رسانههای آزاد و مستقل مهمترین تهدید امنیتی برای رژیمهای اقتدارگرا مثل جمهوری اسلامی ايران هستند. از این جهت این رژیمها حساسیت زیادی به این نهادها دارند. رادیو و تلویزیون اصولا در انحصار حکومت هستند. اما برای کنترول رسانههای غیر انحصاری در داخل کشور سه روش محدود کننده اتخاذ شده است: ۱) نظام صدور مجوز (انتشارات، روزنامه، دفتر فلمسازی، دفتر تولید و توزیع "سی دی" موسیقی، فراهم کننده ارتباطات انترنتی، كلب هاي اینترنتی)؛ ۲) کنترول تمامیت طلبانه از طریق سانسور، فیلترینگ یا ارسال پارازیت؛ و ۳) تهدید دروازه بانان خبری و اطلاع رسانی برای کنار گذاشتن اطلاعاتی خاص یا نشر و پخش اطلاعات و تبلیغات مورد نظر حکومت.
این روشها برای اجرای سیاستهای رسانه اي مدنظر تعبیه میشوند. اهم این سیاستها بدین قراراند:
عدم جریان آزاد اطلاعات
ممنوعیت دستگاه زیراکس و فتوکاپی و ممنوعیت دستگاه پخش و ضبط ویديویی و (در دهه شصت)، سانسور همیشگی کتاب، جمع آوری تجهیزات دریافت از ماهواره (در دهههای هفتاد و هشتاد)، فیلترینگ سایتهای انترنتی، ارسال پارازیت بر روی زیگنالهای شبکههای ماهوارهای تلویزیونی، لغو مدام مجوزهای نشریات و روزنامهها و سانسور مطبوعات در چاپخانه در کنار زندانی کردن صدها روزنامه نگار حکایت از یک سیاست جدی رسانه اي در ایران دارد: دسترسی به اطلاعات حق مردم نیست. ولی فقیه است که تصمیم میگیرد مردمی که صغیر محسوب میشوند چه اطلاعاتی را به دست آورند و از کدام منبع به آن ها دسترسی داشته باشند.
تقلیل رسانهها به بلندگوي حکومت
نتیجه مستقیم تقلیل فرهنگ به تبلیغات به عنوان یک سیاست فرهنگی، تقلیل رسانهها به بلندگويي تبلیغاتی است، چون رسانهها قرار است بخشی از دیوانسالاری تبلیغاتی حکومت باشند. رسانههای دولتی تنها به مداحی و تملق رهبری و ذکر خدمات دولت مشغول اند و منتقدان حکومت هیچ راهی به آن ها ندارند و نباید داشته باشند. اخبار رادیو تلویزیون در واقع شرح وقایع بیت رهبری و دستگاههای دولتی به علاوه نمایش فروپاشی غرب است و جایی برای رخدادهای جاری جامعه در آن وجود ندارد. به عنوان نمونه اخبار مربوط به آلودگی هوا رسما سانسور میشود. (تابناک، ۹ آذر ۱۳۸۸)
روزنامهها اگر عکس خامنهای را مرتبا چاپ نکنند یا وی را با عنوان "مقام معظم" یا "ولی امر مسلمین جهان" یاد نکنند، بعد از چندی بسته میشوند. اداره کنندگان رسانهها نیز عموما از خاصان درگاه هستند و بدون هماهنگی با بیت آب نمیخورند.
تک صدایی
بر اساس سیاست حکومت تنها صدایی که باید به گوش برسد صدای انصار و وفاداران به حکومت است و هرکه با آنان همراهی دارد. به عنوان مثال در حوزه سیاست، هر فرد یا گروهی که با ایديولوژی اسلامگرایی حکومت، ولایت فقیه یا مصداق آن مخالف باشد یا به آن ها منتقدانه نگاه کند، جایی در رسانههای همگانی ندارد. به همین دلیل مطلب نخست در برنامههای خبری رادیو و تلویزیون یا تیتر اول روزنامههای دولتی و حکومتی آن چیزی نیست که ارزش خبری داشته باشد بلکه سخنان و اعمال ولی فقیه و سران سه قوه و دیگر مقام هاي جمهوری اسلامی ايران است.
یک طرفه
سازمان صدا و سیما با دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی یک برنامه زنده که مردم بتوانند به آن تليفون کنند و در موضوعات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اظهار نظر کنند ندارد. برنامهای که مردم میتوانند به آن پیام کتبي تيلفوني بفرستند و رای بدهند (آن هم بر اساس گزینههایی که تهیه کننده مشخص میکند) یک برنامه ورزشی است (نود). حکومت جمهوری اسلامی ايران فضایی را در حوزه رسانهها ایجاد کرده که مدیران رسانه هايش از ابراز نظر شهروندان عادی هراس دارند. ستون نظرات مردم در رسانههای دولتی نیز عمدتا توسط سردبیران یا مسوولان این ستونها پر میشوند. در برنامههای رسانههای حکومتی هیچ جایی برای صدای مردم وجود ندارد (ستون نظرات مردم کیهان توسط اعضای سردبیری نوشته میشود).
انحصار
بنا به یک تفسیر مضیق از قانون اساسی انحصار رسانههای الکترونیک به یک سازمان دولتی سپرده شده است و امکان تاسیس رادیوها و تلویزیونهای خصوصی از فعالان رسانه اي و سرمایه گذاران سلب شده است. حتا از وجود یک شبکه کابلی در دانشگاهها جلوگیری میشود. حکومت رسانههای همگانی را در اختیار خود میخواهد که رادیو و تلویزیون رسانههای موثری در این حوزه هستند. این سازمان صدای خامنهای و بیت وی است.
تحریف اخبار و آرایش چهره نظام در خارج
رسانههای غیر فارسی زبان رژیم جمهوری اسلامی ايران موظف اند اخبار و اطلاعات داخل کشور را تحریف کرده و به نحوی آرایش دهند که برای مخاطبان خارجی قابل هضم باشد. به عنوان نمونه در خبر اعدام دو تن از زندانیان سیاسی دو گونه خبر از رسانههای فارسی زبان و انگلیسی زبان حکومت عرضه شد. تلویزیون انگلیسی زبان جمهوری اسلامی ايران، پرس تی وی، در خبر اعدام این دو جوان یادآور شده که آن ها در ارتباط با بمبگذاری دو سال پیش در شیراز در دادگاه انقلاب محاکمه و به چوبه دار سپرده شدند. اما سارنوال تهران با حضور در بخش خبری ساعت ۱۴ روز پنجشنبه ۹ دلو، ضمن اعلام تایید حکم اعدام محمد رضا علی زمانی،۳۷ ساله و آرش رحمانی پور ۲۰ ساله، اعلام کرد که «این دو نفر از عوامل ضدانقلاب و سلطنت طلب بوده که اتهام آن ها اقدام علیه امنیت ملی کشور، شرکت در براندازی نظام و حضور در اغتشاشات اخیر بوده که با هوشیاری ماموران امنیتی دستگیر شدند». به علت حساسیت شنونده انگلیسی زبان نسبت به اعدام کودکان و نوجوانان، پرس تی وی اصولا اشارهای به این موضوع نمیکند که رحمانی پور به علت جرايمیکه از نگاه حکومت در ۱۶ و ۱۷ سالگی مرتکب شده، اعدام شده است.
سیاه نمایی تمدن غربی و سپید نمایی جامعه ایران
سیاست اعلام ناشده رسانههای دولتی در انعکاس اخبار خارجی بزرگنمایی اخبار منفی مثل آتش سوزی، جنایت، فجایع طبیعی و مشکلات اجتماعی جوامع دموکراتیک مثل بیکاری و عدم ذکر پیشرفتهای این جوامع است. در مقابل اخبار منفی داخلی تحت پوشش قرار نمیگیرند یا پوشش آن ها به یک شبکه یا یک بخش خبری محدود میشود اما افتتاح چند باره طرحهای عمرانی بارها و بارها از شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش میشود. هدف از این نوع پوشش خبری عبارت است از: ۱) زدودن این تصور در میان مردم ایران که مردم در دیگر جوامع وضعیت بهتری دارند؛ ۲) نمایش ورشکستگی و زوال غرب و سرمایه داری جهانی در آینده نزدیک؛ و ۳) القای این موضوع به مردم ایران که در بهترین و آزادترین شرایط زندگی میکنند.
راهزنی و دستبرد رسانه اي
پس از آن که حکومت در سیاست جمع آوری تجهیزات دریافت از ماهواره از مردم شکست خورد به ارسال پارازیت روی آورد. حکومتی که خود دارای دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی ماهوارهای به زبان های دیگر است، بر روی شبکههای ماهوارهای فارسی زبان دیگر کشورها پارازیت میفرستد. همچنین جمهوری اسلامی ايران از آزادی رسانهها در کشورهای غربی استفاده کرده و در آن ها دفاتر خبری دارد اما رسانههای دیگر کشورها نمیتوانند در ایران آزادانه فعالیت کنند.
پس از خبره شدن جوانان ایرانی در استفاده از فیلتر شکنها، حکومت رسما به راهزنی و دستبرد در دنیای مجازی رو کرده و به هک کردن سایتهای انترنتی مثل تویتر و رادیو زمانه یا ایجاد اختلال در سایتها با بارگذاری زیاد بر آن ها پرداخت.






