پاکستان – امریکا رابطه‌ای که به پایین‌ترین سطح رسیده است

- نویسنده: مایکل کوگلمن، معاون برنامه‌های آسیا در بنیاد وودرویلسون - منبع: ویلن سنتر - مترجم: سمندر لکاریان

کمیته‌ی امنیت ملی پاکستان که متشکل از گروهی از مقامات عالی‌رتبه سیاسی و نظامی آن کشور است، اتهام‌های ترمپ مبنی بر این که پاکستان برای تروریست‌هایی که در پی بی‌ثباتی افغانستان و حمله به نظامیان امریکایی هستند، فراهم می‌کند، رد کرد. هرچند چنین اتهام‌هایی از سوی برخی از مقام‌های نظامی و سیاسی پیشین امریکا نیز مطرح شده‌اند. این کمیته، اعلامیه‌ای تندی صادر کرد وگفت، «پاکستان خود قربانی تروریسم است و برای ثبات افغانستان کمک نخواهد کرد.» عمران خان یکی از رهبران مخالف حکومت پاکستان در گفت‌وگو با شبکه سیانان، ترمپ را به خاطر سرزنش پاکستان برای مبارزات امریکا در افغانستان متهم کرد و گفت که انتقاد ترمپ از پاکستان برای همه پاکستانی‌ها «زننده» و «تحقیر‌آمیز» بود. اخیراً مجلس ملی پاکستان قطع‌نامه‌ای را تصویب کرد که اتهامات ترمپ در آن «خصمانه» و «تهدیدکننده» توصیف شده بود. خشم پاکستان اکنون حتا دیپلوماسی در سطح بالا را متأثر ساخته است. اسلام‌آباد از آلیس ولز، یکی از مقام‌های بلندرتبه وزارت امور خارجه در امور آسیای جنوبی، خواست تا سفر از قبل برنامه‌ریزی شده‌اش به پاکستان را لغو کند. خواجه محمدآصف وزیر امور خارجه پاکستان که قرار بود از واشنگتن دیدار کند، سفر خود به این کشور را به تعویق انداخت و به جای آن تصمیم گرفته به چین، روسیه و ترکیه سفر کند، سه کشوری که پاکستان با آن‌ها روابط نزدیک و در حال رشد دارد. وزیر خارجه‌ی پاکستان که به تاریخ ۳۰ آگست به مجلس پاکستان دعوت شده بود، از دولت خواست تا تمام دیدارهای دوجانبه مقام‌های عالی‌رتبه بین دو کشور را متوقف کند.
در همین حال، اعتراض‌های صلح‌آمیز و ضد امریکایی، یکی پی دیگری سراسر پاکستان را فرا گرفت. از تظاهرات در مناطق قبیله‌ای دورافتاده گرفته تا خارج از کنسول‌گری ایالات متحده در شهر لاهور. مردم خشم خود را نسبت به گفته‌های ترمپ و سیاست‌های امریکا به صورت گسترده ابراز کردند. در یک سطح معیّن، واکنش ناگهانی پاکستان به سخنان ترمپ چیزی تازه نیست. در روابط ایالات متحده و پاکستان بی‌اعتمادی و بدبینی فراوان است. طی سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲، این رابطه پس از یک سلسله رویداد‌ها، از جمله کشته‌شدن دو مرد پاکستانی در عملیات سیا در جاده‌های شلوغ لاهور، واردشدن بدون مجوز نیروهای ویژه ایالات متحده به پاکستان برای کشتن اسامه بن‌لادن و هدف قرار گرفتن بیش از بیست سرباز مرزی این کشور از سوی هواپیما‌های ناتو، عمیقاً بحرانی شد. در آن زمان، لفّاظی‌های دو طرف خیلی بدتر از آن چیزی بود که در حال حاضر دو طرف نثار هم‌دیگر می‌کنند.
علاوه برآن، در کشوری ضد امریکایی مثل پاکستان (در دوران پیش از ترمپ، ۹۲ درصد از پاکستانی‌ها از رهبری ایالات متحده خوش‌شان نمی‌آمد)، رهبران بلندپایه‌اش مکلف‌اند در برابر سخنان زننده‌ی ترمپ بیانیه‌های تند و شدید صادر کنند. اگر شما فقط در مقابل حرف‌های تند رییس‌جمهور امریکا بی‌تفاوت باشید، یا لبخند بزنید، در معرض خطر بی‌باوری سیاسی قرار می‌گیرید. به این ترتیب یک گالری بازی‌ها در ذهن پاسخ‌دهنده‌گان پاکستانی وجود دارد.
با توجه به آن‌چه گفته شد، طبقه‌ی سیاسی پاکستان به هیچ‌وجه احساسات ساخته‌گی تبارز نمی‌دهند. گذشته از آن، خشم و دل‌هره‌ی واقعی هست. سه دلیل عمده وجود دارد و فراتر از این واقعیت ساده می‌رود که گویا رییس‌جمهور امریکا، پاکستان را در مسیری بزرگ و خطرناک قرار داده است – برای هر کسی که در انتهای چنین لفّاظی، در هر زمینه‌ای که باشد، خشم‌گین می‌شود.
نخست، مقام‌های پاکستانی از موضع بی‌نظیر، سیاه و سفید ترمپ در مورد تروریسم به خوبی آگاه‌اند: هر گروه تروریستی در هر جای و با هر هزینه‌ای باید نابود شود. احتمالاً ترمپ بیشتر از سلفش، دستورالعمل‌های جدید و سخت‌گیرانه‌ای را در پیش خواهد گرفت تا پاکستان پیوند خود را با گروه‌هایی مثل طالبان افغان و شبکه‌ی حقانی قطع کند، گروهایی که پاکستان آن‌ها را در مقابل هند، کمک کرده است. این اقدامات احتمالی می‌تواند شامل گسترش حملات هواپیماهای بی‌سرنشین به مناطقی چون بلوچستان و خیبر پختو نخوا باشد- جایی که رهبران شبه‌نظامیان در آن حضور دارند، اما به ندرت توسط هواپیماهای بی‌سرنشین هدف قرارگرفته‌اند، تحریم و ممنوعیت سفر به آن‌عده از مقام‌های پاکستانی که با گروه‌های تروریستی پیوند دارد، راه‌اندازی حملات گسترده‌ی هوایی بر تسهیلات و زیرساخت‌های تروریست‌ها، و حتا قرار‌دادن پاکستان در فهرست کشورهای حامی تروریسم و آن در صورتی که این کشور اقدامات ضد تروریستی به موقع انجام ندهد. مقام‌های امریکایی به طور خاص دو مورد اول را به طور رسمی وگزینه‌ی احتمالی اعلام کرده‌اند.
دوم، رهبران پاکستان روحیه‌ی ضد پاکستانی در حال گسترش را که در واشنگتن جریان دارد، درک می‌کنند. چنین وضعیتی در کاخ سفید، پنتاگون، کاپیتال حیل و حتا میان تحلیل‌گران اتاق‌های فکری وجود دارد. ممکن است در وزارت امور خارجه و نهاد توسعه‌ی بین‌المللی ایالات متحده در قبال پاکستان روحیه دوستانه وجود داشته باشد، اما تأثیر آن در شکل‌گیری سیاست خارجی پاکستان به صورت وسیع مشهود خواهد بود. با توجه به سیاست‌های نامحبوب ترمپ در واشنگتن، موضع سخت و مناسب رییس‌جمهور ترمپ در قبال پاکستان، احتمالاً که موافقت دو حزب را نیز کسب کند.
سومین دلیل نارضایتی پاکستان مسأله هند است. حرف‌های ترمپ برای پاکستان به گونه‌ای یادآور حرف‌های گذشته‌اش بود، اما نظریات وی درباره‌ی هند به مراتب با اهمیت‌تر از آن بود، در عین زمان برای روابط پاکستان و امریکا نیز مشکل‌آفرین بود. ترمپ از هند خواست تا نقش خود را در افغانستان تقویت کند، دهلی نو در حال حاضر نقش مهمی در افغانستان ایفا می‌کند. هند و افغانستان یک توافق‌نامه همکاری‌های استراتژیک را در سال ۲۰۱۱ امضا کردند که در قالب آن هند کمک‌های مالی سخاوت‌مندانه‌ای را در پروژه‌های توسعه‌ای، از جمله در بخش احداث بندها و ساختمان جدید پارلمان افغانستان هزینه کرده است.
در کنار آن که هند نیروهای امنیتی افغانستان را آموزش می‌دهد، کمک‌های دیگری هم از جمله تأمین وسایل حمل و نقل و دیگر سخت‌افزارهای نظامی انجام داده و به‌تازه‌گی این کشور اقدام به اهدای چندین هلیکوپتر روسی به افغانستان کرده، اما میزان این کمک‌ها به خاطر جلوگیری از تحریک پاکستان در حد بلندی نبوده است. وقتی مسأله رابطه‌ی گرم دهلی نو با کابل در میان می‌آید، این هیولای روابط عمیق امنیتی است که واقعاً پاکستان از آن می‌هراسد.
الزاماً، ترمپ از هند نخواسته که در افغانستان حضور نظامی داشته باشد، در عوض، او به گونه واضح از هند خواست که نقش و حمایت توسعه‌ای و اقتصادی‌اش را از افغانستان بیشتر کند.
این یک واقعیت ساده است که ترمپ از هند خواست تا در افغانستان نقش بیشتر بگیرد و این مسأله احتمالاً امواج ترس‌ناکی را به اسلام‌آباد و به ویژه راولپندی، مرکز رهبری ارتش پاکستان، فرستاده است. پاکستان اغلب ادعا می‌کند که هند از افغانستان به عنوان پایگاه اعمال مداخله‌گرانه و خراب‌کارانه در برابر پاکستان استفاده می‌کند، از حمایت شورشیان جدایی‌طلب در بلوچستان گرفته تا کمک به تروریست‌هایی مثل طالبان پاکستانی. اما وقتی یک رییس‌جمهور امریکا برای اولین‌بار، به طور رسمی از هند می‌خواهد که حضور خود را در افغانستان، قلمروی که پاکستان ادعا می‌کند، هند از آن برای فعالیت‌های ضد پاکستانی استفاده می‌کند گسترش دهد، این برای پاکستان، جز سناریوی یک کابوس، چیزی دیگری نیست.
پاکستان فکر می‌کند که حالا وقت آن رسیده تا رابطه‌اش را با امریکا کاهش دهد. این کشور حالا با رییس‌جمهوری در امریکا روبه‌رو شده که پاکستان را به مرگ تهدید می‌کند و احتمالاً که در این راستا حمایت بازی‌گران کلیدی را نیز در واشنگتن با خود دارد، بازی‌گرانی که از مهم‌ترین منافع ملی پاکستان حمایت می‌کردند. ترمپ با استفاده از تاکتیک‌های جدی در تلاش است پاکستان را از دریافت دارایی‌های غیر دولتی محروم سازد که این خود باعث آسیب‌پذیری دشمنان پاکستانی هند می‌شود. او هم‌چنان هند را تشویق کرده است تا حضور خود را در سمت غربی پاکستان گسترش دهد. هر چند اگر پاکستان از همکاری با امریکا سر باز زند، در این وادی تنها نخواهد ماند: این کشور می‌تواند وارد آغوش باز و گسترده‌ای شود، جایی که در حال حاضر این کشور همکاری عمیقی در راستای تقویت و انکشاف دهلیز اقتصادی با چین دارد.
این هم می‌تواند درست باشد که امریکا آماده است از پاکستان دور شود. با توجه به موضع سختی که ترمپ در قبال مبارزه با تروریزم دارد، انتظار نمی‌رود در قبال کشورهای حامی تروریزم، شکیبایی کند؛ کشورهایی که میلیاردها دالر را از واشنگتن می‌گیرند ولی به گروه‌هایی پناه می‌دهند که امریکایی‌ها را می‌کُشند. کاخ سفید، با ارسال تلگرافی به اسلام‌آباد فهمانده که به خاطر پی‌گیری راهبرد جدیدش در مورد افغانستان اقدامات فزاینده‌ای را روی دست می‌گیرد و برای هرگونه قطع رابطه احتمالی با پاکستان آماده است.
به هر حال، دو طرف تمایل دارند که قدم‌های بزرگی را برای پایین‌آوردن سطح روابط‌شان بردارند، اما به هیچ وجه نمی‌خواهند روابط‌شان به طورکامل قطع شود. در حقیقت ترمپ در سخنرانی‌اش نشان داد که می‌خواهد با پاکستان رابطه داشته باشد: «پاکستان از همکاری با تلاش‌های ما در افغانستان زیاد نفع به دست می‌آورد.»
امریکا و پاکستان مزایایی در همکاری با یک‌دیگر دارند و از دست‌دادن این مزایا به منافع آن‌ها را ضربه می‌زند. حالا که ترمپ رسماً تعهد نظامی دوام‌دار به افغانستان کرده، اهمیت استراتژیک مسیرهای تأمین اکمالات ناتو که از طریق پاکستان می‌گذرد، بیشتر از گذشته شده است. اگر رابطه بین این دو کشور بدتر شود، اسلام‌آباد با یک چشم باز، این مسیر را خواهد بست. آن گونه که بین سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به مدت هفت ماه این مسیر را مسدود کرد. در عین حال، پاکستان، با وجود تمام چیزی‌هایی که از پکن دریافت می‌کند، هم‌چنان به بهای کمک نظامی امریکا و ارزش حیثیتی داشتن رابطه با تنها ابر قدرت جهان نیازمند است. علاوه بر این، کمک‌هایی را که پاکستان از صندوق بین‌المللی پول، نهادی که واشنگتن نفوذ فراوانی برآن دارد و اغلب به پاکستان جهت کاهش مشکلات اقتصادی‌اش کمک می‌کند- به دست می‌آورد، در صورت برهم‌خوردن روابط بین دو کشور، به خطر می‌افتد.
در نهایت، مسیر روابط امریکا و پاکستان به نوع تاکتیک‌های اعمال فشار کاخ سفید و ماهیت واکنش‌ها و اقدامات تلافی‌جویانه پاکستان بسته‌گی دارد. عامل دیگری که در آینده روابط این دو کشور تعیین‌کننده است، این است که دو کشور به چه پیمانه خطر را می‌پذیرند. به هر اندازه که امریکا موضع سخت‌تر و تند بگیرد، پاکستان برای تلافی آن از راه‌های خطرناک، شانش بیشتری دارد. بر عکس، هر قدر پاکستان در تغییر سیاست‌هایش مقاومت می‌کند، احتمالاً تاکتیک‌های امریکای سخت‌تر و تندتر می‌شود.
حتا در چنین لحظه‌ای که آینده‌ِی روابط ایالات متحده و پاکستان مبهم است، این حقیقت وجود دارد: رابطه ممکن است به طور کامل از بین نرود، ولی در پایین‌ترین حد خود رسیده است. روزهای تاریکی پیش رو است.

اشتراک گذاري با دوستان :