شاگردان عزام

- فردوس

کسانی که حادثه‏‌ی تروریستی یازده سپتامبر را طراحی و اجرا کردند، یا شاگرد مستقیم عبدالله عزام بودند یا شاگرد غیرمستقیم او. عبدالله عزام عرب فلسطینی عضو جنبش اخوان المسلمون بود که بعد از لشکرکشی شوروی به افغانستان، از اردن به پاکستان آمد و رهبری جنگجویان عربی را به دوش گرفت که با روس‌ها در افغانستان می‌جنگیدند. در دهه‏ی هشتاد میلادی، جوانان و نوجوانان عرب عضو سازمان‌های اسلام‌گرا، برای جنگ با اتحاد شوروی به پاکستان می‌آمدند و از آنجا راه افغانستان را در پیش می‌گرفتند. آنان به این باور بودند که جنگ با شوروی در افغانستان یک تکلیف شرعی است. علاوه بر باورهای ایدیولوژیک، سرخورده‌گی این جوانان هم در ورود آنان به جبهه‌های جنگ افغانستان نقش داشت.
اسراییل در چند نوبت شکست‌های تلخی بر کشورهای عرب زبان تحمیل کرد. جنگ‌های سال ۱۹۴۸، ۱۹۶۵ و ۱۹۶۷ کشورهای عربی با اسراییل، نتیجه‌ا‏ی جز شکست برای اعراب نداشت. عرب‌ها در برابر اسراییل سخت احساس حقارت می‌کردند. جوانان اسلام‌گرای عرب، دولت‌های مدرن کشورهای عرب را نماینده‏ی هویت مذهبی و قومی ‌خود نمی‌دانستند. این جوانان تصور می‌کردند که هیچ دولت عربی، نماینده‌ی واقعی هویت تباری و مذهبی اعراب نیست. این احساس حقارت و سرخورده‌گی علاوه بر باور‌های ایدیولوژیک، عامل نیرومند در کشاندن پای اعراب به میدان نبرد افغانستان بود.
دولت‌های خاورمیانه هم، جوانان اسلام‌گرا را تشویق می‌کردند تا به افغانستان بروند و بجنگند. این دولت‌ها از خدا می‌خواستند که جوانان اسلامگرا سرشار از شور ایدیولوژیک، از قلمرو آنان خارج شوند و درجای دیگر، این شور ایدیولوژیک را مصرف کنند. پاکستان و برخی از حلقات غربی حامی ‌مقاومت ضد شوروی، هم تلاش می‌کردند که یک ارتش چندمیلیتی گوریلایی مسلمان درست کنند و ارتش سرخ را در تقابل با کل دنیای اسلام قرار دهند. خلاصه مجموع این عوامل ایدیولوژیک، روانی داخلی، منطقه‏ای و جهانی، پای هزاران ستیزه‌جوی عرب را به افغانستان کشاند.
عبدالله عزام که شیفته‏ی افکار سید قطب و پدران بنیان‌گذار اخوان المسلمون بود، به پاکستان آمد و رهبری فکری و سازمانی، جنگجویان عرب را به دوش گرفت. او مکتب‌الخدمات را ساخت تا از طریق آن به جنگجویان عرب، خدمات مالی، لوژستیکی و آموزشی فراهم کند. بن لادن هم یکی از همین جنگجویان عرب بود. بن لادن پیش از ورود به پاکستان و آشنایی با عبدالله عزام، عضو سازمان اخوان‌المسلمون سوریه بود. بن لادن پیش از سال ۱۹۷۹ از شورش اخوان المسلمون سوریه علیه دولت حافظ الاسد حمایت می‌کرد و به جنگجویان سوری ضد دولت، پول می‌فرستاد. اخوان المسلمون سوریه در برابر دولت حافظ اسد شکست خورد و بیشتر جنگجویان آن به پاکستان رفتند. آنان از پاکستان به افغانستان آمدند تا انتقام شکست‌شان را از روس‌ها بگیرند.
عبدالله عزام، به اسامه بن لادن اجازه داد که در جنب مکتب‌الخدمات، سازمان «قاعده الانصار» را درست کند. اردوگاه‌های آموزشی جنگجویان عرب، زیرمجموعه‏ی این سازمان بود. عرب‌های اسلام‌گرای ضد شوروی در این اردوگاه‌ها آموزشی‌های نظامی‌ و ایدیولوژیک می‌دیدند. بن لادن و عبدالله عزام در سال ۱۹۸۸ در کوه‌های جاجی پکتیا، اردوگاه «ماصده الانصار» را ساختد. همین «ماصده الانصار» القاعده‏ی نخستین بود. هدف جنگجویان عرب این بود که تجربه‏ی جنگ افغانستان را به کشورهای خودشان انتقال دهند، به جنگ دولت‌ها بروند، دولت‌های مدرن ویستفالیایی غرب آسیا را سقوط دهند، غربی‌ها را از آنجا برانند، خلافت ایدیولوژیک بسازند و به این ترتیب، «جلالل و «جبروت» اعراب قرن‌های هشت و نه میلادی را برگردانند.
عبدالله عزام در سال ۱۹۸۹ به قتل رسید. برخی از عرب‌های افراطی به این باور اند که عبدالله عزام را شبکه‌هایی ترور کردند که از اسراییل دستور می‌گرفتند. عرب‌های افراطی فکر می‌کردند که اسراییل از عبدالله عزام احساس خطر می‌کرد. با قتل عبدالله عزام، پول، امکانات، تاسیسات، اردوگاه‌ها و جنگجویان عرب به بن لادن به میراث رسید. بن لادن رهبری جنگجویان عرب را از عبدالله عزام به ارث برد. با خروج شوروی‌ها و سقوط نجیب، بن لادن در سودان مستقر شد، اما رهبران جهادی افغانستان او را درسال ۱۹۹۶ به جلال‌آباد برگرداندند.
در سپتامبر سال ۱۹۹۶ طالبان به جلال‌آباد و کابل مسلط شدند و بن لادن هم به ملامحمد عمر رهبر طالبان بیعت کرد. بن لادن ملا‌محمد عمر را فرمانده کل مسلمانان دنیا پذیرفت. ایدیولوگ‌های تندور در آن زمان به این باور بودند که در نبرد هویتی با غرب، اسلام‌گرایان به خلافت و بم اتوم نیاز دارند. با بیعت بن لادن به ملامحمد عمر، خلافت به دست آمده بود و صرف بم اتوم کمبود بود. بن لادن و سازمان او به شدت تلاش می‌کردند که به جنگ‌افزار‌های اتومی ‌هم دست پیدا می‌کنند. هیچ بعید نیست که القاعده حالا هم در جستجوی بمب اتومی ‌باشد.
بن لادن هم به این باور بود که باید به تاسیسات، پایگاه‌ها، سفارت‌خانه‌ها و شهروندان امریکایی و غربی در کشورهای غرب آسیا حمله شود. او به جنگجویانش دستور داده بود که به غربی‌ها در کشور‌های غرب آسیا و حتا در قلمرو کشورهای غربی حمله کنند، تا آنان خسته شوند و خاور میانه را ترک کنند. بن لادن فکر می‌کرد که با خروج امریکایی‌ها از شبه جزیره‏ی عربستان و دیگر کشورهای عربی، دولت‌های مدرن ویسفالیایی سقوط می‌کند و زمینه برای تشکیل خلافت ایدیولوژیک فراهم می‌گردد. برمبنای همین استراتژی بود که القاعده به سفارت‌خانه‌های امریکا در کنیا و تانزانیا حمله کرد و بعد حادثه‌ی تروریستی یازده سپتامبر را آفرید و سه‌هزار انسان بی‌گناه را به قتل رساند. به نظر نمی‌رسد که جنگ غرب و مجموع دنیای مدرن با تروریسم، به این زودی‌ها به پایان برسد.

اشتراک گذاري با دوستان :