آب هدر رفته؛ طلای آبی که از دست ما دررفته

- لیمه آفشید

این روز‌ها دیگر نمی‌شود از اهمیت آب چشم پوشید، آبی که با آغاز قرن بیست و یک و پیش‌رفت آن تبدیل به «طلای آبی رنگ» شده و کمبود آن بحرانی جدی و جهانی را به دنبال داشته است. با آن که ۷۰ درصد کل سیاره‌ی ما را آب تشکیل داده است، اما همان‌طور که همه می‌دانیم، تنها ۳ درصد از این ۷۰ درصد آب، شیرین است. هر چند این آب تا ۶۰ سال پیش که جمعیت انسان‌های روی زمین چیزی در حدود ۲. ۵ میلیارد نفر بود کافی به نظر می‌رسید، اما امروز این رقم با در نظر داشت جمعیت روزافزون زمین، صنعتی‌شدن، ضرورت تولید غذای بیشتر و تقاضای داشتن آب شیرین، کم است. بر اساس آمار ارایه شده، جمعیت زمین در سال ۲۰۰۰ میلادی به شش‌ میلیارد نفر و در حال حاضر به بیش از هفت‌میلیارد نفر رسیده و می‌رود که تا در سال ۲۰۵۰ به ۹ میلیارد نفر که بیشترشان شهرنشین خواهند بود، برسد. نسبتِ جمعیتِ ساکن در کشورهای مواجه با بحران کمبود آب در آغاز قرن ۲۱ معادل هشت‌ درصد جمعیت جهان یعنی ۵۰۰ میلیون نفر بود و طبق پیش‌بینی‌ها این رقم تا در سال ۲۰۵۰ به ۴۵ درصد یعنی چهار میلیارد نفر افزایش یابد. گفته می‌شود همین اکنون نیز هر شب یک میلیارد نفر به‌خاطر کمبود آب برای تولید غذا، گرسنه به خواب می‌روند.
با این حساب کمتر کشوری در جهان وجود دارد که از اهمیت این ماده بی‌خبر بوده و فکری برای رفع خطرات ناشی از کمبود آن نکرده باشد. حالا آب تبدیل شده است به کالایی که باید آن را جست‌وجو کرد، برایش جنگید و برای انتقال آن از یک کشور به کشوری دیگر، راه‌های دشوار زیادی را امتحان کرد. این دقیق‌‌ همان موضوعی است که آقای حسن روحانی، رییس جمهور ایران در سخنانش در باره‌ی آب افغانستان و سدسازی روی آن، به آن اشاره کرده است.
آن‌چه آقای حسن روحانی را وادار به اظهار نگرانی در مورد اعمار بند‌ها از سوی افغانستان کرده است، مشکل کمبود آب و بحران ناشی از آن است. ایران کشوری با اقلیم گرم و خشک است. جمعیت ایران در طی هشت دهه، از حدود ۸ میلیون نفر در سال ۱۳۰۰هجری به ۷۸ میلیون نفر تا پایان سال ۱۳۹۲ رسیده است. بر این اساس میزان سرانه آب تجدیدپذیر سالانه‌ی این کشور از میزان حدود ۱۳۰۰۰ متر مکعب در سال ۱۳۰۰ به حدود ۱۴۰۰ متر مکعب در سال ۱۳۹۲ کاهش یافته و در صورت ادامه این روند، وضعیت در آینده به مراتب بد‌تر خواهد شد. گفته می‌شود بحران آب ایران بیشتر از سه عامل (رشد جمعیت، زراعت نامؤثر و مدیریت نا‌درست و بی‌برنامه‌ی آب‌) متاأثر است. روزنامه واشنگتن‌پست در ماه سرطان ۱۳۹۳، اعلام کرد که ایران در بین ۲۴ کشوری قرار دارد که وضعیت آب در آن‌ها خطرناک است. هم‌چنان خبرگزاری جهانی طبیعت در سال ۱۳۹۳ خورشیدی، با انتشار خبری، بحران شدید آب را برای ایران بزرگ‌ترین چالش در دوران معاصر خواند. از این قرار، ایران ارزش حتا یک متر مکعب آبی را که از افغانستان خلاف قرار داد سال ۱۳۵۱ خورشیدی به این کشور سرازیر می‌شود، می‌داند.
اما این سوی قضیه، افغانستان به دلیل مدیریت‌نشدن آب‌هایش، سال‌ها است که با وجود داشتن منابع آبی فراوان، آبش را بی‌رویه هدر داده است. طبق آمار استراتژی سکتور آب کشور، برف در ارتفاعات بیشتر از ۲۰۰۰ متر ۸۰ درصد منابع آبی افغانستان را تشکیل می‌‌دهد (به استثنای آب‌های زیر زمینی). به صورت مجموعی حد اوسط سالانه‌ی ذخایر آب به شکل بارش در حدود ۱۶۵۰۰۰ میلیون متر مکعب در تمام کشور می‌باشد. به صورت مجموعی مقدار سالانه‌ی حجم آب‌های سطحی در حدود ۵۷۰۰۰ میلیون متر مکعب می‌باشد.
به اساس پیش‌بینی‌های این استراتژی قرار شده است میزان استفاده از منابع آبی کشور در آینده به ۶۰ درصد برسد و حد اوسط موجودیت آب‌های سطحی برای هر نفر حدود ۴۸۰۲ متر مکعب در سال تخمین شده است و در صورتی که کدام مشکل از نگاه شرایط فصلی و توزیع ساحه‌ای رخ ندهد، این مقدار کافی خواهد بود. طبق گزارش سازمان ملل و دانشگاه کابل درآمد سرانه‌ی آب در افغانستان ۲۷۷۵ متر مکعب می‌باشد که در صورت استفاده‌ی درست از این آب، علاوه بر رفع ضرورت خود افغانستان، می‌توان به کشورهای هم‌جوار نیز برق و آب داد.
آقای کریم پوپل در مقاله‌ای زیر عنوان تنظیم منابع آب در افغانستان در باره‌ی «چالش‌ها در روند سیاسی تنظیم آب در افغانستان» می‌نویسد:

با رشد نفوس نا‌موزون مقدار آب‌های آلوده و چرب افزایش یافته و ظرفیت‌های آب‌های شیرین پایین می‌آید. در سال ۲۰۱۱ تعداد متولدین ۱۳۴ میلیون و تعداد وفیات در جهان ۵۶ میلیون بوده است. این رشد بیشتر در کشورهای در حال توسعه یا عقب‌مانده می‌باشد. در دو طرف افغانستان دو کشور قرار دارد که رشد جمعیت آن‌ها از ۲ درصد اضافه است. این موضوع بالای کشورهای همسایه تاثیر ناگوار دارد، به‌خصوص بالای ظرفیت‌های آب. در منطقه‌ی آسیای میانه، افغانستان یگانه کشوری است که ۷۵ ملیارد مکعب آب شیرین دارد اما این کشور صرف از ۲۰ میلیون آن استفاده می‌کند و متباقی به کشورهای همسایه می‌ریزد. در طی ۳۰ سال که افغانستان مصروف جنگ بود کشورهای همسایه از آب دریاهای افغانستان در کشورهای خود پروژه‌هایی را بنا کردند که برای آن‌ها نیز حیاتی است. این پروژه‌ها طوری بنا شده است که اصلاً آبی برای افغانستان باقی نخواهد ماند. آب دریای کابل در حصه‌ی اتک به دریای سند ریخته سرزمین‌های ملتان، علی‌پور و حیدر آباد را سیر آب و سرسبز می‌کند. پاکستان کشوری است که نان گندم در آن‌جا خیلی اساس است و پروژه‌های کشت گندم خود را از همین آب تأمین می‌کند. در حالی که مدت ۳۰ سال است که پا کستان بندر تجارتی آبی خود را بالای افغانستان به منظورهای خیلی ناروا مسدود کرده است که خلاف موازین کشورهای محاط به خشکه است. کشورهای تاجیکستان و قرغزستان که مانند افغانستان دارای منابع غنی آب‌اند، نیز معضلات آب با سایر کشورهای آن‌طرف آمو دارند، ولی آن‌ها آب و برق ۲۴ ساعته طور نارمل دارند. آن‌عده از کشورهای آسیای میانه که در حوزه‌ی جهیل اورال قرار دارند، مهم‌ترین تامین‌کننده‌ی آب شیرین برای این کشور‌ها همین جهیل به شمار می‌رود. ۹۰ فی‌صد آب جهیل اورال از ریختن آب‌های رود آمو می‌باشد. کانال معروف قراقروم که شریان حیاتی آب ترکمنستان است رودخانه‌ی آمو به عنوان بزرگ‌ترین تامین‌کننده‌ی آب برای این کانال به شمار می‌رود. ترکمنستان جز آب این کانال دیگر منبع آبی ندارد که تمام ترکمنستان را آبیاری کند. کانال قراقروم برای حل مشکلات خشک‌سالی و کم‌آبی ترکمنستان احداث شده و از جمله بزرگ‌ترین پروژه‌های عمرانی داخلی شوروی سابق به شمار می‌رفت. این کانال حجم بسیار زیاد آب رودخانه‌ی آمو را در شرق ترکمنستان گرفته و به داخل خاک این کشور جاری می‌سازد. کانال قراقروم دارای ۱۳۰۰ کیلومتر طول بوده و در مسیر شرق به غرب جریان دارد. این کانال حدود یک میلیون هکتار زمین کشاورزی را که شامل کشت‌زارهای پنبه می‌باشد، آب‌یاری می‌کند. ترکمنستان خشک‌ترین منطقه آسیای میانه است کشور تاجیکستان علاوه بر استفاده وسیع در بخش کشاورزی از آب آمو، در نظر دارد که به تعداد ۱۴ نیروگاه برقی را با توان مجموعی چهار هزار میگاوات، بالای رودخانه‌ی آمو اعمار کند که بزرگ‌ترین آن‌ها نیروگاه دشت جم با ظرفیت تولیدی ۱۵۶ میلیارد کیلووات ساعت برق در سال خواهد بود. هزینه این پروژه حدود چهار هزار میلیون دالر امریکایی تخمین شده است. زیاد‌ترین آب دریای آمو را جمهوری ازبکستان در کشت نباتات به مصرف می‌رساند. دریای آمو دو بار داخل ازبکستان شده در اخیر به جهیل اورال می‌ریزد که کشور قزاقستان از آن نیز استفاده می‌کند. مزارع شش ولایت ازبکستان از آب دریای آمو سرسبز است. این گونه ازبکستان سد بزرگ (تورپالانگ) در جنوب ولایت سرخان، روی دریا اعمار کرده است. کانال بزرگ بخارا به منظور آبیاری و استحصال آب استیشن برق نوایی نیز بالای آب این دریا است. هم‌چنان ازبکستان چندین بند و کانال از این دریا ساخته است. در این اواخر ترکمنستان وایران سد دیگری را در مسیر دریای مرغاب اعمار کرده‌اند که هر دو کشور از آن استفاده می‌کنند، ولی با این همه کانال‌ها و سدهایی که ساخته شده است، یکی از این کشور‌ها نه به افغانستان توجه کرده‌اند نه به حیثیت بین‌المللی. تا حال چندین بار نشست برگزار کرده‌اند ولی افغانستان را از آن خبر نکرده‌اند. در حالی که مردم این کشور از گرسنه‌گی و بی‌آبی می‌میرند، ایران همسایه‌ی غربی افغانستان از دریای هیرمند و هریرود استفاده می‌کند. دولت ایران طی خشک‌سالی‌های اخیر با استفاده از مشورت‌های تخصصی جاپانی‌ها، آب رودخانه‌ی هیرمند را در گودال‌هایی که در کنار مرز با افغانستان اعمار شده، هدایت کرده و ذخیره می‌کنند. این ذخیره‌گاه‌های (مصنوعی) در ایران به نام چاه‌های نیمه‌ی زابل یاد می‌شود که در گذشته تعداد آن‌ها به سه حلقه می‌رسید و این چاه‌ها نیمه‌ها به ظرفیت ۰.۷ میلیارد متر مکعب برای مصرف آشامیدنی و حق‌آبه زیست محیطی تالاب بین‌المللی هامون احداث شده بودند اما دولت ایران با احداث چاه‌نیمه چهارمی ظرفیت آن‌ها را به ۱ میلیارد متر مکعب رسانید. برا‌ی احداث چاه‌نیمه چهارم در مجاورت چاه‌نیمه‌های قبلی که با میلیون‌ها دالر احداث شده‌اند، مبلغ ۸۰ میلیون دالر به مصرف رسیده و کار احداث آن در اوایل سال ۱۳۸۳ خورشیدی به پایان رسید. طرح احداث خط لوله ۱۹۲ کیلومتری (آب برای شهر یک میلیون جمعیتی زاهدان) از پروژه‌های مهم دیگری است که برای انتقال آب ذخیره شده ازرود هیرمند، در چاه‌نیمه‌ها به شهر زاهدان در سال ۱۳۸۳ به بهره‌برداری سپرده شد. قرار است که آب انتقال شده توسط این خط لوله که مقدار آن به ۳۷ میلیون متر مکعب برسد، نیازهای آبی (۸۰۰ هزار نفر) از ساکنان شهر زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان را در سال تامین کند. برای اجرای این پروژه هم مبلغی در حدود ۷۵ میلیون دالر به مصرف رسیده است. این در حالی است که به اساس معاهده سال ۱۳۵۱ در باره‌ی تقسیم آب رودخانه هیرمند، جانب ایران حق استفاده از آب هیرمند را به طوری که در حال حاضر جریان دارد، دارا نمی‌باشد. زیرا مطابق به مفاد قرارداد تقسیم آب هیرمند بین دوکشور، از مجموع ۱۷۶ متر مکعب فی‌ثانیه آب هیرمند، حق‌آبه ایران صرف ۲۶ مترمکعب فی ثانیه که معادل ۸۲۰ میلیون متر مکعب در سال می‌شود، تعیین شده است. تأمین آب مورد نیاز شهر زاهدان با جمعیت تخمینی یک میلیونی آن از ذخیره‌های آب هیرمند، برخلاف مواد موافقت‌نامه تقسیم آب هیرمند میان ایران و افغانستان است، زیرا در هیچ ماده یا مواد آن، افغانستان تعهدی به ایران نسپرده تا آب مورد نیاز مرکز استان سیستان و بلوچستان و به‌خصوص شهر زاهدان را از رودخانه‌ی هیرمند تهیه کند.
موضوع کنترول آب‌های افغانستان و سدسازی روی دریا‌ها پس از اظهارات اخیر آقای روحانی در افغانستان داغ شد و واکنش‌های جدی‌ای را از طرف مردم و دولت به همراه داشت. آقای روحانی دوشنبه‌ی هفته‌ی گذشته در همایش سراسری مقابله با گرد و غبار گفته بود: «نمی‌توانیم در برابر آن‌چه محیط زیست ما را تخریب می‌کند، بی‌تفاوت باشیم، احداث سدهای متعدد در افغانستان و بند‌ها از کجکی، کمال‌خان، سلما و دیگر سد‌ها و بند‌ها در شمال و جنوب افغانستان در استان خراسان ما و سیستان و بلوچستان ما تأثیرگذاراست.»
این اظهارات به نوعی باعث شد توجه خیلی‌ها به مسأله کنترول آب‌ها جلب شود و امید این را که دولت افغانستان از این پس در این مورد جدی‌تر و فعال‌تر عمل کند، بیشتر ساخت.

اشتراک گذاري با دوستان :