استفاده سوء از کهن‌سالان

- حسین حیدری

مرد کهن‌سالی که صحت‌مند معلوم می‌شود به دیوار سمت شمال وزارت مخابرات و تکنولوژی تکیه زده است.
او روی قطعه‌ای از فرش قهوه‌ای رنگ کهنه نشسته و مجبور شده است که مصرف عروسی پسرش را با گدایی پیدا کند. سلیم‌شاه مرد ۶۰ ساله، با ریش بلند و لباس ژولیده، هر عابری را که از نزدش می‌گذرد با دقت می‌بیند، تا یکی از آن‌ها بنا بر هر دلیلی که شده، برایش یک یا چند افغانی خیرات بدهد.
او می‌گوید که ۹ روز شده به کابل آمده و تصمیم دارد، چند ماهی در مرکز کشور کار (گدایی) کند و پولش را برای پسر سومش زن بگیرد.
پسر سومی سلیم‌شاه ۲۵ سال سن دارد و از ۳ سال به این طرف به خانواده‌اش می‌گوید که برایش زن بگیرند.
سلیم‌شاه می‌گوید: «یک عاجزه داریم، در منطقه ما رواج است که عاجزه‌ها را بدل می‌کنند، پسرم را گفتم که برود کار کند و تنها مصرف عروسی را بیاورد، خواهرش را با دختر دیگر بدل می‌کردم که یک زن می‌شد برایش، پسرم حتا پول مصرف عروسی را آورده نتوانست، از من زن می‌خواهد، حالا آمده‌ام در کابل برای [گدایی]، اگر پول پیدا توانستم برایش زن می‌گیرم.»
سلیم‌شاه در یکی از قریه‌ها دور افتاده ولسوالی بلخ‌آب، ولایت بلخ زنده‌گی می‌کند. بیشتر مردم در بلخ‌آب مصروف دهقانی است.
سلیم‌شاه می‌گوید که ۶ برادر دارد و همه آنها مشغول دهقانی‌اند.
او می‌گوید: «تخم و زمین از صاحب زمین، زمین‌ها را با گاو و خر قلبه می‌کنیم، دَرَو اش را ما می‌کنیم، خرمنش را ما می‌کوبیم، باز کاه و گندمش دو تقسیم می‌‎شود، امسال مناطق ما خیلی باران کم بارید و حاصلات هم کم بود.»
این مرد کهن‌سال ولایت بلخ از حکومت مرکزی شکایت دارد که به دهقانان ولسوالی بلخ‌آب توجه نمی‌کند. او می‌گوید که در طول ۱۶ سال گذشته، فقط یک‌بار برای‌شان کمک شده است.
سلیم‌شاه می‌گوید: «از زمانی که کرزی‌خان حکومت را گرفت، برای ما یک‌بار مواد خوراکی کمک شد، بعد از آن یک مو هم کمک نشده، تمام کمک‌ها را قوماندان‌ها و قریه‌دارها می‌خورند به رعیت به اندازه سر مو هم کمک نمی‌رسد.»
سطح اقتصاد مردم در این ولسوالی خیلی پایین است. سلیم‌شاه می‌گوید که به تازه‌گی راه موتر از روستای‌شان به مرکز ولسوالی‌ بلخ‌آب باز شده است.
به قول سلیم‌شاه در جریان زمستان راه موتر بر اثر برف‌باری شدید، بسته می‌شود و مردم با استفاده از «خر» به مرکز ولسوالی می‌آیند. هم‌چنان در یک تعداد از مناطق این ولسوالی مکتب وجود ندارد.
پسر سوم سلیم‌شاه که بدون درآمد و پول، دلش زن شده، هم بی‌سواد است.

مردم روستا مرا وادار به گدایی کرده‎اند

وکیل‌شاه در فاصله ۲۰ متری سلیم‌شاه نشسته است. او می‌گوید که ۶ دختر کلان و یک پسر ۳ ساله دارد. وکیل‌شاه ۶ سال می‌شود که از طرف روز در پیاده‌راه جاده‌ی پهلوی وزارت مخابرات و تکنولوژی می‌نشیند. وکیل‌شاه ۵۰ سال دارد و می‌گوید که در سال ۱۳۹۱ یک دست و پایش فلج شده و کاری نمی‌تواند.
او می‌گوید: «در سال ۱۳۹۱ که پای و دستم فلج شد، در خانه یک کپه آرد نداشتم که در بین آب پاش می‌دادیم، من مردم روستا را جمع کردم که دخترهایم را می‌فروشم، مرا مردم گفتند که دختر فروختن و اولاد فروختن کار خوب نیست، بازار بردن خوب نیست، لک‌ها نفر گذاره‌شان از لب سرک می‌شود، شاید گذاره‌ی تو هم از لب سرک (با گدایی) شود.»
وکیل‌شاه می‌گوید که نشستن سر کانکریت از صبح تا شام در هوای سرد یا گرم برایش سخت است، اما برای این که دختران کلان و خردش را فروخته نتوانسته به خواست مردم روستا، مجبور است که گدایی کند.
درآمد ماهانه او، نزدیک به چهار هزار افغانی است. وکیل‌شاه شب‌ها را با دادن پول در سرایی در نزدیکی مسجد پل‌خشتی شهر کابل صبح می‌کند.
در همین حال زلیخا نبی‌زاده یکی از شهروندان کابل می‌گوید، معمولاً کسانی که قدر پدر و مادر پیر‌شان را نمی‌دانند، آنان را در کهن‌سالی مجبور به کار می‌کند.
نبی‌زاده می‌گوید: «افرادی پیر که دیگر کار نمی‌توانند، جز این که گدایی کنند، استند محدود خانواده‌هایی که این کار را بر پدر پیر یا خسر پیر خود تحمیل می‌کنند.»
در عین حال رحیمه یکی از باشنده‌گان ولایت هلمند نیز می‌گوید که در آن ولایت در بین بعضی از خانواده‌ها فرهنگ ‌گدایی وجود دارد. رحیمه می‌افزاید: «در هلمند بعضی از خانواده‌ها با وجودی که پول دارند، اما پدر و مادر پیر خود را وادار به گدایی می‌کند.»
به قول این باشنده ولایت هلمند، این کهن‌سالان به این خاطر که دیگر کاری نمی‌توانند، از طرف خانواده‌های‌شان مجبور می‌شوند که دست به گدایی بزنند.

اشتراک گذاري با دوستان :