آیا امیر عبدالرحمان خان در جریان مذاکره با دیورند از شرایط مناسب صحی برخوردار بود؟

- جمعه رهیاب

مروری بر بخشی از کتاب «مصیبت دیورند» نوشته راجیو داگرا

تاریخ هر کشور و ملتی جنگ‌ها و خون‌ریزی‌های زیادی را شاهد بوده، از جمله افغانستان در این میان شرایط ویژه‌ای داشته است. حداقل پس از قرن ۱۹ تا کنون، کشورهای بزرگی، این کشور را به میدان جنگ بدل کرده‌اند و خون‌های زیادی از هر طرف در این سرزمین ریخته است. جنگ‌های افغان-انگلیس در این میان یکی از برجسته‌ترین و خونین‌ترین برهه‌های تاریخی افغانستان است که متأسفانه تأثیرات و آثار باقی‌مانده از این جنگ‌ها هنوز که هنوز است قربانی می‌گیرد و افراد بی‌شماری در ادامه این جنگ‌ها جان‌شان را از دست می‌دهند. خط دیورند یکی از مشهورترین نشانه‌های باقی‌مانده از این جنگ‌ها است.
پس از سه جنگ افغان-انگلیس که از خونین‌ترین و وحشتناک‌ترین جنگ‌ها در تاریخ افغانستان است، کشیدن خط دیورند در سال ۱۹۸۳ توسط میر تیمور دیورند یکی از حوادث مهمی است که پشتون‌ها را در دو سوی مرز قرار داد. هرچند نویسنده‌گان مختلفی در این مورد نوشته و تحقیق کرده‌اند اما کتابی که اخیراً از سوی راجیو داگرا نوشته شده، اطلاعاتی را دربر دارد که تا حال شنیده نشده است.
راجیو داگرا دیپلمات و نویسنده مشهور هندی است که به عنوان سفیر هند در ایتالیا و رومانیا؛ و به عنوان نماینده دایمی هند در نماینده‌گی سازمان ملل در روم و به عنوان جنرال قنسول در کراچی پاکستان کار کرده است. او در مورد سیاست خارجی و امور استراتژیک صاحب نظر است و کتاب دیگری نیز از وی درباره تنش‌های مرزی هند و پاکستان به چاپ رسیده است.

امیر بیمار

«مصیبت دیورند» نخستین کتابی است که پرسش‌ها و مسایل بنیادینی را مطرح کرده و به آن‌ها پاسخ ارایه کرده است. یکی از مسایلی که کم‌تر روی آن بحث شده شرایط جسمانی امیر عبدالرحمان خان است. آیا او در شرایط مناسبی قرار داشت تا با تیمور دیورند مذاکره کند؟ اطلاعات موجود نشان می‌دهد که امیر عبدالرحمان خان از سال ۱۸۹۰ به بعد از بیماری شدید رنج می‌برد. داگرا در قسمتی از کتاب می نویسد: «مانند خیلی‌های دیگر، خط دیورند برای من نیز مبهم و مرموز است. چرا امیر آهنین روی آن خط امضا کرد؟ چرا هیچ افغان دیگری زمانی که امیر آن را امضا کرد در اتاق حضور نداشت؟ چرا هیچ جزئیاتی درباره جریان مذاکراتش با دیورند و این که چگونه روی مرز شمال با دیورند به توافق رسید در زندگی‌نامه منسوب به او جود ندارد؟ چرا عبدالرحمان خان هیچ جزئیاتی در مورد مرزی که ۴۰ هزار مایل مربع خاک افغانستان را به بریتانیا بخشیده، در زنده‌گی‌نامه‌اش ننوشته است؟
یکی دیگر از پرسش‌هایی که مطرح می‌شود شرایط صحی امیر عبدالرحمان خان است. «زمانی که او این سند را امضا کرد، آیا او به طور طبیعی یا عمدی معلول شده بود؟» داگرا در قسمتی از کتابش از فرانک مارتین جانشین سالتر پینس، نقل می‌کند که امیر از صحت خوبی برخوردار بود و اکثراً شب‌ها تا ساعت چهار صبح نمی‌خوابید و کار می‌کرد. هرچند دلیل بی‌خوابی امیر کار زیاد نبوده و بیشتر به خاطر ترس از خیانت که مبادا شب در بسترش به قتل برسد، همه شب را نمی‌خوابید.
داگرا در ادامه سوالی را مطرح می‌کند که اگر این گزارش درست باشد، «پس چگونه امیر می‌توانست مرتکب چنین اشتباه بزرگی شود و ناخوانده چنین ورقی را امضا کند؟ آیا ممکن است که او تحت شرایط صحی به چنین کاری وادار شده باشد؟»
در کنار این‌ها معلومات موثقی وجود دارد که امیر عبدالرحمان خان بی‌رحم و بیش از حد بدگمان بود. داگرا باز هم به نقل از فرانک مارتین آورده است که امیر سیستم استخباراتی را به وجود آورده بود که در «پایان از هر چهار نفر یک «ریپورت‌چی» بود که به امیر گزارش می‌داد». این جاسوسان در سطوح مختلف به امیر گزارش می‌دادند. در خانواده‌های بزرگ‌تر دو نفر جاسوس وجود داشت. وقتی داکتر باید یکی از دندان‌های امیر را می‌کشید، او حاضر نشده بود که حتا برای بیست دقیقه بی‌هوش شود که مبادا توطیه‌ای علیه‌اش صورت بگیرد و در عوض حاضر شده بود درد را تحمل کند.
داگرا از این‌ها چنین نتیجه می‌گیرد که چطور ممکن است شخصی در این حد بدگمان که هر لحظه از هر دسیسه علیه‌اش آگاه بود حاضر شد که چنین سند مهمی را امضا کند؟ در حالی‌که ما بارها از انگلیسی‌ها شنیده‌ایم که امیر ۴۰ هزار مایل مربع خاک افغانستان را بسیار رضایت‌مندانه امضا کرد؛ سندی که حتا یک کلمه‌اش را نمی‌فهمید. سوال داگرا این است که چطور چنین چیزی ممکن است؟
بر اساس گزارش‌هایی که داگرا در کتاب آورده، نشان می‌دهد که امیر از بیماری شدید رنج می‌برد. در کتاب آمده است: «از اواسط دهه ۱۹۸۰ بدین‌سو مریضی امیر در حدی شدید بود که او را توسط «تخت روان» از یک‌جا به جای دیگر انتقال می‌دادند. وقتی بیماری شدیدتر بر او هجوم می‌آورد، او برای مدت زیادی بی‌هوش می‌شد.»
داگرا نقل می‌کند که افراد زیادی در بریتانیا از مریضی امیر آگاه بودند. به همین خاطر هم دیورند زمانی برای مذاکره نزد عبدالرحمان خان آمد که امیر از شرایط جسمانی خوبی برخوردار نبود.
این کتاب روزنه دیگری را بر مسأله دیورند که هنوز هم لاینحل باقی مانده، باز می‌کند. مزید بر آن، این کتاب اسناد و معلومات ارزش‌مندی را در اختیار خواننده قرار می‌دهد که در منابع دیگر کم‌تر به آن‌ها دست‌رسی پیدا می‌توانیم. از این رو، کتاب حاضر یکی از منابع ارزش‌مند در رابطه به مسأله دیورند است.

اشتراک گذاري با دوستان :