غوغای میان‌تهی برای سیاست خارجی

- سالم سادات

طرح و تدوین اصول کلی سیاست خارجی کشور یا به عبارتی دیگر تدوین دوکترین سیاست خارجی و ارسال آن جهت تصویب به مجلس نماینده‌گان از مباحث داغ و همیشه‌گی این نهاد بوده است، حتا در این اواخر گفته شد که طرح تدوین‌شده وزارت خارجه به مجلس نماینده‌گان مفقود شده است.
اصول کلی سیاست خارجی افغانستان با یک مقدمه تیوریک و در یازده ماده مدون شده بود. این اصول آغاز نیکی در عرصه تولید ادبیات و مفاهیم سیاست خارجی و تبدیل آن به یک چهارچوب نهادی بود به دلیل سلب اعتماد داکتر سپنتا، این طرح فرصت بحث و نقد و نظر را در مجلس نماینده‌گان نیافت.
پس از آن در آقای زلمی رسول، تلاش‌ها و رای‌زنی‌هایی برای ایجاد خطوط کلی سیاست خارجی کشور مطابق به نیازها، شرایط و مقتضیات منطقه‌ای و بین‌المللی آغاز شد و تا حدی پیش رفت. پس از آن نیز بارها مجلس نماینده‌گان خواستار ارایه یک طرح جامع و عملی سیاست خارجی برای تعامل سازنده با کشورهای همسایه، منطقه و جهان شد.
رییس‌جمهور غنی در بیانیه مراسم تحلیفش، پنج حلقه را به عنوان محورهای عمده و اساسی سیاست خارجی افغانستان معرفی کرد، اما هیچ‌گاهی بحث کارشناسانه و علمی- تحلیلی برای تیوریزه‌سازی منطق و چرایی اهمیت و ارجحیت حلقه‌های سیاست خارجی از سوی حکومت و دستگاه دیپلوماسی صورت نگرفت.
تنش فزاینده در روابط افغانستان و پاکستان، مداخلات گسترده کشورهای همسایه و منطقه در قضیه صلح و جنگ افغانستان و شکل‌گیری بعضی از تحولات منطقه‌ای و جهانی که نیازمند اتخاذ موقف روشن، مبتنی بر منافع ملی افغانستان بود، پای مجلس نماینده‌گان را بیشتر به مباحث سیاست خارجی کشاند و این نهاد، بارها خواستار ایجاد یک چارچوب اصولی و مدون سیاست خارجی برای لابی‌گری موثر و نقش‌آفرینی مثبت و معنادار در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی شد که ریشه‌یابی این بحث‌ها و چگونه‌گی ایجاد قطب‌نمایی سیاست خارجی، مستلزم پرداختن و دریافت پاسخ‌های مقنع به چند سوالی است که در این پیوند به میان می‌آید.
توانمندی دستگاه دیپلوماسی برای شکل‌دهی به یک طرح واقع‌بینانه سیاست خارجی، ظرفیت قوه مقننه برای بررسی کارشناسانه طرح سیاست خارجی و بالاخره محیط، زمینه‌ها و مجریان سیاست خارجی از مهم‌ترین مسایل در اما و اگرهای تدوین خط مشی سیاست خارجی کشور است.
در شرایط کنونی با توجه به فقدان استقلال لازم سیاسی برای اتخاذ تصامیم مهم ملی، پیچیده‌گی روندها و پالیسی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، وابسته‌گی امنیتی و اقتصادی به جهان غرب به ویژه امریکا، نبود قدرت موثر ملی به مثابه پشتوانه‌ها و ابزارهای عملی‌سازی سیاست خارجی، افغانستان نمی‌تواند یک دیدگاه و چشم‌انداز کلان و استراتیژیک را برای تاثیرگذاری در تحولات منطقه‌ای و جهانی در سیاست خارجی‌اش مطرح نماید و آن‌چه انجام می‌دهد اکت و ژست‌های سیاست خارجی و گیرماندن در دنیای روزمره‌گی است.
از جانب دیگر آشفته‌گی و نابسامانی در سیاست داخلی که سیاست خارجی ادامه آن است، تقرری‌های غیر‌مسلکی و سلیقه‌ای در رده‌های مختلف دستگاه دیپلوماسی و نماینده‌گی‌های سیاسی، ناهماهنگی میان مرکز و نماینده‌گی‌های سیاسی، انحصار برخی از صلاحیت‌های ویژه وزارت امور خارجه توسط ارگ و شورای امنیت، اختلافات میان رهبران حکومت وحدت ملی مزید بر علت گردیده و کارایی سیاست خارجی کشور را به شدت ضعیف ساخته و موجب بروز گفتارها و رفتارهای غیر دیپلوماتیک شده است.
بر فرض با همه دشواری‌های یادشده، اگر خطوط کلی سیاست خارجی به دست نماینده‌گان مجلس برسد، سوال این است که آیا در مجلس نماینده‌گان ظرفیت و تخصص مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل علمی مسایل سیاست خارجی و فهم روابط بین‌المللی و نقد و بررسی آگاهانه‌ دورنما و پیامدهای انکشافات منطقه‌ای و بین‌المللی وجود دارد؟
شکل‌گیری زمینه‌ها، فضای مساعد دیپلوماتیک و مجریان سیاست خارج در مرکز و نماینده‌گی‌های سیاسی یکی از مولفه‌های موثر تطبیق اهداف سیاست خارجی و تامین منافع ملی کشور می‌باشد.
شاید انگشت‌شمار وکلایی را سراغ داشت که نور چشمان یا بسته‌گان شان را که هیچ‌گونه اشراف و معلومات در مسایل مربوط به دیپلوماسی و روابط بین‌الملل ندارند، به حیث دیپلومات نگماشته باشند و این نماینده‌ها از یک‌سو بدون در نظر داشت مقررات و معیارهای مقرری خارجی که کار سه سال در مرکز می‌باشد، بسته‌گان شان را به حیث دیپلومات در نماینده‌گی‌های مهم سیاسی مانند نماینده‌گی افغانستان در سازمان ملل متحد، نماینده‌گی افغانستان در ژنیو، سفارت افغانستان در واشنگتن و سفارت افغانستان در برخی کشورهای مهم و تاثیرگذار اروپایی گماشته‌اند، گفته می‌شود که بعضی از بست‌ها نیز به فرمایش وکلا ریزرف می‌شوند تا بسته‌گان‌شان به امتیازات و آسایش دست یابند.
از سوی دیگر غوغای نبود خطوط سیاست خارجی را سر می‌دهند که تناقض آشکار بیش از این نمی‌تواند باشد.
این کار نماینده‌گان بدون شک تیشه‌ای بزرگ به ریشه دستگاه دیپلوماسی زده و کارکرد و موثریت این نهاد را برای پیش‌برد تعاملات فعال و پویا با کشورهای منطقه و جهان به شدت ضعیف ساخته است.
سیاست خارجی در هوا تطبیق نشده و نیازمند دیپلومات‌های مجرب، مسلکی و آگاه به انکشافات منطقه‌ای و بین‌المللی است.
دیپلومات‌هایی که بتوانند در مذاکرات و سایر محافل دیپلوماتیک درخشش و برجسته‌گی داشته و نماینده‌گی فعال از منافع ملی کشور نمایند، با توجه به حضور افراد کم‌سواد و زورمند در مرکز و نماینده‌گی‌های سیاسی، بحث بر سر تدوین خطوط کلی سیاست خارجی و دست‌آوردهای آن، قطعاً بیش از رهاسازی تیر در تاریکی نیست.
قدر مسلم این‌که با درنظرداشت ضعف‌ها و مشکلات شمرده شده، اداره سیاست خارجی نمی‌تواند فراتر از روزمره‌گی‌های روابط خارجی به مسایل کلان مانند تدوین دوکترین سیاست خارجی بپردازد و قطعاً نماینده‌های مجلس نیز چندان خیال و دغدغه نبود طرح سیاست خارجی را ندارند، بلکه امتیازدهی و امتیازگیری‌هایی است که در دستگاه حکومت افغانستان به یک سنت مبدل شده است.

اشتراک گذاري با دوستان :