جناب رییس‌جمهور! سوگندتان را باور کنیم یا دم خروس را؟

- فردوس

ثواب‌الدین مخکش به نماد قوم‌گرایی و فساد بدل شده است. افشاگری روزنامه‏ی اطلاعات روز او را به سمبول قوم‌گرایی بدل کرد. این آقا از سمتش استعفا کرد اما کیست که نداند شبکه‏ای که او به آن تعلق داشت، سرجایش است و ریاست عمومی اداره‌ی امور را مثل موریانه می‌خورَد. در آن‌جا شبکه‏ای جا گرفته است که به حقوق برابر شهروندان افغانستان باور ندارد. اعضای این شبکه فکر می‌کنند که مردم افغانستان به اقوام بدل می‌شوند و این اقوام هم دارای حقوق برابر نیستند. تصور آنان این است که افغانستان نه یک جمهوری مدرن، بلکه قملرو یک دولت قومی است. آنان قوم را مالک دولت می‌دانند.
آنان از دیدگاهی نماینده‌گی می‌کنند که بر اساس آن یک قوم مالک افغانستان است و اقوام دیگر مملوک و مهاجر. قانون اساسی کشور، افغانستان را قلمرو یک جمهوری مدرن تعریف می‌کند. در این قانون هم‌چنان ملت افغانستان مجموع کسانی تعریف شده است که شهروندی افغانستان را دارند. بر مبنای این قانون، افغانستان که قلمرو یک جمهوری مدرن است، متشکل از ملتی است که اعضای آن شهروندان افغانستان است. به بیانی دیگر، فرد شهروند، سوای تعلقات زبانی و قومی‏اش مالک دولت افغانستان و صاحب قدرت سیاسی و صلاحیت قانون‌گذاری است. قانون اساسی، افغانستان را ملت- دولت شهروندان تعریف می‌کند و «افغان» را هم معادل شهروند افغانستان می‌داند. در این قانون کلمات افغان و افغانستان هیچ دلالت قومی ندارند. قانون اساسی، به افغان و افغانستان معنای جدید، عقلانی و مدرن وضع کرده است.
رییس‌جمهور غنی هم در سخنرانی‎‏ای که در هرات داشت به همین نکات اشاره کرد. محمداشرف غنی گفت: «افغانستان خانه‏ی مشترک ما است و همه‏ی ما شهروندان این جمهوری پر افتخار هستیم.» این جمله نشان می‌دهد که رییس‌جمهور هم مطابق نص صریح قانون اساسی، افغانستان را نام قلمرو جمهوری مدرنی می‌داند که ملت افغانستان در آن ساکن است و اعضای این ملت صرف نظر از تعلقات تباری‌شان شهروندان این جمهوری هستند. بر مبنای نص قانون اساسی و سخنرانی رییس‌جمهور غنی در هرات، افغانستان قلمرو یک جمهوری مدرن است که در برابر تعلقات تباری شهروندانش بی‌طرف است. بر این مبنا افغانستان قوم رسمی و حاکم ندارد و هیچ کسی نمی‌تواند ادعا کند که مالک یا مؤسس افغانستان یک قوم است.
رییس‌جمهور غنی در برگشت از نیویارک باید اداره‏ی امور ریاست‌جمهوری را از شبکه‏ای که باورهای قوم‌گرایانه و فاشیستی دارد و افغانستان را سرزمین یک قوم می‌داند، تصفیه کند. رییس‌جمهور غنی باید نشان دهد که به آن‌چه که در هرات گفته باور دارد. رییس‌جمهور نباید وضعیتی خلق کند که مردم سخنرانی هرات او را با عمل‌کردش مقایسه کنند و گیج شوند. رییس‌جمهور نباید اجازه دهد که داستان دم خروس و قسم ابوالفضل، مصداق عینی پیدا کند. سخنرانی رییس‌جمهور در هرات و تأکیدهای همیشه‌گی او بر برابری حقوقی شهروندان افغانستان، به مثابه‏ی شهادت او است بر این که تمام مردم افغانستان شهروندان این جمهوری هستند و حقوق برابر دارند. اگر ایشان اداره‏ی امور را تصفیه نکند، دم خروس نمایان می‌شود. رییس‌جمهور باید نشان دهد که به آن‌چه که در هرات گفته است، تعهد کامل دارد.
روشن است که ثواب‌الدین مخکش در اداره‏ی امور یک فرد نیست. او نماینده‌گی از یک تفکر قوم‌گرایانه می‌کند. او حتماً در درون اداره‏ی امور، شبکه‏ی حمایتی دارد. مأمور بدون هدایت رییس یا آمران مافوق هیچ نوع رهنمودی طراحی کرده نمی‌تواند. واقعیت دیگر است که آنانی که نفرت تباری و قومی را ترویج می‌کنند، با هم‌فکران خود سروکار دارند. آنان با هم‌فکران خود تیم و شبکه می‌سازند و کسانی را که باورهای آنان را نمی‌پذیرند، از خود دور می‌کنند. هیچ کسی باور نمی‌کند که آقای مخکش یک فرد است و با استعفایش مشکل اداره‏ی امور و دیگر اداره‌ها حل شده است. رییس‌جمهور باید تحقیقات گسترده به راه بیندازد و تمام آنانی که مثل آقای مخکش فکر می‌کنند را از کار برکنار کند.
کسانی که باور به نفرت نژادی دارند، در هیچ کشور دموکراتیک دنیا تحمل نمی‌شوند. وقتی که نماینده‌گان احزاب راست‌گرای اروپا در انتخابات‌ها یک کرسی پارلمان را می‌برند، روزنامه‌های لیبرال آن قاره واکنش نشان می‌دهند و می‌نویسند که «لیبرالیسم شکست خورد». حضور تفکر آقای مخکش در اداره‏ی امور و دیگر بخش‌های ریاست‌جمهوری و مجموع نهادهای دولتی، خطر بزرگی برای اصل جمهوریت و دموکراسی جوان کشور است.

اشتراک گذاري با دوستان :