شکار شایعه نشویم

- فردوس

تقریباً بیشتر عکس‌های منسوب به خشونت‌های مذهبی و قومی در ایالت روخین میانمار جعلی است. تمام رسانه‌های خبری با اعتبار گزارش داده‌اند که گزارشگران به منطقه‏ی جنگ‌زده‏ی ایالت روخین برما، دسترسی ندارند و به همین دلیل، عکس و فلم واقعی از آن مناطق، به نشر نرسیده است. اما کاربران افغان شبکه‌های اجتماعی، بدون در نظر داشت اصل دقت و صحت، عکس‌های فجیع جعلی را پخش می‌کنند و شعار جنگ مذهبی می‌دهند. جالب این است که منابع پاکستانی و ترکی این عکس‌ها را برای اولین بار پخش کردند و کاربران فیسبوک وطنی هم شکار شایعه‌سازی و فضاسازی آنان شدند.
حلقاتی در پاکستان تصور می‌کنند که ارتش آن کشور محافظ هویت اسلامی است و در برابر فرهنگ و تمدن هندویی و بودایی می‌جنگد. همین حلقات این نوع عکس‌ها را منتشر می‌کنند تا دشمنی هویتی و مذهبی در جنوب آسیا شعله‌ور شود و توجیه تازه برای تجزیه‏ی شبه قاره، به وجود آید. این حلقات پاکستانی می‌خواهند تمام کشورهای جنوب آسیا را برمبنای باورهای مذهبی تجزیه کنند و پارچه‌های آن را به قلمرو خود بچسپانند. جالب این است که ارتش پاکستان با ارتش میانمار قرارداد فروش اسلحه هم امضا کرده است و قرار است به ارتش برما هواپیما بفروشد. از یک طرف ارتش پاکستان قرارداد فروش هواپیما با ارتش میانمار می‌بندد و از سوی دیگر، علیه آن کشور فضاسازی می‌کند و خودش را غم‌خوار مسلمانان میانمار جا می‌زند. پاکستانی‌ها این سیاست دوگانه و منافقانه را با مهارت تمام دنبال می‌کنند.
دولت ترکیه هم در خلق فاجعه و بزرگ‌نمایی خشونت‌های برما نقش اساسی دارد. معاون نخست وزیر این دولت، چند عکس جعلی را در تویترش گذاشت و از جامعه‏ی جهانی خواست به خشونت‌های میانمار واکنش نشان دهد. عکس‌های فجیعی که معاون نخست وزیر ترکیه منتشر کرد، کل فضای مجازی را اشغال کرد. از آنجایی که معاون نخست وزیر ترکیه، یک مقام رسمی با اعتبار است، کسی اصلاً به فکرش خطور نکرد که عکس‌های منتشرشده از سوی او جعلی باشد. بعداً رسانه‌های جهانی دریافتند که عکس‌های منتشرشده از سوی معاون نخست وزیر ترکیه جعلی است. معاون نخست وزیر ترکیه، تویتش را برداشت، اما دست به دست شدن عکس‌های منتشرشده از سوی او در شبکه‌های اجتماعی، ادامه یافت و به دست کاربران فیسبوک وطنی هم رسید. روشن است که ترکیه و پاکستان اهداف خود را دارند و به همین دلیل خشونت‌های میانمار را بزرگ نمایی می‌کنند.
در این تردیدی نیست که در ایالت روخین میانمار جنگ است. در آنجا یک گروه چریکی، علیه دولت میانمار می‌جنگد و به گزارش واشنگتن‌پست و اندیپندنت، نیروهای امنیتی برما و شبه نظامیان طرفدار این نیروها، دست به خشونت‌هایی زده اند که برمبنای معیارهای حقوق بشری و کنوانسیون جنگ، جنایت جنگی محسوب می‌شود. برمبنای گزارش واشنگتن پست و اندیپندنت روستاهای اقلیت مسلمان ایالت روخین آتش زده شده است و هزاران نفر آواره شده اند، صدها تن هم از هردوطرف کشته شده اند. کوچ اجباری، به آتش کشیدن خانه‌ها و کشتار غیرنظامیان، مصداق جنایت جنگی و نقض کنوانسیون جهانی جنگ است. تمام آنانی که به نظام دمکراتیک مبتنی بر حقوق بشرباور دارند نقض کنوانسیون جنگ و اقداماتی را که مصداق جنایت جنگی است محکوم می‌کنند.
کوچ اجباری، قتل غیرنظامیان و به آتش کشیدن خانه‌های روستاییان، از آنجایی که جنایت علیه انسان است باید نکوهش شود. نباید اصل انسان بودن قربانیان، در هویت مذهبی آنان فروکاسته شود. قربانی‌ها متعلق به هرمذهب، زبان و فرهنگی که باشند، از آنجایی که انسان اند، شریف اند. شرافت و کرامت انسان ذاتی است، ربطی به فرهنگ و مذهب او ندارد. اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر هم بر همین مبنا نوشته شده است. بر مبنای اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر، جان آدمی بیشتر از تعلقات دیگر او ارزش دارد و باید محترم شمرده شود.
آنانی که از موضع حقوق بشر، جنایت جنگی و نقض کنوانسیون جهانی جنگ در میانمار را محکوم کرده اند، سزاوار ستایش اند. دولت افغانستان هم برهمین مبنا علیه جنایت جنگی در میانمار موضع گرفت. اما تاهنوز مقیاس جنایت در برما روشن نیست. سازمان ملل متحد و کشورهایی که بر میانمار نفوذ دارند باید تلاش کنند تا ارتش آن کشور، اجازه دهد که گزارشگران ملل متحد و سازمان‌های طرفدار حقوق بشر از محل منازعه دیدن کنند و گزارش دقیق بنویسند.
کاربران وطنی شبکه‌های اجتماعی نباید شکار شایعه‌هایی شوند که حلقات پاکستانی و ترکی آن را منتشر می‌کنند. کاربران وطنی شبکه‌های اجتماعی نباید در دستان پاکستانی‌های تندرو و ترک‌های افراطی، بازی کنند. کاربران وطنی شبکه‌های اجتماعی باید متوجه باشند که نهاد‌های نظامی و ترکیه و پاکستان مترکب جنایات به مراتب بدتر در مقابل مسلمانان شده اند.
ارتش پاکستان در جنگ سال ۱۹۷۱ سه میلیون بنگله دیشی مسلمان را به قتل رساند. همین ارتش در بلوچستان دست به قتل‌های بدون محاکمه می‌زند. هزاران انسان بلوچستانی، تاهنوز سردرگم اند و نهاد‌های استخباراتی پاکستان اجازه نمی‌دهند که پرونده‌های آنان بررسی شود.
ارتش ترکیه، معتقد به ناسیونالیسم ترکی حذف‌گرا است. این ارتش کرد‌ها را می‌کشد. ناسیونالیسم ترک به کرد‌ها اجازه نمی‌دهد که به زبان خودشان مکتب، دانشگاه و رسانه داشته باشند، نماینده‏ی کرد پارلمان ترکیه باید قسم یاد کند که «ترک» است. ترک هم معنای همه شمول و قراردادی ندارد، بلکه به معنای ترک زبان و تعلق به یک تبار است. تا حال ناسیونالیسم ترکیه همه‌شمول نشده است. اگر دل مقام‌های ترکیه به مسلمانان می‌سوزد، ناسیونالیسم خودشان را متحول و دموکراتیک بسازند، بعداً برای دیگران دادخواهی‌ کنند.

اشتراک گذاري با دوستان :