ادعای گمراه‌کننده ترمپ یا تعارضات ذاتی طرح راهبردی امریکا

- روح الله سعید

رییس‌جمهور امریکا بعد از ماه‌ها رأی‌زنی با تیم امنیت ملی‌اش سرانجام راهبرد جدید امریکا در مورد افغانستان را زمانی اعلام کرد که شمار ادعاهای نادرست و گمراه‌کننده دونالد ترمپ در عرض هفت ماه که از ریاست جمهوری‌اش سپری می‌شود از یک هزار مورد گذشت. تیم واحد حقیقت‌سنجی روزنامه‌ِی واشنگتن‌پست در شماره ۲۲ آگست با ارایه گزارشی مدعی شده بود که ادعاهای نادرست و گمراه‌کننده رییس‌جمهور دونالد ترمپ از زمان روی کار آمدنش تا ۵ آگست بیش از هزار مورد بوده است. واشنگتن پست نوشته است: «این رقم با هر استانداردی که در نظر گرفته شود، رقم بزرگی است. این روند در زمان تعطیلات او اندکی کُند شد. با این حال رییس‌جمهور ترمپ به طور میان‌گین روزانه پنج ادعای نادرست مطرح کرده است. برخی از ادعاهایی که مطرح کرده است، تکراری استند اما دفعاتی که او آن‌ها را مطرح کرده به عنوان یک ادعای نادرست مطرح شده است.»
لازم است در توضیح یک نکته با اهمیت من این‌جا خودم را از یک برداشت نادرست تبرئه کنم آن این‌که آوردن گزارش واشنگتن‌پست در این نوشته فقط و فقط به مثابه‌ی برهان و استدلالی آورده شده است و اساساً بر آن نیستم تا راهبرد جدید رییس‌جمهور ترمپ در مورد افغانستان را با استفاده از گزارش واشنگتن‌پست از بن بی‌اساس بدانم.
اما آن‌چه لازم است در توضیح تکمیلی‌ اشاره کنم که خواننده را به رخ دیگر از تصامیم دقیق و عملی و نیز ادعاهای نادرست و گمراه‌کننده رییس‌جمهور ترمپ در یک بسته‌ی پیش‌فرض ذهنی از قبل توجه‌اش را جلب کنم.
دونالد ترمپ نکات اساسی پیرامون چگونه‌گی رفتاری مبارزه امریکا در جنگ با تروریسم را در یک نطق تلویزیونی اعلام کرد. آقای ترمپ بر خلاف انتظارها از فرستادن نیروهای نظامی در افغانستان چیزی نگفت و آن را به اوضاع آینده افغانستان مشروط ساخت.
هم‌چنین آقای ترمپ در دو سه مورد به اصطلاح منافع مشترک و اسلام رادیکال اشاره کرد. اگر خواسته باشیم کلیت طرح اداره رییس‌جمهور ترمپ را در قبال افغانستان در یک نگاه اجمالی به بررسی بگیریم، ناگزیریم به چند مورد مهم دقت داشته باشیم.
پس از پا پیش گذاشتن امریکا در جنگ علیه تروریسم و به طور خاص بعد از رویداد یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ آن‌چه امریکا را نگران‌تر کرد اوج‌گیری بی‌رویه تفکر اسلامی تندگرایانه‌ی گروه وسیعی از اسلام‌گرایان بود که خودشان را در برابر سیاست خارجی امریکا یافتند.
این وجهه با ترند فزاینده‌ای در بازتعریف اسلام بنیادگرا و افراطی قوتش را زمانی بیشتر به رخ امریکا و هم‌پیمانانش کشید که آن‌ها دست به کشتار و هراس‌افگنی گسترده‌ای در جای جای دنیا زدند. اکنون اما بسط و توسعه اندیشه رادیکالی اسلامی هم‌چنان در حال گسترش است. من گمان می‌برم که هنوز تعریف مشخص و عملی از مقوله‌ی اسلام رادیکال و بنیادگرا که تفکیک درست و واضحی از مصداق یک شخص مسلمان رادیکال و افراط‌گرا و یک شخص معتدل مسلمان با اندیشه انسانی اعتدال و بشردوستی باشد، وجود ندارد. آن‌چه نام از اسلام رادیکال برده می‌شود تنها می‌تواند نگاه عالمانه و اندیشه‌ورزانه‌ی سوق دهنده‌گان سیاست خارجی امریکا باشد و نه چیز دیگر. به این معنا که اسلام رادیکال یا اسلام افراطی همان طیف از افراد، انجمن‌ها، گروه‌های سیاسی و اقتصادی است که برای نیل به اهداف‌شان دست به ترور، ایجاد رعب و وحشت در میان اجتماع می‌زنند. این دیدگاه از اساس ایراد دارد. بنا بر این آن‌چه آقای ترمپ از اسلام رادیکال می‌گوید تنها در چوکات طرح و برنامه مقبول است کما این که توانایی تفیک اسلام رادیکال از اسلام معتدل برای هیچ‌کسی مقدور نیست.
ادعای مبارزه با بنیادگرایان اسلامی همان‌قدر گیج‌کننده است که طرح گفتمان منافع مشترک در این گیرودار.
امریکا با بسته طرح راهبردی تازه‌اش در تقابل دو دیدگاه ناهم‌گون قرار گرفته است.
یکی مبارزه با اسلام رادیکال و بنیادگرایی و دیگری دنبال‌کردن منافع مشترک. این دو دیدگاه زمانی برجسته‌تر می‌شود که صحبت پاکستان را هم طرح کنیم. تنها آن‌چه باید امریکا بپذیرد این است که در این یک دهه و نیم گذشته تنها پاکستان بوده است که هم کسب منفعت کند و هم آن‌چه مبارزه با تروریسم را متعهد بود اقدام نکرده است. جدا از هر بحث جانبی دیگر تنها امیدواری بهتری که از طرح راهبردی امریکا در افغانستان به دست آمد این بود که پاکستان را دیگر دور از محراق توجه قرار نخواهند داد. حال سوالی که مطرح می‌شود این است که اگر قرار نیست پاکستان دیگر پناه‌گاه امنی برای تروریستان باشد، در طرح جدید امریکا برای نابودی تروریستان منفعت پاکستان چگونه باید حاصل شود؟ به نظرم برای این سوال در راهبرد جدید امریکا پاسخی نمی‌توان یافت از این رو طرح جدید را دچار اشکالات کاربردی‌تری می‌کند.
در آخر و در نگاه اجمالی به طرح آقای ترمپ در مبارزه با تروریسم، نمی‌توان از کنار تعارضات ذاتی این طرح با مفاهیم اسلام رادیکال و بنیادگرایی اسلامی و جای خالی تعریف منافع مشترک و نیز ادعاهای نادرست و گمراه‌کننده شخص آقای ترمپ گذشت.
آن‌چه مهم است این است که یا آقای ترمپ مانند هزار مورد ادعاهای نادرست و گمراه‌کننده‌اش این طرح را هم در بین آن‌ها جا داده است، یا باید ببینیم و منتظر باشیم که این طرح چه‌گونه راهش را برای تطبیق باز می‌کند.

اشتراک گذاري با دوستان :