انگشت ششم حکومت وحدت ملی

- بهروز مجیدی

از استعفای آقای عبدالباری جهانی، وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ بیشتر از یک سال می‌گذرد. با این وجود، پس از استعفای آقای جهانی تا اکنون، کرسی این وزارت هم‌چنان از سوی سرپرست اداره می‌شود.
واضح است که از لحاظ تقسیمات سیاسی در حکومت وحدت ملی، کرسی وزارت اطلاعات به تیم آقای غنی تعلق دارد. چنا‌ن‌ که عبدالباری جهانی، وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ نیز از سوی آقای غنی به این کرسی گماشته شده بود. با گذشت یک و سال اندی از کناره‌گیری آقای جهانی از مقام وزارت فرهنگ، آقای غنی تا هنوز نخواسته است شخص دیگری را به این مقام بگمارد. این درحالی است که پس از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، وزارت اطلاعات و فرهنگ به دلیل بی‌توجهی به اهمیت فعالیت‌های آن از سوی رهبران حکومت وحدت ملی و به ویژه آقای غنی، به یکی از کم‌کارترین اداره‌های حکومت وحدت ملی بدل شده است.
به عنوان نمونه، یک نگاه گذرا به فعالیت‌های وزارت اطلاعات و فرهنگ در طول سه سال و اندی که از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی می‌‌گذرد، نشان می‌دهد که این وزارت در تمام این مدت هیچ‌‌گونه برنامه‌ی بزرگ ملی را در راستای ترویج و تشویق مسایل فرهنگی و هنری برگزار نکرده است.
یکی از دلایل کم‌کاری وزارت اطلاعات و فرهنگ را می‌توان نبود وزیری مبتکر و توانا در راس این وزارت خواند. وزیری که بر مسایل فرهنگی و اجتماعی افغانستان احاطه داشته و قادر باشد تا در زمینه‌ی بهبود وضعیت فرهنگی کشور، گام‌های مهم و اساسی بردارد.
از دلایل دیگر این کم‌کاری، توجه‌نداشتن رییس جمهور به اهمیت و ارزش کارکردی این وزارت است. آقای غنی بخش‌ زیادی از انرژی خود را صرف کار‌های دیگری کرده و نشان داده است که به کار در بخش فرهنگ کشور نه علاقه‌ای دارد و نه توجهی.
شکی نیست که افغانستان دارای اولویت‌های دیگری است که پرداختن به آن‌ها بخش عمده‌ی انرژی حکومت را صرف می‌کند، اما در شرایطی که بیش از پنجاه درصد از نفوس افغانستان جوان است، پرداختن به مسایل فرهنگی نیز باید در فهرست اولویت‌های اساسی و عمده‌ی دولت قرار بگیرد. به عنوان نمونه دولت می‌تواند با حمایت از فلم‌سازان جوان، عرصه‌ی سینمای افغانستان را متحول کرده، فرصت را برای تولید محصولات خوب داخلی فراهم آورد.
از آن‌جا که نسل جوان افغانستان تشنه‌ی دست‌یابی به دانش است، تقویت بخش نشر کتاب و معیاری‌سازی این سکتور اولویت دیگر دولت باشد. هر چند سکتور خصوصی در این زمینه فعالیت‌های تحسین‌برانگیزی انجام داده است، اما فعالان عرصه‌ی نشر از توجه‌نداشتن دولت به فعالیت‌های شان شاکی اند. آنان می‌گویند که دولت در طول سه سال و اندی گذشته، در زمینه‌ی حمایت از ناشران توجهی نکرده است. چنان که چندی قبل انتشارات عازم که یکی از سازمان‌های معتبر نشر کتاب در افغانستان است به اثر بی‌توجهی دولت در پی‌گیری خطاکاران عرصه‌کاپی رایت، برای مدتی دروازه‌هایش را بست.
عرصه‌ی موسیقی افغانستان نیز در وضعیت اسف‌باری قرار دارد. به جز تلویزیون طلوع که فعالیت‌هایی را در بخش تولید موسیقی انجام می‌دهد، رسانه‌های دیگر کشور به شمول تلویزیون ملی، یا توانایی‌ مالی تولید موسیقی جدید را ندارند و یا فاقد ابتکار و فکر خلاق اند. وضعیت شعر و داستان‌نویسی افغانستان نیز بهتر از این نیست. هرچند شماری از شاعران و نویسنده‌گان با برگزاری جلساتی تلاش می‌کنند تا محصولات جدید خود را به جامعه معرفی کنند، اما به دلیل محدودیت این جلسات، بخش‌ عمده‌ای از جامعه از تولیدات جدید در عرصه شعر و داستان بی‌خبر می‌ماند.
این در حالی است که افراط‌گرایان به طور نظام‌مند به کمک پول‌های بادآورده‌ای که از خارج به جیب شان می‌ریزد، از توانایی بیشتری برای گسترش افکار خویش برخودار اند. آنان صاحب روزنامه، تلویزیون و نهادهای انتشاراتی اند و امکانات مالی این توانایی را برای شان داده است تا بیشتر و پیوسته کار کنند. تولیدات این گروه‌ها چون از حمایت خارجی برخودار است، به طور مجانی پخش می‌شود و طبیعی است که در خلا و کمبود محصولات هنری اصیل و آزاد، به سرعت در میان جوانان پخش و دست‌به‌دست می‌شود.
تداوم این وضعیت، برای آینده‌ی کشور زیان‌بار و خطرناک است. ما در طول چهل سال گذشته به اندازه‌ی کافی قربانی فرهنگ افراطیت شده‌ایم. افراطیتی که مخالف تنوع و تکثر است. مخالف آزادی فکر و اندیشه است و تلاشش دارد تا جامعه به سمت تک‌صدایی و تک‌فکری حرکت کند.
به همین منظور، بهتر است حکومت وحدت ملی، به ویژه آقای غنی حساسیت مساله را درک کند. آقای غنی که خود را وارث سلسله‌ی امان‌الله خان دانسته و ادعا دارد که افغانستان را به سمت اصلاحات ساختاری می‌برد، باید بداند که نپرداختن به مساله‌ی فرهنگ، مسوولیت‌های بزرگ تاریخی را متوجهش خواهد ساخت و تاریخ او را به خاطر این بی‌توجهی نخواهد بخشید.

اشتراک گذاري با دوستان :