قمار در شب‌های کابل

- حسن کریمی

عبدالحق، قمارباز است. او هر وقت پولی در جیب داشته باشد، به قمارخانه‌های پنهانی کابل می‌رود. آخرین باری که در «میدان قمار» نشسته، ۸۰ هزار افغانی‌اش را باخته است. عبدالحق بیش از ۱۴ سال است که قمار می‌زند. او عاشق بازی «بترنو» است.
قماربازی در افغانستان ممنوع است. اما برخی‌ها در مکان‌های مخفی و به گونه‌ زیرزمینی قمار می‌زنند. اگر در خانه این بازی انجام شود، صاحب‌خانه پول تنظیم‌کردن بازی قمار را از قماربازان می‌گیرد. قمار به‌ انواع مختلف انجام می‌شود، اما قماربازهای کابل به «بترنو»، «چهاروالی» و «کمسایی» بیشتر علاقه‌مندی دارند.
عبدالحق نخستین باری را که قماربازی کرده است، را خوب به یاد دارد. او آن زمان برای کار به یکی از ولسوالی‌های کابل رفته بود و در آن‌جا برای اولین ‌بار قمار را تجربه کرد: «با اندیوال‌ها بودم، بازی شروع شد، من هم د میدان گد شدم. او وقت‌ها پیسه ده‌‌هزاری بود، گفته مردم قطیفه هموار و پیسه هم فراوان، تا وقتی که پیسه داشتم زدم، خلاص شد، جمپر و کرمچ را ماندم، اما بازم باختم، یادم نمی‌رود.»
در شهر کابل قمار بیشتر بر سر پیسه صورت می‌گیرد اما در کنار آن، قماربازان روی خانه و موتر نیز شرط می‌زنند. گفته می‌شود که در برخی از مناطق افغانستان، شخصی فرزندش را در قمار باخته است. بازی قمار بیشتر در شهر کهنه کابل، جوی شیر، سرکوتل، منطقه حوزه یازدهم، سه‌صد‌و‌پانزده و هم‌چنان در محافل عروسی انجام می‌شود. عبدالحق در باره‌ی خانه‌هایی که در آن قماربازی می‌شوند، گفت که در هر گوشه و کنار کابل قماربازی وجود دارد. پولیس هم می‌داند، اما مردم حق را به حق‌دار می‌دهند و مشکل خلق نمی‌شود.
عبدالحق ۳۳ ساله است و سه فرزند دارد. او می‌گوید قمار خوب نیست اما «به آن عادت کرده‌ام.» او با خنده می‌گوید: «مثل عمل سگرت است، آدم یک دفعه که شروع کرد، باید تا آخرش برود. «کمسایی» خطرناک است، من یک بار در همین بازی، حتا بوت سیلور خوده باختم.»
بازی «کمسایی» یکی از قدیمی‌ترین بازی‌ها در کنار «بجل بازی/ شیغ‌بازی» در افغانستان است. این بازی میان قماربازان بسیار مشهور است. در شهر کابل بیشتر آدم‌های کهن‌سال آن را بازی می‌کنند. عبدالحق زیاد در صحبت‌هایش از این بازی تعریف کرد: «کمسایی سرنوشتت را خراب می‌کند. اگر شیشت زنده‌گی‌ات را برایت جور می‌کنه اگر نه‌شیشت زنده‌گی‌ات را خراب می‌کند. وقتی قمار زیاد لوی می‌شود، باز با کمسایی بازی می‌کنند. مثلاً یک خانه را در یک دَو می‌زنی.» کمسایی متشکل از دو مهره از پلاستیک است که در پهلوهای آن سوراخ‌های کوچک از یک تا شش نقش شده است.
در کنار قمار، در میان برخی از باشنده‌گان شهر کابل شرط‌بندی‌ روی بازی مرغ‌جنگی، سگ‌جنگی، بیلیارد، سنوکر، بازی با کامپیوتر و بازی‌ها لیگ فوتبال اروپا نیز صورت می‌گیرد. هم‌چنان جوانانی که دست‌رسی به انترنت دارند به صورت آن‌لاین بازی می‌کنند.
قماربازان در شهر کابل یا حرفه‌ای اند یا شوقی قمار می‌زنند، اما بیشتر قماربازان این شهر به‌ گفته عبدالحق، آدهای «قرض‌دار و اوگار» و «زیر دار گریخته» است.
عبدالحق در میدان‌های زیادی بازی کرده و یا شاهد بازی بوده است. او در میدان‌های قمار دیده است که شخصی خانه و موترش را باخته است. عبدالحق در یکی از بازی‌هایش حتا «جواز سیر» موترش را در میدان گذشته بود: «من بترنو می‌زنم. مرض من بترنو است. سر پیسه می‌زنم. وقتی می‌بازی، حساس می‌شی که باید ببری هر چیزی که داری با خود در میدان می‌گذاری، اما نمی‌شود، بازهم می‌بازی. یک بار که به باختن شروع کردی، می‌روی تا آخر. مه حتا جواز سیر موترم را مانده بودم.»
عبدالحق یک قمارباز بازنده است. او دلیل باخت‌هایش را این‌گونه توضیح می‌دهد: «۱۴ سال در باخت هستم. هیچ برد نداشتم یا چانس ندارم و یا فکر نمی‌کنم. منتها مکمل در باخت هستم. اگر یک شب ببرم و شب دیگر مکمل باز می‌بازم. همین قدر که پیسه خود را باختم، می‌گویم که یک پیره دگه هم بزنم که هر چه شد شد و پیسه خوده کشیده بتانم. وقتی‌که می‌زنم باز می‌بازم. قمار یک لذت خاص دارد، غیر قابل وصف است. در پهلویش تباه‌کننده نیز است.» او روزی بسیار هوس قمار می‌کند و پولی که در جیب داشت هزینه ساخت و ساز خانه‌اش بود، اما همه را به قمار می‌بازد: «یک وقت خانه جور می‌کردیم، پیسه ریگ و خشت پیشم بود، در قمار باختم، اما بعد از قمار، وقتی بیرون شدم، به یکی از آن‌ها مشکل را گفتم و پیسه باز قرض دادند و من رفتم ریگ و خشت برای خانه آماده کردم. قمارباز در میدان جوان‌مردی ندارد اما بیرون از میدان جوان‌مرد است. ما گاهی از سر شب تا ملا آذان بازی کردیم.»
این قمارباز هنوز این شعر مولانا را هم نشینده است: «خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش/ بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر» اما عبدالحق گفت: «یک وقت پیسه فراوان بود، حالا سختی و گشنه‌گی است. در همین شرایط در کابل همه چیز قمار است. زنده‌گی در کابل قمار است، هیچ نمی‌فامی که چه می‌شود.»

اشتراک گذاري با دوستان :