جنرال اختر و سـپاهی گـم‌نـام

- نورالعین

کتاب سپاهی گم‌نام نوشته‏ی جنرال محمدیوسف که در سال ۱۹۹۱ در پاکستان چاپ شده بود، تازه به فارسی برگردان شده است. این کتاب را فردوس کاوش ترجمه کرده و انتشارات امیری آن را در صد برگ و در قطع وزیری به چاپ رسانده است. جنرال محمدیوسف یکی از بلندپایه‌گان آی‏اس‏آی پاکستان در دهه‏ی هشتاد میلادی بود. او وظیفه داشت که از مقاومت ضد شوروی افغانستان حمایت لوژستیکی کند. جنرال محمدیوسف زیر نظر جنرال اختر عبدالرحمان رییس آی‏اس‏آی در دهه‏ی هشتاد میلادی کار می‌کرد. سپاهی گم‌نام هم به واقع زنده‌گی‌نامه‌ی فشرده‏ی جنرال اختر عبدالرحمان است. جنرال محمدیوسف پروفایل آمر مافوق خود را نوشته است.
سپاهی گم‏نام بیشتر ارزش تاریخی دارد. این کتاب اولین اعتراف آشکار و صریح سازمان آی‏اس‏آی در مورد نقشش در جنگ دهه‏ی هشتاد افغانستان است. در سال ۱۹۹۱ شرایط مثل امروز نبود. امروز پاکستانی‌ها در هر نشستی از نقش شان در جنگ دهه‏ی هشتاد ضد شوروی افغانستان سخن می‌گویند. اما در سال ۱۹۹۱ که هنوز حکومت داکتر نجیب روی کار بود، اعتراف پاکستان به نقشش در حمایت از مقاومت ضد شوروی افغانستان، رویدادی بزرگ بود.
علاوه بر این در سپاهی گم‌نام خواننده با جنرال اختر عبدالرحمان و استراتژی «قتل با هزار زخم» او آشنا می‌شود. به روایت سپاهی گم‏نام جنرال اختر عبدالرحمان طراح و استراتژیست مقاومت ضد شوروی افغانستان بود. این اختر عبدالرحمان بود که برای جهاد افغانستان استراتژی ساخت. بر مبنای روایت این کتاب، سازمان ‏آی‏اس‏آی پاکستان استراتژی جنرال اختر عبدالرحمان را به پالیسی بدل کرد و جنرال محمد یوسف نویسنده‏ی سپاهی گم‏نام این پالیسی را تطبیق می‌کرد.
در کتاب آمده است که پس از لشکرکشی شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ جنرال ضیاءالحق حاکم وقت پاکستان، جنرال اختر عبدالرحمان، رییس آی‏اس‏آی را احضار کرد. به روایت سپاهی گم‏نام جنرال ضیاالحق از جنرال اختر عبدالرحمان در مورد پاسخ پاکستان به لشکرکشی شوروی به افغانستان، طالب مشورت شد. در کتاب آمده است که جنرال ضیاالحق می‌دانست که با لشکرکشی شوروی به افغانستان، پاکستان با خطر بزرگی مواجه شده بود. جنرال اختر هم موافق بود که با لشکر‌کشی شوروی به افغانستان تهدید بزرگی متوجه پاکستان شده بود. جنرال اختر به ضیا پیش‌نهاد می‌کند که پاکستان باید از مقاومت ضد شوروی افغانستان حمایت کند.
پس از روی کارآمدن حاکمیت طرف‌دار شوروی در کابل در سال ۱۹۷۸، یک مقاومت مسلحانه هم علیه آن حاکمیت شکل گرفت. اما مقاومت ضد حاکمیت خلقی‌ها به شدت پراکنده بود. در آن زمان مردم محل در برخی از مناطق، به صورت دسته‌جمعی علیه حاکمیت خلقی‌ها قیام می‌کردند و با نیروهای امنیتی آن حاکمیت مشت و یخن می‌شدند. اما جنرال اختر به ضیاءالحق پیشنهاد کرده بود که پاکستان باید از این مقاومت به صورت استراتژیک کند و کشورهای دیگر را هم به حمایت جدی از آن تشویق کند.
جنرال اختر استراتژی «قتل با هزار زخم» را برای مقاومت ضد شوروی افغانستان تدوین کرد. بر مبنای این استراتژی جنگ‌جویان اسلام‌گرای ضد شوروی باید صورت پراکنده ولی دوام‌دار عملیات‌های مؤثر را به اهداف شوروی‌ها و دولت طرف‌دارشان، انجام دهند. بر مبنای این استراتژی باید از مردم افغانستان یک ارتش گوریلایی ضد شوروی ساخته می‌شد و پاکستان از آن حمایت استراتژیک می‌کرد. به روایت سپاهی گم‌نام جنرال اختر در همان روزهای اول لشکرکشی شوروی به افغانستان به جنرال ضیاءالحق گفته بود که ایالت‌های بلوچستان و خیبر پختونخوای پاکستان که در آن زمان صوبه سرحد گفته می‌شد، عقبه‏ی استراتژیک چریک‌های ضد شوروی افغانستان باشد. نویسنده‏ی سپاهی گم‏نام نوشته است که جنرال ضیاءالحق، تمام پیشنهادهای جنرال اختر را پذیرفت و استراتژی «قتل با هزار زخم» او را هم منظور کرد.
بعد آی‏اس‏آی بر مبنای همین استراتژی پالیسی ساخت. جنرال اختر در آی‏اس‏آی شعبه‏ی ویژه‌ای به نام «بیروی افغان» ایجاد کرد و جنرال محمدیوسف را در رأس آن گماشت. به روایت سپاهی گم‏نام جنرال اختر عبدالرحمان خالق استراتژی جهاد و جنرال محمدیوسف ابداع‌کننده‏ی تکتیک‌های آن بود. در کتاب در مورد نحوه‌ی برخورد جنرال اختر عبدالرحمان با رهبران جهادی، دلایل استراتژیک، ایدیولوژیک و مذهبی، حمایت پاکستان از مقاومت ضد شوروی افغانستان، اهمیت کابل برای آی‏اس‏آی و تکتیک‌های گوریلا‌های ضد شوروی برای ضربه‌زدن به کابل، اطلاعات جالبی آمده است.
کابل در استراتژی جنرال اختر عبدالرحمان جایگاه ویژه داشت. او به این باور بود که باید کابل زیر فشار بیشتری قرار گیرد. به روایت سپاهی گم‏نام جنرال اختر پیوسته می‌گفت که «کابل باید بسوزد». بر مبنای این استراتژی، باید راه‌های اکمالاتی کابل قطع می‌شد، جریان آب و برق به این شهر متوقف می‌گردید و هدف موشک قرار می‌گرفت.
این کتاب ارزش خواندن دارد. از آن جایی که وضعیت امروز و آن روز افغانستان خیلی مشابه است، سپاهی گم‏نام به خواننده کمک می‌کند تا درک جامعی از اوضاع و احوال کنونی کشور داشته باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :