تروریسم هنوز فعال است

- فریدون آژند

با این که حادثه روز گذشته متروی لندن در حد و اندازه حملات تروریستی هفت جولای ۲۰۰۵ متروی لندن نبود، اما زنگ هشداری بود که نشان داد تروریستان در گوشه‌و‌کنار جهان فعال ‌اند. روز گذشته متروی لندن بار دیگر شاهد یک حمله تروریستی بود که در آن انفجار بمب دست‌ساز بیش از بیست تن را مجروح ساخت. به گفته پولیس لندن، به دلیل عمل‌نکردن تمام بمب تلفات کم‌تر بوده و سطح جراحات نیز زیاد نگران‌کننده نیست. شاهدان عینی به رسانه‌ها گفته‌اند که نخست انفجاری در یکی از واگون‌های قطار متروی لندن صورت گرفت و به دنبال آن آتش به هر سو پراکنده شد. این حادثه با این که در ابعاد حوادث دیگر تروریستی در اروپا نبوده ولی واکنش‌ها به آن به همان اندازه بوده و پولیس زیادی در لندن حضور پیدا کرده است. با این که تا زمان نگارش این نوشته هیچ گروهی مسوولیت این حادثه را بر عهده نگرفته است، با این حال بعید نیست که گروه‌هایی مانند داعش یا هم القاعده پشت سر چنین حملاتی باشند. اما اگر داعش و القاعده این کار را کرده‌اند، چرا قدرت این بمب پایین بوده و طبق گفته پولیس لندن یک بمب ساعتی دست‌ساز بوده است. به نظر می‌رسد نیروهای استخباراتی غربی به شدت هرچه تمام‌تر، بیشتر فعالیت‌های تروریستی را در کشور‌های‌شان مهار کرده‌اند. پس از حوادث خونینی که اروپا در طول شانزده سال گذشته بعد از حوادث یازدهم سپتامبر شاهد آن بوده، سازمان‌های امنیتی اروپا به قدرت بیشتر در پی خنثا‌سازی فعالیت‌های تروریستان در این کشورها بوده‌اند. تمامی‌ افرادی که به نحوی در دیدگاه‌شان افراط‌گری و میل به وجود آوردن حوادث تروریستی وجود دارد، تحت نظر اند. هر از گاهی گزارشی از بازداشت‌هایی در گوشه و کنار اروپا نشر می‌شود که نشان می‌دهد تلاش سازمان‌های امنیتی اروپا این است که حوادث تروریستی را در نطفه خاموش سازند. با این حال به هر مقداری که تلاش‌ها برای خنثا‌سازی حوادث در اروپا بیشتر شود، باز هم اصل مساله که نابودی کامل تروریسم است تحقق نمی‌یابد تا زمانی که ریشه‌های رشد تروریسم خشکانده شود. واقعیت این است که در مناطقی چون پاکستان، سوریه، عراق و چند کشور دیگر، پایگاه‌هایی وجود دارند که به طور مداوم تروریست تربیه می‌کنند. به طور معمول اکثریت تروریستانی که بازداشت شده‌اند، یا آنانی که کشته شدند ولی ارتباطات‌شان آشکار شده، به نحوی با این مناطق تروریست‌پرور رابطه نزدیک داشته‌اند. بناً برای رفع چالش فعالیت‌های تروریستی بایست به این مناطق و این پایگاه‌های تروریست‌پرور پرداخت. استراتژی جدید دونالد ترمپ رییس‌جمهور امریکا در قبال افغانستان یکی از این فرصت‌هایی است که می‌تواند در مبارزه با تروریسم در لانه‌های خودشان مفید واقع شود. بیشتر کشور های اروپایی عضو پیمان ناتو هستند که در حال حاضر مصروف حمایت دولت افغانستان در مبارزه علیه تروریسم می‌باشند. با این که یک تعداد از این کشور‌ها نیروهای‌شان را از افغانستان خارج ساخته‌اند، باز هم به طور غیرمستقیم در مبارزه علیه تروریسم سهیم اند. به طور مثال کنفرانس وارسا در مورد افغانستان که سال گذشته در پایتخت پولند برگزار شد و کمک‌های زیادی را برای تقویت نیروی امنیتی افغانستان وعده داد، خودش نوعی همکاری برای مبارزه با تروریسم است. کشورهای زیادی برای تقویت نیروی امنیتی افغانستان اعلام حمایت کردند. در واقع افغانستان سنگر نخست مبارزه علیه تروریزم در گوشه‌وکنار جهان است. یعنی اگر این سنگر شکسته شود، جلو تروریستان را به مشکل می‌توان گرفت که خود را بار دیگر برای حملات خونین‌تر در اروپا و امریکا فعال بسازند. به همین دلیل آنچه واضح است این که امنیت غرب به خصوص کشورهای اروپایی در نحوه حمایت دولت افغانستان برای مبارزه با تروریزم معنی می‌یابد. افغانستان بدبختانه در حال حاضر در محاصره یک تعداد از همسایه‌هایی قرار گرفته که برای تداوم جنگ و رشد تروریزم در منطقه فعالیت می‌کنند. این کشورها می‌توانند در صورتی که دولت افغانستان نتواند بیشتر از این در مقابل تروریستان مقاومت کند، کم‌کم تبدیل به کابوسی برای تمام جهان شوند. استفاده ابزاری از تروریسم جز سیاست منطقه‌محور این کشورها است. بنا جامعه جهانی باید تکیه‌گاه محکم برای افغانستان در عرصه مبارزه با تروریسم باشد. ورنه این احتمال که تروریستان از همین منطقه بتوانند جهان را نا امن بسازند دور از واقعیت نیست.

اشتراک گذاري با دوستان :