افغانستان، صوبه پنجم پاکستان نیست

شاهدخاقان عباسی قایم مقام سمت نخست‌وزیری پاکستان در شورای روابط خارجی گفته است که هند نباید نقش سیاسی و نظامی در افغانستان داشته باشد. پیش از او هم جنرال‌های ارتش و سیاست‌مداران پاکستانی خواستار محدود‌شدن روابط افغانستان و هند شده بودند. جنرال مشرف حاکم نظامی پیشین پاکستان که نقش عمده در شورش مجدد طالبان پس از سال ۲۰۰۱ داشت، نیز بارها گفته است که کابل باید روابط خودش با هند را به خواست پاکستان تنظیم کند.
این سیاست‌مداران و جنرالان پاکستانی، فراموش کرده‌اند که افغانستان یک کشور مستقلِ دارای حاکمیت ملی است. این حق انحصاری دولت و مردم افغانستان است که تصمیم بگیرند، با کدام کشور در چه سطحی رابطه داشته باشند. هیچ کشور دیگری حق ندارد به مردم و دولت افغانستان امر کند و کنترول سیاست خارجی افغانستان را به دست بگیرد. افغانستان صوبه پنجم پاکستان نیست که شاهدخاقان عباسی و جنرال قمر بجوا بر آن حکم برانند.
خوابِ صوبه پنجم‌سازی افغانستان را جنرال‌های پاکستانی از دهه هشتاد میلادی به این‌سو می‌بینند. این فکر را در آغاز جنرال حمیدگل مطرح کرد و بعد سازمان آی‌اس‌آی با حمایت استراتژیک از موشک‌باران کابل و طالبان، تلاش کرد آن را عملی کند. در زمان حاکمیت طالبان، جنرال‌های پاکستانی به این آرزوی‌شان نزدیک شده بودند، اما در آن زمان هم در برابر این هدف استعماری پاکستان مقاومت جدی در افغانستان وجود داشت. حالا که افغانستان صاحب یک دولت مدرن دارای حمایت جهانی است، رویای جنرال‌های پاکستانی تعبیر نمی‌شود. مردم افغانستان اجازه نمی‌دهند که سیاست خارجی کشورشان توسط پاکستان کنترول شود. مردم افغانستان طرف‌دار دشمنی با هیچ کشور و ملتی نیستند، اما نمی‌پذیرند که کسی به آنان در مورد سیاست خارجی کشورشان دستور دهد.
جنرال‌ها و سیاست‌مداران پاکستانی به جای خصومت و دشمنی با افغانستان راه مذاکره و تعامل را در پیش گیرند. مذاکره و تعامل زنده‌گی مردم هر دو کشور را بهبود می‌بخشد. سیاست امنیتی هندمحور پاکستان در قبال افغانستان، هیچ سودی به مردم پاکستان ندارد. اگر پاکستان فکر می‌کند که با حمایت از گروه‌های افراط‌گرای خشونت‌طلب، بالاخره افغانستان را به صوبه پنجمش بدل می‌کند، اشتباه کرده است. به سود پاکستان است که به جنگ اعلام‌ناشده علیه افغانستان خاتمه دهد و راه گفت‌وگو و تعامل را در پیش گیرد. پاکستانی‌ها در سال ۲۰۱۴ پیشنهاد تعامل و دوستی افغانستان را رد کردند. آنان تصور می‌کردند که افغانستان سقوط می‌کند و به صوبه پنجم بدل می‌شود. اما این آرزوی شوم آنان تحقق نیافت.
در این تردیدی نیست که افغانستان و پاکستان از سال ۱۹۴۷ به این‌سو با هم‌دیگر مشکل دارند. در آن زمان افغانستان ساحه نفوذ یک طرف جنگ سرد بود و پاکستان متحد بلوک دیگر آن. در چنین وضعیتی، طبیعی است که تضاد منافع و دشمنی عمیق می‌شود. اگر پاکستان به جنگ اعلام ناشده‌اش علیه افغانستان پایان دهد، کابل حاضر است که به تمام نگرانی‌های اسلام‌آباد ترتیب اثر بدهد. کابل هم در زمان کرزی و هم در حکومت وحدت ملی بارها به پاکستان پیام داد که آماده است به تمامی نگرانی‌های پاکستان ترتیب اثر دهد. انتظار کابل این بود که پاکستان از سیاست امنیتی هندمحور در قبال افغانستان فاصله بگیرد و کاری بکند که خشونت در افغانستان کاهش یابد و رهبران طالبان روی میز مذاکره بیایند. اما پاکستان به تمام تعهداتش پشت پا زد. حالا هم سیاست‌مداران پاکستانی با تکبر و نخوت برای افغانستان دستور صادر می‌کنند. تا زمانی که پاکستانی‌ها بر سر عقل بیایند، مردم و دولت افغانستان چاره‌ای جز مقاومت ندارند.

اشتراک گذاري با دوستان :