موسیقی روی تیتراژ باشد؟ قصه چگونه به پایان برسد؟ همه این ها مسايلی است که باید در مغز متفکر تدوینگر وجود داشته باشد، تا بتواند از صدها ساعت راشی که در اختیار دارد یک کار قابل قبول ارايه دهد. چسباندن چند اتفاق، کار ساده ای نیست. بیشتر کار روی میز انجام می شود و این کار خود مستلزم تجربه، آگاهی، مطالعه و شهامت است. تدوینگر باید با قصه همراه شود و آن طوری که باید، شات ها در کنار هم قرار دهد.
عوامل فلم مدت ها کار کردند، زحمت زیادی را متحمل شدند و مواد زیادی مصرف شده و...، باید این همه رنج به شیرینی بزرگ تبدیل شود. همه کار های هنری سخت می باشد و تجربه زیادی را می طلبد. یک اوپراتور در درجه اول باید شنونده خوبی باشد و سعی کند اصطلاحات مربوط به بخش تدوین را کاملا یاد بگیرد (اصطلاحات مونتاژ). شاید کسی که به عنوان تدوینگر كار مي كند از ابزار شناخت نداشته باشد و فقط در حیطه کاری خودش صحبت کند. شما باید با توانایی کامل کارهای مربوطه را انجام دهید. گوش دادن به موسیقی، نگاه کردن فلم، تحقیق، تکرار نمودن مطالب و مسايل مربوط به اوپراتوری خیلی مهم است و نیاز اصلی کار علم کافی نسبت به آن است.

مراحل تدوین فلم
در تدوین سه مرحله وجود دارد:
۱-مرحله ی اسمبلی: در این مرحله تدوین گر از روی فلمنامه (سناریو) و یادداشت های گزارش صحنه برای ایجاد نظم بین شات ها آن ها را از شات اول تا آخر به ترتیب شماره نما و صحنه و سکانس شماره بندی می کند. در این مرحله هیچ حذفی صورت نمی گیرد.
۲-مرحله ی رف کات: در هنگام فلمبرداری در ابتدا و انتهای یک شات مقداری بیشتر از آنچه مورد نیاز است فلم برداری می شود تا بعدا تدوینگر بتواند هر لحظه را که مناسب دید برای بریدن انتخاب کند. این مرحله را در واقع اولین مرحله واقعی تدوین می دانند اما هنوز شات ها پیوند نهایی و منطقی خود را به دست نیاورده است.
۳-مرحله ی فاین کات: در این مرحله تدوینگر تصمیم نهایی را درباره نقطه برش یا کات و لحظه پیوند آن دو با یکدیگر می گیرد. اینک شات هایی که به هنگام ساختن فلم به طور جداگانه و در زمان ها و مکان های مختلفی فلم برداری شده اند، از نظر موضوع جریان وقایع و زمان و مکان دارای تداوم می گردد.
شماره هر شات و سکانس و برداشت آن بر روی کلاکت نوشته می شود و در هنگام فلم برداری جلو دوربین شماره هر شات نمایش داده می شود و صدای تقه کلاکت هم برای تدوین صدا لازم است.

انواع برش
تدوین گر در مرحله آخر تدوین می تواند از برش های مختلف استفاده نماید:
مچ کات یا برش هماهنگ: اگر دو یا چند شات یک حرکت را تصویر کند و انتهای شات اول با ابتدای شات دوم دارای فصل حرکتی مشترکی باشد به آن مچ کات گویند. مثل: (نمای اول) مردی پشت چوكي موتر نشسته و موتر را خاموش می کند. (نمای دوم) آن مرد در موتر را باز کرده پیاده می شود. این دو نما دارای موضوع مشترکی هستند.
جامپ کات یا برش ناگهانی: هنگامی که شات دوم حرکت و موضوعی دارد که ادامه نمای اول نیست. (نمای اول) راننده داخل موتر نشسته، (نمای دوم) همان راننده جلو موتر قدم می زند. این نوع برش بیشتر برای ایجاد تنش به کار می رود.
برش اپتیکی: اولین ویژگی این نوع برش ها اتصال میان نماها است که در مونتاژ انجام می شود. ویژگی دوم آن خلق تصاویری متنوع و ویژه است.
فیداین یا ظهور تدریجی: هنگامی که تصویر از تاریکی به روشنایی باز می شود فیداین نام دارد. بیشتر در ابتدای یک سکانس دیده می شود.
فیداوت یا محو تدریجی: تصویر از روشنایی به سیاهی منتهی می شود و محو می گردد که بیشتر در انتهای یک سکانس استفاده می شود.
فیداین و فیداوت در القای گذشت زمان تاثیر به سزایی دارند.
در سینمای اولیه فید همان نقشی را داشت که پرده تیاتر دارد. امروزه فیدهای رنگی نیز استفاده می شود. در فلم «مارنی» اثر هیچکاک فیدهای رنگی بیانگر حالت روحی شخصیت اصلی فلم است.
دیزالو یا برهم نمایی: به معنای محو شدن تدریجی یک تصویر و جایگزین شدن و بر هم نمایی آن با تصویر دیگر است. دیزالو کاربرد و مفهوم های گوناگونی دارد:
1. پیوند مکانی: نمایش دو یا چند حادثه به طور همزمان در مکان های مختلف؛
2. مقایسه: نمایش شباهت ها و اختلاف های بین موضوع های متقابل؛
3. نشان دادن اندیشه: مانند نمای نزدیک از یک شخص که با تصویری از افکار و اندیشه هایش برهمایی می شود؛
4. برای تاکید یا معرفی جزيیات (مثل جاده های روی نقشه)؛
5. تغییر حالت یا تقویت.
نکته: یكی از اصول ابتدایی كه تدوین‌گر باید رعایت كند، این است كه همواره خود را به جای تماشاگر بگذارد؛ یعنی تماشاگر در هر لحضه‌ خاص به چه می اندیشد؟ به كجا می‌خواهد دست یابد؟ شما می‌خواهید كه او به چه چیزی فكر كند؟ تماشاگر نیاز دارد به چه چیزی فكر كند؟ و سر انجام این كه می‌خواهید تماشاگر چه احساسی داشته باشد؟... (والتر مرچ)

افکت های تصویری و کاربرد آن ها
افکت های تصویری، حالت هایی از تصویر هستند که به وسیله دوربین ، فلم برداری می شوند و یا در اتاق تدوین ایجاد می شوند و فلمساز از آن ها برای انتقال مفهومی خاص به بیننده استفاده می کند.
در فلم ها با دو مساله مهم زمان و مکان رو به رو هستیم.
زمان ما برای یک فلم سینمایی حداکثر دو تا چهار ساعت است، در حالی که موضوع فلم به گونه ای است که ممکن است دوره زمانی چندین سال را به نمایش بگذارد برای مثال داستان زندگی مردی از کودکی تا پیری اش یا ماجرایی که در طول یک سال از تابستان تا زمستان تداوم دارد. در این حالت نمی توان به یک باره از تصویر یک جوان به تصویر پیری او رفت و یا از یک تصویر زمین خشک، چهره هاي سوخته و ... به تصویری که در آن زمین پوشیده از برف است رفت. در این حالت باید تمهیدی اندیشید که این گذر زمان به خوبی به بیننده نشان داده شود.
درباره تغییر مکان نیز به همین صورت است. نمی توان به یک باره از چین به آمریکا رفت، بدون این که تماشاگر را آگاه کرد. در این حالت ها آسان ترین روش آن است که نماها را به سادگی به یکدیگر پیوند بزنیم و با یک زیر نویس که زمان یا مکان را نشان می دهد مشکل را حل کنیم ، ولی این روش ممکن است چندان جذاب نباشد. در این حالت استفاده از تمهیدات دیگر یا افکت های تصویری ممکن است مناسب تر باشد.
علاوه بر رفع مشکل زمان و مکان می توان از افکت های تصویری برای نشان دادن هم زمان دو رویداد، نشان دادن کنش و واکنش به طور هم زمان و... استفاده کرد. در هر حال کارگردان ها ممکن است از افکت های تصویری در موقعیت های مختلف استفاده کنند و یا اصلا استفاده نکنند و تمهیدی دیگر بیندیشند.

اصول تدوین و تکنیک های کار
دستگاه های مونتاژ کامپیوتر غیر خطی امروزه قادر اند هر افکتی که شما می توانید تصور کنید را اجرا کنند. به همین دلیل وسوسه کننده است که بخواهیم مخاطب خود را با تولیدات پر زرق و برق تحت تاثیر قرار دهیم اما هر گاه در برنامه ای تکنیک توجه بیننده را به خود جلب کند (مخصوصا در برنامه های داستانی) شما توجه را از پیام اصلی خود به سوی تکنیک منحرف کرده اید.
حرفه ای ها یا بهتر بگویم هنرمندان واقعی می دانند که تکنیک در یک برنامه وقتی خوب است که دیده نشود و وقتی اجرا می شود بیننده عادی متوجه نشود. اگر چه در آگهی ها و برنامه های تبلیغاتی (تبلیغات تلویزیونی) و ويديوهاي موسيقي در محدوده ای هستیم که تکنیک های تولیدی (مخصوصا در مورد مونتاژ) به عنوان نوعی شادی بصری برای مسحور کردن مخاطب استفاده می شود. مثلا در تدوین ویديویی شما قادر خواهید بود تقریبا هر افکتی با هر سلیقه ای را ایجاد نمایید.
اگرچه به نظر می رسد که اصول تدوین فلم در آگهی های تجاری و ويديوهاي موسيقي کم کم متحول می شوند اما برنامه های مهم مخصوصا فلم های داستانی روند پیشین تدوینی خود را ادامه می دهند. به عنوان نمونه قصد دارم به آن ها مراجعه کنم. ابتدا به برخی از اصول ابتدایی در تولیدات تک دوربینه و برنامه های داستانی فلم اشاره کنم که در قسمت های بعدی خواهم گفت.

برش یا کات
برش یا کات در چه زمانی خوب عمل می کند که دلیلی برای آن وجود داشته باشد؟
برای برش یا انتقال از یک نما به نمای دیگر خطر از دست دادن توجه مخاطب و به تبع آن دور شدن از داستان یا موضوع فلم وجود دارد، هنگامی که انتقال تصویری یا برش با محتوای داستان مناسبت داشت باید این برش دیده نشود. مثلا اگر در یک صحنه دراماتیک شخصی به یک نقطه خیره شده، می توانیم برای ایجاد انگیزه به چیزی که توجه هنرپیشه را به خود جلب کرده برش کنیم. وقتی کسی حرفش را قطع می کند و دیگری شروع به حرف زدن می کند برای ایجاد انگیزه باید به شخص دوم کات کنیم. اگر صدای باز شدن دری را می شنویم یا اگر کسی خارج از نما حرفی می زند اغلب ما انتظار داریم نمایی ببینیم از این که آن شخص کیست. اگر کسی شی عجیبی را بر می دارد تا آن را وارسی نماید، طبیعی است که یک نمای بسته (اینسرت) از آن شی ارايه شود.
هر زمانی که ممکن بود به موضوعات دارای حرکت برش بزنید، اگر در حرکت مجبور به برش کردن شدید آن حرکت توجه را از برش شما منحرف خواهد نمود و برش ( انتقال تصویری) را روان می کند و اگر پرش کوچکی هم در کات شما وجود داشته باشد کمتر جلب توجه می کند، چون تماشاگران کاملا جذب حرکت هستند. اگر مردی در حال بلند شدن از روی چوكي است می توانید نقطه میانی حرکت را برای کات انتخاب کنید. در این صورت قسمتی از حرکت را در هر دو نمای برش شده به هم می توان دید.
نکته مهم این که در برش این دو نما حتما زاویه دوربین 30 درجه تغییر کرده باشد.
در تدوین ویدیویی نکات زیادی نهفته است که بسیاری از  آن ها را باید با تجربه به دست آورد. نکاتی که در این مقاله مطرح شد، فقط می تواند اصول کار را به شما معرفی کند.

 

هر روز با 8صبح

 

هشت صبح تبليغات شما را در وب سايت و روزنامه خود مي پذيرد

علاقمندان ميتوانند با شماره: 0773724271

و ایمیل:  musaviphp@gmail.com

جهت معلومات تماس بگيرند.

بهترین نمایش




آگهی