خاطرات داکتر سپنتا؛ روایت دلتنگی‌ها در قید تشریفات

- داکتر هنایش کوهستانی

رنگین دادفر سپنتا ۲۵ قوس ۱۳۳۲ در یک خانواده زمین‌دار در منطقه‌ی کرخ هرات چشم به جهان گشود. دوره‌ی مکتب و دانشگاه او هم‌زمان بود با گسترش جنبش‌های سیاسی و ترویج افکار روشن‌فکری در میان قشر مکتبی در شهر‌های بزرگ کشور. فصل‌های آغازین کتاب تصویری از سیر تکامل و روند مبارزات جوانان خانواده‌های متوسط در میانه‌ی قرن گذشته در شهر‌های بزرگ و روستاهای هم‌جوار آن را باز‌گو می‌کند. داستان شور و اشتیاق این جوانان برای گام‌نهادن به جهان مدرن- تلاش برای درک و تحلیل مفاهیم عمده‌ی سیاسی عصر و زمان و میلان جدی جامعه‌ی روشن‌فکری به طرف دیدگاه‌های چپی مخصوصاً میان فرزندان طبقه ‌به اصطلاح بورژوا، یکی از نکات مشترک این نوشته با زنده‌گینامه‌های سیاست‌مداران مطرح هم‌عصر او است.
کتاب، هرچند جسته و گریخته، ولی صادقانه تمایلات سیاسی و آرمان‌گرایانه‌ی نویسنده را بازگو می‌کند، ولی با هر بار ذکر آن، تمایلات به سرعت به نفی آن می‌پردازد. سپنتا خودش را دیگر از گرایش‌های ایدیولوژیک انقلابی بریده می‌داند و من‌حیث یک دموکرات و اصلاح‌طلب وارد مرحله دوم زنده‌گی می‌شود. از این روست که به طبع خود را به مکتب انتقادی فرانکفورت نزدیک می‌یابد و با متوسل‌شدن به اساسات و پرنسیب‌های این مکتب علمی، می‌کوشد تا گذشته‌اش را به آینده پیوند دهد.
کتاب تنها یک زنده‌گی‌نامه‌ی کلشیه‌ای نیست. هر فصل آن مخصوصاً فصل‌های بعد از آغاز همکاری نویسنده با دولت حامد کرزی و عضویت در کابینه، مانند پنجره‌ای است که در پهلوی توصیف وقایع عمده‌ی سیاسی، برداشت و تحلیل یک وزیر امور خارجه و بعداً یک مشاور امنیت ملی و استاد علوم سیاسی از لحظات حساس تاریخ سیاسی کشور از آن بر‌می‌تابد.
هر‌چند نویسنده به افشای موضوعات محرم و جنجال‌برانگیزه سیاسی آن دوره به صورت گسترده نپرداخته است، باز هم برای اکثریت خواننده‌گان اعم از جوانان فعال عرصه سیاست و حکومت‌داری در کشور، بازگویی حقایق تلخ و دشوار در بحث‌های پشت دروازه‌های آهنین ارگ و سالون‌های مجلل ملاقات‌ها در پایتخت‌های کشور‌های غربی و منطقه، از کمپ دیوید تا چکرز و حیدرآباد هاوس تا دیوان صدر، از کرملین تا قصر سعدآباد و تالار بزرگ خلق، چشم بازکننده و پر از اهمیت است.
با وجود اهمیت و جذابیت وقایع و رویداد‌های مورد بحث در کتاب، خواننده در قسمت‌هایی از کتاب به خوبی احساس می‌کند که نویسنده با چیره‌دستی از فنون و اعجاز زبان فارسی دری و گاهی هم فارسی- هراتی استفاده کرده است و با نثر شیوا و گاهی مسجع، داستان دلتنگی یک مبارز انقلابی، دانشگاهی آزاد و لبیرال دموکرات هیومانست را که در قید تشریفات وزیر خارجه، محدودیت‌های یک مشارو امنیت ملی محصور شده در قعله‌ای یک خان قبیله که با او دعوای دوستی دارد، به زیبایی به تصویر می‌کشد.
مثلاً تصویر دلگیر ملاقات با یک مقام عالی‌رتبه‌ی پاکستانی، که توصیف خصوصیات ظاهری‌اش عبوس، تاریک و مغرور در منظره‌ی یک شام خزانی سرد، که تاریکی زودهنگام و آلوده‌گی هوا کابل را فرا گرفته، بی‌چاره‌گی ما و بیهوده‌گی بعضی از ملاقات و دلتنگی نویسنده را هنرمندانه بیان می‌کند.
آن‌چه در لابه‌لای کتاب دیده می‌شود، تأکید نویسنده بر یکی از مقوله‌های اساسی سیاست خارجی است که سیاست خارجی خلاصه‌ای از رابطه و احساسات افراد نباید باشد. هدف سیاست تأمین منافع کلان کشور و اقناع کشور‌های دیگر است تا در مسیری حرکت کنند که متضمن منافع ما یا لااقل در تناقص با منافع ما نباشد.
تلاش و تأکید برای امضای موافقت‌نامه‌ی استراتژیک با امریکا و جلوگیری از وخامت هر چه بیشتر روابط دیپلوماتیک توسط نویسنده، نمونه‌ای از این رویه است.
کتاب هم‌چنان از تناقص‌های جدی در سیاست خارجی کشور، که بیشتر وابسته به تناقص و تضادهای شخصی، غلبه‌ی دوام‌دار و غم‌انگیز احساسات بر منطق و ضعف شخصیت کرکتر عمده‌ی افراد و دور باطل بعضی از برنامه‌های کشور در یک دهه اخیر، پرده برمی‌دارد.
این معلومات دست اول برای کارگزاران و کارآموزان دستگاه دیپلوماسی کشور با ارزش و درخور توجه است.
کتاب، طبعاً مانند هر نوشته‌ی دیگر، خالی از اشتباه‌های نوشتاری، تناقص در ارقام و تاریخ‌ها و نام افراد و وظایف‌شان نیست که اصلاح آن در چاپ‌های بعد، ضروری پنداشته می‌شود.
با در نظر داشتن اهمیت موضوعات و موقف‌های قبلی نویسنده، بسیار به‌جا خواهد بود تا این کتاب به زبان‌های عمده‌ی علمی جهان ترجمه شود تا پژوهشگران و دانشجویان این حوزه، بتوانند گوشه‌ای از روایت افغانستان بعد از ۲۰۰۱ را از زبان یک افغان بخوانند.
کتاب «سیاست افغانستان- روایتی از درون» گامی بلند، در راستای پر ساختن خلای واضح در فرهنگ سیاسی و حکومت‌داری ما است که همانا نوشتن خاطرات، تجارب و تحلیل و بررسی صادقانه‌ی امور و محیط مأموریت توسط نخبه‌گان سیاسی کشور ما است. به امید این‌که این سلسله ادامه یابد. خواندن این کتاب را به نسل نویسنده، نسل خودم و تمامی جوانان مهین عزیز، مخصوصا در این شب‌های دراز زمستان، صمیمانه پیشنهاد می‌کنم.
به دنیا نه مرد و نه زن مانده است
همه رفته‌اند و سخن مانده است.

اشتراک گذاري با دوستان :