کابل و هم‌گرایی منطقه‏‌ای

کابل متوجه حساسیت‌های منطقه‌‏ای است. هفته‏‌ی پیش داکتر عبدالله، رییس اجرایی افغانستان در دهلی نو خیلی با احتیاط در مورد نقش چین در منطقه‏ سخن گفت. داکتر عبدالله در یک نشست خبری در دهلی نو در پاسخ به سوال یک خبرنگار هندی در مورد نقش چین در منطقه گفت که کابل درک می‌کند که پکن در سطوح مختلف با کشورهای گوناگون در منطقه روابط دارد، ولی تروریسم تهدید مشترک برای هند، چین و افغانستان است. به گفته‏‌ی رییس اجرایی افغانستان، تهدید مشترک زمینه را برای گفتگو و همکاری مشترک فراهم خواهد کرد.
با آن که چین در واکنش به استراتژی ترامپ به سود پاکستان موضع گرفت و از موقف اسلام‌آباد حمایت کرد، کابل برای هم‌گرایی منطقه‏ای تلاش می‌کند. روشن است که کشورهایی مثل چین در هر نوع موضع‌گیری سیاسی، موقف رقیبان جهانی و منطقه‏ای خود را در نظر می‌گیرند و بر مبنای آن اعلام موضع می‌کنند. چین هند را رقیب منطقه‏ای و امریکا را رقیب جهانی‌اش می‌داند. اما با آن هم بین این سه کشور، همکاری، بازرگانی و دیپلوماسی نرم وجود دارد. این سه کشور مشکلات خود را از طریق گفتگو حل کرده‌اند. لازم است که کابل هم دیپلوماسی هشیارانه را دنبال کند.
کابل باید هر سه کشور را برای همکاری بیشتر در افغانستان تشویق کند. همان طوری که رییس اجرایی افغانستان گفت، تروریسم تهدید مشترک برای تمام کشورهای منطقه و جهان است. جدایی‌طلبان چینی که ایدیولوژی القاعده را پذیرفته‌اند، در گذشته مورد حمایت طالبان بودند. این جدایی‌طلبان در قلمرو پاکستان مستقر هستند و در مناطق ناامن افغانستان نیز گاهی حضور پیدا می‌کنند. دولت افغانستان هم در زمان حامد کرزی و هم در حکومت وحدت ملی نشان داد که اراده‏ی جدی در مبارزه با تروریسم دارد. افغانستان افراد بازداشت شده‏ی سازمان جدایی‌طلب ترکستان شرقی را که به پکن تحویل داد.
پکن هم درک کرده است که در افغانستان ظرفیت مبارزه با تروریسم ایجاد شده است. به همین دلیل چین کمک‌های محدود تخنیکی در اختیار افغانستان قرار داده است. چین باید به همین روش ادامه دهد. قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‏ای باید به دولت‌سازی و تقویت سازمان دولت در افغانستان همکاری کنند. تقویت سازمان دولت در جغرافیای افغانستان، به سود تمام کشورهای جهان است. اگر سازمان دولت در افغانستان نیرومند باشد و کل جغرافیای آن را کنترول کند، هیچ گروه تروریستی و جدایی‌طلب نمی‌تواند در اینجا فعالیت کند. در یک افغانستان باثبات هیچ گروه تروریستی جا ندارد. افغانستان هم هیچ نوع منافعی در ایجاد درد سر برای همسایه‌ها ندارد. افغانستان می‌خواهد نقطه‏ی وصل چین به خاورمیانه و جنوب آسیا به آسیای مرکزی باشد.
تجربه‏ی دهه هشتاد افغانستان را باید هر کشوری در نظر داشته باشد. در آن زمان قدرت‌های جهانی سیاست دولت‌زدایی از قلمرو افغانستان را دنبال می‌کردند. این سیاست آتش جنگ را در افغانستان شعله‌ور کرد و دود آن تا دوردست‌ها پراکنده شد. اگر این سیاست نمی‌بود، به احتمال قریب به یقین که حادثه‏ی تروریستی یازده سپتامبر اتفاق نمی‌افتاد. به سود همه کشورهای جهان است که برای تقویت سازمان دولت در افغانستان کار کنند. قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای هم باید در بازسازی افغانستان و نهادهای دولتی آن رقابت کنند. هند برای افغانستان پارلمان ساخته است و قرار است کمک‌های دیگری هم بکند، چین هم می‌تواند که ساختمان‌هایی برای شورای‌های ولایتی افغانستان بسازد، این امر موجب تقویت وجهه کشورها در افغانستان و ثبات‌سازی می‌شود.

اشتراک گذاري با دوستان :