سیاست دوگانه

سران کشورهای بریکس یا قدرت‌های نوظهور اقتصادی، از اوضاع امنیتی افغانستان ابراز نگرانی کردند. کشورهای هند، روسیه، چین، برازیل و افریقای جنوبی که اعضای اصلی بریکس یا انجمن قدرت‌های نوظهور اقتصادی هستند، با نام‌بردن از گروه‌هایی چون طالبان، القاعده و لشکر طیبه، اعلام کردند که خشونت‌های این گروه‌ها برای آنان قابل قبول نیست.
در اعلامیه‌ی پایانی اجلاس بریکس، ریشه‌ی خشونت شناسایی شده است. گروه‌هایی که نام برده شده است، به واقع، مسوول خشونت و جنگ هستند. این گروه‌ها را برخی از دولت‌های منطقه پناه داده‌اند و قلم‌رو خود را در اختیار آنان گذاشته‌اند. این مسأله هم در دوام خشونت‌ها بی‌تأثیر نیست. قدرت‌های نوظهور اقتصادی به درستی درک کرده‌اند که دوام جنگ و بحران در افغانستان به ضرر آنان است.
اما مشکل اصلی این است که برخی از اعضای بریکس هم دوگانه بازی می‌کنند. مثلاً روسیه و چین. این کشورها از یک طرف پای اعلامیه‌ی بریکس امضا می‌زنند و طالبان را عامل خشونت معرفی می‌کنند. از طرف دیگر، پکن و مسکو، به طالبان مشروعیت منطقه‏ای می‌بخشند و با نماینده‌گان آنان مذاکره می‌کنند. وقتی پای رقابت با امریکا و ناتو در میان باشد، پکن و مسکو، هیچ ملاحظه‌ای را در نظر نمی‌گیرند و با طالبان تماس برقرار می‌کنند. مسکو بسیار به صراحت از منافع مشترک با طالبان سخن می‌گوید. کرملین متهم شده است که به طالبان رشوه می‌دهد. مسکو متهم است که مقادیر هنگفت پول و سلاح در اختیار طالبان گذاشته است. روشن است که هدف کرملین به چالش کشیدن امریکا و ناتو در افغانستان است.
این نوع سیاست‌های دوگانه هم به دوام جنگ افغانستان کمک می‌کند. روسیه و تا حدودی چین، این روزها سیاست درست همکاری با جامعه‌ی جهانی را کنار گذاشته‌اند و در کنار دولت افغانستان با گروه طالبان نیز تماس برقرار کرده‌اند. این امر سبب شده است که طالبان احساس کنند مشروعیت منطقه‏ای دارند. مسکو و پکن می‌گویند برای صلح تلاش می‌کنند، اما کنار زدن دولت افغانستان و برقراری رابطه با طالبان، هیچ کمکی به صلح نمی‌کند.
کشورهای بریکس اگر واقعاً در افغانستان صلح می‌خواهند، باید در قدم اول، روابط شان را با کابل بر مبنای اصل روابط دولت با دولت، تنظیم کنند. روسیه و چین باید از الگوی هند پیروی کنند. سیاست هند از مرحله‌ی حمایت از گروه‌ها عبور کرده و به مرحله‌ی متعالی پشتی‌بانی از دولت افغانستان رسیده است. این الگو را باید روسیه و چین هم دنبال کنند. پیدایش گروه‌هایی مثل داعش یا خلق چهره‌های مثل طاهر یولداش یا شامل بسایوف، معلول فروپاشی نهاد دولت در افغانستان بود. اگر نهاد دولت در افغانستان فرو نمی‌پاشید، چنین گروه‌هایی در این‌جا ظهور نمی‌کردند. به همین دلیل است که می‌گوییم سیاست حمایت از گروه‌های افراطی به هدف ضربه زدن به کشورهای رقیب، به سود هیچ قدرتی نیست. این سیاست سازمان دولت را در افغانستان صدمه می‌زند و به گروه‌های تروریستی زمینه‌ی بیشتر می‌دهد.
به سود تمام قدرت‌های منطقه‏ای و جهانی است تا درباره‌ی افغانستان به اجماع برسند و از دولت افغانستان در برابر گروه‌های تروریستی و افراط‌گرایان خشونت‌طلب، حمایت کنند. کابل هیچ سیاست توسعه‌طلبانه ندارد، نه در فکر تسخیر سمرقند و بخارا است و نه جاه‌طلبی ایدیولوژیک دارد، اما گروه‌های افراطی، توسعه‌طلب اند. قدرت‌های نوظهور اقتصادی متوجه این نکته باشند.

اشتراک گذاري با دوستان :