کلید پیروزی در افغانستان؛
حمایت بیرونی و پناه‌گاه‌هایی که پاکستان به طالبان به گونه‌ی متداوم فراهم می‌کند، قطع شود

- نویسنده: رابرت ام. کاسیدی - منبع: جاپان تایمز - برگردان: بهار مهر

یادداشت: رابرت م. کاسیدی، دگروال بازنشسته‌ی ارتش ایالات متحده، نویسنده‌ی سه کتاب و تعدادی از مقالات درباره جنگ‌های چریکی و افغانستان است. او در افغانستان و عراق خدمت کرده است.

«من جنگ‌های زیادی را در زنده‌گی دیده‌ام و عمیقاً از همه متنفرم. اما چیزی‌های بدتر از جنگ وجود دارند؛ که همه‌ی آن‌ها با شکست آغاز می‌شوند.» ارنست همینگوی

ایالات متحده اظهار داشته که پالیسی‌اش این است که در افغانستان برنده شود. رهبری ارشد آماده پیروزی بر شکست اند. این به چه معنا است و ایتلاف چگونه به آن نایل خواهد شد؟
پیروزی در افغانستان این‌است که شکاف بر‌ندارد و به عنوان یک کشور بقا کند و مسکنی برای القاعده، طالبان، دولت اسلامی(خراسان) و سایر گروه‌های اسلام‌گرا نباشد. حتا در آن صورت خشونت و فقر هم‌چنان ادامه خواهد داشت، اما ثبات بدون تهدیدات بالقوه، موفقیت شمرده می‌شود. سپس پیروزی، عبارت از ایستاده‌گی دولت، حکومت و نیروهای امنیتی افغانستان در هم‌سویی با مردم در برابر طالبان به حاشیه رانده شده است.
اما هم‌چنان که پاول کپور استاد دیپارتمت امور امنیت ملی در دانشگاه نیروی دریایی امریکا ما را کمک می‌کند بدانیم: «جهاد به عنصر محوری استراتژی پاکستان است.» از این رو، پالیسی برد در افغانستان، استراتژی منطقه‌ای همسو با اراده سیاسی و ظرفیت برای شکست استراتژی دشمن را می‌طلبد. این به معنای تضعیف مرکز ثقل استراتژیک طالبان–حمایت بیرونی و پناهگاه که پاکستان برای آن‌ها فراهم می‌کند–است.

پاکستان از پیروزی جلوگیری می‌کند

استراتژی خصمانه پاکستان دلیل اصلی بن بستی است که ایالات متحده و شرکای آن پس از تقریباً ۱۶ سال در افغانستان با آن روبه‌رو است. پناه‌گاه‌ها در پاکستان مانع عمده استراتژیک در برابر پیروزی در افغانستان است. تقریباً تمامی گزارش‌های وزارت دفاع ایالات متحده که طی سال‌ها در مورد پیش‌رفت در افغانستان بیان داشته این است که پناه‌گاه پاکستان و حمایت آن‌ها از طالبان، مانع شکست طالبان بوده است.
با این حال پاکستان نتوانسته است تا محاسبه استراتژیکش را تغییر دهد، بل به تربیت و احیای مجدد فداییان خون‌آشام اسلام‌گرا ادامه داده است.
صراحت اداره‌ی ترمپ در باره‌ی اعلان پالیسی آخر در افغانستان باید به این معنا باشد که ایالات متحده به این توهم که پاکستان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های ایدیولوژیک و محل پرورش تروریستان اسلام‌گرا، دوست و متحد ایالات متحده است، پایان دهد، پاکستان هیچ‌کدام از این‌ها نیست.
این گمان که پاکستان یک متحد در جنگ علیه ستیزه‌جویان اسلام‌گرا است، و آن گونه عمل می‌کند که در شکست شبکه‌های اسلام‌گرا در مناطق قبایلی واقع شده، غرب را در اجرای استراتژی مخرب پاکستان هم‌دست ساخت.

نبود تکانه استراتژیک

سال‌های عملیات و دست‌آوردهای تاکتیکی در از میان بردن ظرفیت طالبان به این دلیل زودگذر بوده است که شکست دشمن به معنای از میان‌بردن ظرفیت و اراده‌ی آن است. تکانه‌ی استراتژیک در این میان به این دلیل غایب بوده است که اراده طالبان و حقانی در رهبری ارشد آنان، توان احیای مجدد و منابعی نهفته است که از پناه‌گاه‌های در پاکستان منشا می‌گیرد.
پاکستان این ضدیت را برای جلوگیری از شکست طالبان ایجاد کرده است، جنگ را تداوم بخشیده و اراده ایتلاف را از بین برده است. به نظر می‌رسد که هدف نهایی آن این است که ایتلاف را به اوضاع بی‌ربط سازد، زیرا آن‌ها فکر می‌کنند که ایتلاف در نهایت می‌توانند بدون دست‌یابی به اهداف استراتژیکش عزیمت کند.

چرا پاکستان هم‌چنان از نیابتی‌های اسلام‌گرای خود حمایت می‌کند که به وضوح دشمنان ایتلاف و افغانستان هستند؟ و چه کاری باید انجام شود؟

نیابتی‌های پاکستان

از بدو پیدایش، مأموریت وجودی پاکستان مخالفت با هند و تغییر وضع حاکم توسط صدور ستیزه‌جویان اسلام‌گرای نیابتی است. پرورش و صدور ستیزه‌جویان اسلام‌گرا هدف و هستی پاکستان، دستگاه امنیتی و مردم آن را، تسهیل کرده است. مطمیناً ظهور و اندازه‌ی اسلام‌گرایان خون‌آشام در جنوب آسیا، نتیجه‌ی دهه‌ها سیاست غلط دستگاه امنیتی پاکستان در حمایت از شماری از بدنهادترین نیابتی‌های اسلام‌گرا است.
اکنون ۲۰ سازمان تروریستی مشخص تنها در پاکستان و افغانستان فعالیت می‌کنند. این گروه‌ها اعمال وحشیانه در افغانستان، کشمیر، هندوستان و نهایتاً، هم‌مانند جنی که از بوتل خارج می‌شود، در خود پاکستان انجام داده‌اند. در پایان اما دیده می‌شود که این بدبختی به ضرر امنیت پاکستان بوده است.
برای دو و نیم دهه رهبری ارشد پاکستان سیاست‌هایی را دنبال کرده‌اند که برای امنیت آن کشور مهلک بوده است. این سیاست‌ها اقتصاد پاکستان را ورشکسته ساخته و منابع را برای انکشاف پاکستان منحرف کرده است.

جنگ‌های فاجعه‌بار

بر علاوه، پاکستان آغازگر سه جنگ عمده با هند بوده که یا برنده‌ای وجود نداشته یا در همه شکست خورده است. جنگ ۱۹۷۱ یا جنگ بنگلادیش، به تنهایی هول‌ناک‌ترین این سه جنگ با هند بوده است. این جنگ پاکستان را به قلمرو امروزی خرد ساخت و موجب بروز پارانویا دایمی درباره‌ی عمق استراتژیک و محاصره‌ی هند در افغانستان شد.
در سه دهه متمادی پس از جنگ ۱۹۷۱ به عنوان پی‌آمد جنگ فاجعه‌بار، شکست و از دست‌دادن پاکستان شرقی در جنگ بنگلادیش، دستگاه امنیتی پاکستان به گونه‌ی واضح از رویارویی متعارف با هند با تکیه به نیروهای ستیزه‌جوی اسلام‌گرا برای دست‌یابی به عمق استراتژیک در افغانستان و دنبال‌کردن کامل برنامه‌های هسته‌ای، رو آورده است.
پاکستان از نیروهای نیابتی برای رسیدن به اهدافش در افغانستان، هند و کشمیر با منطقی استفاده می‌کند که سلاح‌های استراتژیکش به عنوان نیروی بازدارنده عمل می‌کند. برای تقریباً ۱۶ سال گذشته، پاکستان با حمایت از طالبان و سایر نیابتی‌های تروریست در افغانستان، جنگ‌های نامنظم را برای ترویج مفهوم خیالی خود از عمق استراتژیک به کار گرفته است. این جنگ پایان نخواهد یافت و یا به گونه‌ی ناگوار، پایان خواهد یافت اگر پاکستان پشتی‌بانی خود را از طالبان متوقف نکند.

بازی دوگانه

تا کنون، ایالات متحده و شریکانش، یک استراتژی منطقه‌ای را که بتواند تمام توان خود و سایر بازیگران منطقه‌ای را برای تغییر بازی دوگانه استراتژیک پاکستان، به کار ببندد، طراحی نکرده است.
واقعیت این است که ایالات متحده امریکا در ۱۶ سال اول جنگ، بیش از ۳۳ میلیارد دالر برای پاکستان پرداخته و پاکستان هم‌چنان به پرورش و صدور اسلام‌گرایان به افغانستان ادامه داده است که غیر قابل قبول است.
علاوه بر این، طرف‌داران روابط ایالات متحده با پاکستان از دهه ۱۹۵۰ در حمایت از روایت افسانه‌ای اسطوره‌ای پاکستان نقش کلیدی را ایفا کرده‌اند و آن این که پاکستان در طول جنگ سرد دیواری علیه کمونیزم بوده است و یک متحد واقعی در جنگ علیه القاعده، طالبان و تروریستان اسلام‌گرا است.
اما واقعیت این است که منافع ایالات متحده و پاکستان تنها در جریان جنگ افغان – شوروی هماهنگ بوده است و حتا بعد از آن، رفتار پاکستان دو رویی با ایالات متحده بوده است. حتا استفاده بدخواهانه از بودجه سخاوت‌مندانه امریکا برای جنگ با شوروی از طریق نیابتی‌های مجاهدین را می‌توان در این زمره به حساب آورد.
سازمان استخبارات ارتش (آی‌اس‌آی) روابط خود با القاعده، هم‌دستان طویل‌المدت‌شان طالبان و سایر گروه‌های اسلام‌گرا در داخل و خارج پاکستان، را حفظ کرده است. ایتلاف در افغانستان بدون یک رویکرد منطقه‌ای که بتواند فشار کامل ایالات متحده و سایر بازیگران منطقه‌ای را بر پاکستان تحمیل کند، تا آن کشور حمایت و کمک به طالبان و شبکه حقانی را متوقف کند، برنده نمی‌شود.
از روزهای پس از ۱۱ سپتامبر، ایالات متحده اساساً به پاکستان تصریح کرد که پاکستان باید تمامی اظهارات علیه امریکا و متحدینش و در حمایت از تروریسم را متوقف کند، و تعهد پایدار و تلاش چشم‌گیری را در برابر گروه‌های تروریستی به نمایش بگذارد. به حمایت از گروه‌های تروریستی و افراط‌گرا به شمول عناصری در میان نظامیان پاکستان یا سازمان استخبارات پایان دهد. و پای‌گاه‌های عملیاتی تروریستان را در سایر گوشه‌های کشور از میان ببرد.
نیابتی‌های جهادی پاکستان با تدابیر نیم‌بند شکست نمی‌خورند. و تازه مناسبات ما با پاکستان به عنوان یک متحد در جنگ علیه القاعده و طالبان به هم خورده است، هر چند اساساً پاکستان دشمنی است که به گونه‌های متفاوت در برابر سربازان ایتلاف، متحدین افغان آن‌ها و اهداف دولت افغانستان خصمانه عمل کرده است.

فهرست استراتژیک

لیستی از گزینه‌های استراتژیک که بازیگران منطقه‌ای را وادارد بر اصل مسأله تا فرع متکی باشند، ضرور است تا به ترس پاکستان، آبرو و منافع این کشور با رویکرد نو و بی‌سابقه بپردازد. هشت گام زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
اول: توقف پرداخت برای عناد؛
دوم: پایان‌دادن به عضویت پاکستان در جمع متحدان بزرگ خارج از ناتو؛
سوم: شناسایی دایمی خط کنترول در کشمیر؛
چهارم: توقف خطوط اکمالات از طریق پاکستان؛
پنجم: درج و اعلان پاکستان به عنوان کشور حامی تروریسم؛
ششم: صدور اولتیماتوم نهایی به پاکستان برای پایان دادن به پناه‌گاه‌ها و این که مانع موفقیت نگردد؛
هفتم: دعوت از نیروهای نظامی هند به افغانستان جهت اجرای عملیات نظامی در مناطق پشتون‌نشین شرق و جنوب؛
هشتم: و به عنوان راه‌حل آخر، تلافی و رسیده‌گی به عناد پاکستان و دوگانه‌گی این کشور با استفاده از نیابتی‌ها.

استراتژی فرامنطقه‌ای

برای تأثیرگذاری یا تعدیل محاسبات استراتژیک خصمانه‌ی پاکستان، نیاز به استراتژی فرامنطقه‌ای است که به آسیب‌شناسی‌ها و فهم پاکستان منجر شود. یک استراتژی قابل قبول نمی‌تواند بدون توجه به هند، به پاکستان پاسخ دهد، به همین ترتیب یک استراتژی فرامنطقه‌ای نمی‌تواند به هند بدون در نظر گرفتن میزان همکاری و تقابل با چین، روسیه، ایران و کشورهای آسیای مرکزی، بپردازد.
و از آن‌جایی که عربستان و امارات متحده عربی تنها کشورهایی در کنار پاکستان بودند که رژیم طالبان را به رسمیت شناختند، احتمالاً بعضی از آن‌ها در پایان مذاکره برای ختم جنگ، می‌خواهند نقشی داشته باشند، بر علاوه، قطر در این زمینه بی‌علاقه نخواهد بود.
ایتلاف و شرکای افغان آنان باید بی‌رحمانه، خلاق و جبار باشند. این نمایش قبلاً اجرا شده بود و پایان بدی داشت. پرورش و صدور ستیزه‌جویان اسلام‌گرا به منظور جهاد، رویکرد ترجیح داده شده‌ی پاکستان از بدو پیدایشش بوده است. پناه‌گاه‌های آشکار و شناخته شده در پاکستان به شکست جماهیر شوروی در افغانستان کمک کرد.
پاکستان تنها در صورتی می‌تواند یک شریک استراتژیک صادق ایالات متحده باشد که تغییر کند، از حمایت تروریستان و شورشیان نیابتی جلوگیری کند. اقدا غافل‌گیرکننده برای پیروزی این است که پناه‌گاه و حمایت خارجی آنان در پاکستان تعطیل شود.

اشتراک گذاري با دوستان :