تأثیرات روانی روند شیردهی بر رشد و تکامل کودک

- خوش‌حال نبی‌زاده

به مناسبت هفته جهانی حمایت از تغذی کودک با شیر مادر

تغذیه کودک از شیر و پستان مادر پروسه‌ای است با تاثیرات و پی‌آمدهای چندین بعدی تا یک عمل با داشتن تنها یک نتیجه‌ی سیر ساختن شکم گرسنه کودک. به یقین گفته می‌توانم که حالا این موضوع از دید هیچ‌کس پوشیده نیست که دادن شیر مادر به کودکان نه تنها فراهم کننده غذا که هم‌چنان تأمین کننده صحت آن‌ها نیز هست. شیر مادر از چندین جهت نسبت به هر خوردنی دیگر برای کودکان ارجحیت دارد که از جمله می‌توان از ارزان بودن، قابل دست‌رس بودن، مصون بودن آن از میکروب‌ها و مواد مضر، قابل هضم بودن آن توسط کودک، داشتن مواد لازم جهت وقایه اطفال از امراض، مکمل بودن آن از عناصر مفیده غذایی و غیره نام برد. در کنار این همه مزایا که گرفتن شیر مادر برای کودک دارد، مهم‌ترین تأثیرات را اما خود روند شیردهی و برقراری تماس بین مادر و طفل بر رشد و تکامل کودک فراهم می‌سازد. در روند شیردهی طفل نه تنها با گرفتن شیر مادر با یک غذای مکمل، صحی، پاک و ارزان تغذیه می‌گردد که هم‌چنان این روند تأمین کننده رابطه‌ی چشمی، فیزیکی، زبانی و عاطفی بین مادر و کودک است که عامل اصلی در رشد و تکامل فکری، ذهنی و فیزیکی کودکان در هنگام طفولیت و افزایش ظرفیت کارآیی فکری، جسمی و اقتصادی آن‌ها در مراحل بعدی زنده‌گی به حساب می‌آید. علاوه بر تأثیر شیر مادر بر روند رشد جسمی کودک و نقش آن در جلوگیری از بیماری‌های زمان بزرگسالی، نحوه‌ی شیردهی و شیوه‌ی ارتباط و حتا لمس کودک در هنگام شیردهی بر اعتماد به نفس و آرامش مادر و نیز بر رشد عاطفی کودک و دلبسته‌گی سالم مادر و کودک اثرگذار است. پس در پروسه شیردهی کودک توسط پستان مادر، دو مزیت را به دست می‌آوریم؛ یکی مزایای مربوط به خود شیر مادر برای کودک و دوم مزایای تأمین رابطه، وابسته‌گی و دلبسته‌گی بین کودک و مادر طی این روند. این بدان معناست که اگر ما طفلی را با شیر مادر ولی توسط شیرچوشک و یا گیلاس و قاشق تغذیه می‌کنیم، طفل مذکور از مزایای مربوط به شیر مادر بهره‌مند می‌گردد و اما از مزایای بخش عمده پروسه شیردهی که ایجاد رابطه جسمی و عاطفی بین کودک و مادر است محروم می‌گردد. در حالیکه نقش تغذیه‌ای و محافظتی شیر مادر توسط مطالعات مختلف تأیید گردیده و جامعه نیز آن را در سطوح مختلف پذیرفته است، هدف این نوشته پرداختن به بخش عمده‌ی تاثیرات روانی ایجاد رابطه و وابسته‌گی بین مادر و طفل در پروسه شیردهی است.

پروسه‌ی تغذیه کودک با شیر مادر به ‌ همان اندازه که تاثیرات و پی‌آمدهای روانی، به هر دو مادر و طفل، دارد، متأثر از فکتور‌های مختلف روانی مادر و کودک نیز است. شیوه‌های اثرگذاری پروسه‌ی شیردهی بر تکامل روانی – اجتماعی و عاطفی کودک همیشه یک‌سان و هم‌سان نبوده و دارای عین عوامل نیستند. عوامل مختلف، مانند؛ سطح تحصیل مادر، آرامش و استرس مادر، اعتماد به نفس مادر، افسرده‌گی و سر حالی مادر، پشتکار مادر و احساسات مادرانه و محبت و وجدان مادری از یک طرف تاثیر مستقیم بر انتخاب شیوه‌ی شیردهی کودک توسط مادر داشته و از جانب دیگر بر تکامل روانی – اجتماعی و عاطفی کودکان مؤثر است. عوامل محیطی با عمل متقابل بر عوامل بیولوژیکی، منجر به تغییر در تأثیر گذاری عوامل بیولوژیکی بر رشد و انکشاف کودک می‌گردد، به طور مثال؛ دانشمندی به نام انگل طی مطالعاتی پیشنهاد کرد که خصوصیات و آهنگ صدا و شیوه تکلم مادر می‌تواند نقش سازنده تغذی بر تکامل و رشد کودک را به گونه‌ی مثبت و یا منفی متأثر سازد. بعدتر دانشمند دیگری به نام پوولیت ادعا کرد که نه تنها عوامل محیطی تأثیر مستقیم و یا غیر مستقیم بر رشد و انکشاف کودک دارد بلکه برعکس این واقعیت نیز صدق می‌کند – به این معنی که یک کودک خوب تکامل یافته، در رفتارش اعمال و حرکات والدین و افراد ماحول خود را تبارز می‌دهد.

بیشترین قسمت رشد فیزیکی و تکامل روانی طفل، در دو سال اول حیات وی صورت می‌گیرد و سریع‌ترین قسمت این رشد و تکامل در سال اول و به خصوص در شش ماه اول زنده‌گی است. جدای از مسایل جسمی، شیر مادر باعث ارتباط عاطفی و احساسی نوزاد با مادر شده و این ارتباط می‌تواند در سال‌های بعدی زنده‌گی روی ثبات شخصیتی کودک اثرگذار باشد. کودک تا ۷ ماهه‌گی ماهیت خود را جدای از مادر نمی‌داند و به شدت به او وابسته است که روند شیردهی می‌تواند بر دلبسته‌گی سالم کودک به مادر اثرگذار باشد؛ به همین خاطر توصیه شده که حتی اگر مادران شیر خود را به کودک نمی‌دهند، شیر بوتل را با تماس بدنی مناسب و نوازش و توجه خاص به کودک بدهند.

یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت مادران در شیردهی ارتباط مؤثر و سالم مادر و کودک بلافاصله پس از تولد است؛ بنابراین رعایت رهنمود‌های لازم شفاخانه‌ای و مراقبت‌ها و مداخلات قابله‌گی در هنگام زایمان اهمیت زیادی دارند. مثلاً جداسازی مادر و نوزاد بلافاصله پس از تولد، یکی از مسائلی است که بر روند شیردهی اثرگذار است. جداسازی مادر و نوزاد پس از تولد، حتی به صورت کوتاه‌مدت می‌تواند منجر به کاهش موفقیت نوزاد برای شروع رفتارهای غریزی تغذیه‌ای و کاهش اعتماد به نفس مادر در ارتباط با شیردهی شود. این جدا سازی نه تنها روند شیردهی را متأثر می‌سازد که بر وابسته‌گی بین کودک و مادر در مراحل بعدی زنده‌گی و تکامل روانی کودک نیز اثرگذار خواهد گذاشت. شواهد نشان داده که با جدا کردن نوزاد از مادر در اولین ساعات بعد از زایمان، کودک شروع به گریه می‌کند که این گریه با قرار دادن دوباره کودک در کنار مادر، توقف می‌یابد. مطالعه گریه در نوزادانی که در تماس با مادر هستند و آن‌هایی که در تماس با مادر نیستند نشان می‌دهد که گریه‌ی کودکانی که بعد از تولد از مادران‌شان جدا می‌گردند بیشتر وصف گریه ناشی از ناراحتی درونی را داشته که متفاوت از خصوصیت گریه ناشی از درد و گرسنه‌گی است، بنا بر این اقدامات حمایتی در زمان تولد مانند به حداقل رساندن مداخلات و عدم جداسازی مادر و نوزاد می‌تواند بر موفقیت شیردهی و ایجاد رابطه بین مادر و کودک مؤثر باشد. تأمین رابطه جلد به جلد بین نوزاد و مادر، نوعی مراقبت از نوزادان است که در آن نوزاد در تماس جلدی با مادر حمل می‌شود. نوزادان هنگامی که در تماس جلد به جلد با مادرشان قرار می‌گیرند، رفتارهای فطری را از خود بروز می‌دهند. بروز این رفتار‌ها منجر به افزایش پاسخ به تحریکات بدن مادر و بروز و پیشرفت عادات تغذیه‌ای در نوزاد می‌شود که در نتیجه آن، نوزاد پستان مادر را می‌گیرد و توانایی مکیدن را به دست می‌آورد و شروع به تغذیه می‌کند اما جداسازی نوزاد از مادر در این مرحله مغایر با رهنمود‌های تغذیه‌ای بوده و منجر به ایجاد اختلال در شروع شیردهی و وابسته‌گی بین مادر و کودک می‌شود.

 وابسته‌گی بین کودک و مادر و نقش آن در روند رشد و تکامل روانی کودک

 وابسته‌گی در حقیقت تأمین کننده ادامه حیات در انسان‌ها و سایر انواع زنده‌جان‌ها است. در دوره‌های مختلف زنده‌گی، وابسته‌گی ‌ها تأمین کننده دل‌بسته‌گی بین افراد، وسیله‌ای برای شناخت هویت افراد و تعیین کننده ماهیت روابط آینده افراد است که اهمیت آن در مراحل مختلف زنده‌گی، متفاوت است. در مراحل ابتدایی زنده‌گی، اطفال بیشتر با والدین وابسته‌گی داشته که این وابسته‌گی فراهم کننده‌ی مصونیت جسمی و عاطفی برای کودکان است. وابسته‌گی ‌ها در مراحل نوجوانی و بلوغ، به گروه‌های افراد هم‌سن و یا شریک زنده‌گی متمرکز شده که در ‌‌نهایت در بزرگ‌سالی معطوف به فرزندان می‌گردد. نظریه‌ی وابسته‌گی بین مادر و فرزند و اهمیت آن در روند رشد زمانی بعد از یک گزارش سازمان صحی جهان در سال ۱۹۵۱ مورد توجه قرار گرفت که جان باولبی در طی این گزارش چنین پیشنهاد کرد:

 «آن‌چه برای رشد و تکامل روانی کودکان ضروری پنداشته می‌شود این است که اطفال باید یک رابطه‌ی گرم، صمیمی و متداوم را با مادران‌شان تجربه کنند. سپری شدن زمان طولانی زنده‌گی طفولیت بدون دستیابی به حمایت از جانب والدین، خطرات جدی را در پی دارد؛ بناً فراهم‌آوری زمینه تماس بین مادر و کودک از اهمیت بالایی برای ادامه حیات نورمال برخوردار است».

با درک اهمیت آن چهار نوع رابطه یا وابسته‌گی بین مادر و کودک را برای بهبود تکامل جسمی و روانی کودکان پیشنهاد کرده‌اند که این‌ها عبارت‌اند از:

رابطه جسمی و جلد به جلد:

تأمین رابطه جسمی بین کودک و مادر که شامل تماس جلد به جلد و نحوه‌ی نگه داشتن، در آغوش گرفتن و حمل کردن کودک توسط مادر و سطح پاسخ‌دهی کودک به این اعمال مادر است، اولین احساس مصونیتی است که به کودکان داده می‌شود. تماس جلد به جلد بین مادر و طفل بی‌‌‌نهایت مهم است. این تماس را می‌تواند با لمس کردن بدن و نوازش دادن و بوسیدن کودک تأمین کرد. سطح پاسخ‌دهی کودک به تماس جسمی نیز عامل تعیین کننده‌ی مهمی در تضعیف و یا تقویت رابطه بین مادر و طفل به حساب می‌آید. به همین خاطر است که اطفال مریض، دارای فلج، مبتلا به تأخر عقلی، قبل‌المیعاد و اطفال مصاب به سوء تغذی که به گونه فعال به تماس جسمی مادر و اطرافیان پاسخ مناسب داده نمی‌توانند، کمتر جذاب هستند که این امر به مرور زمان سبب دلسردی بیشتر مادر از آن‌ها گردیده و رابطه‌ی مادر و کودک را به گونه منفی متأثر می‌سازد. تداوم این سیکل معیوبیت سبب اختلال بیشتر روابط بین مادر و کودک و در نتیجه سبب عقب مانی بیشتر جسمی، روانی و شناختی طفل می‌گردد.

اگر نوزادی را که به صورت نورمال و بدون مداخله طبی و یا جراحی تولد گردیده باشد، بلافاصله بعد از زایمان و قطع حبل سروی (بریدن ناف) روی شکم مادر قرار دهیم، نوزاد مذکور به سمت ثدیه‌های مادر خزیده، نوک ثدیه‌ را دریافته به آن‌ محکم چسبیده و به مکیدن آن شروع می‌کند. این واقعه بدون حمایت مادر و یا پرستار اتفاق می‌افتد. دلیل این کار کودک را تأمین رابطه جسمی و چشمی بین کودک و مادر که منتج به تحکیم رابطه عاطفی می‌گردد، می‌دانند.

رابطه چشمی:

برقراری رابطه چشمی بین کودک و مادر و حتا کودک و پدر و سایر اعضای خانواده نقش مهمی در روند رشد و تکامل روانی و ‌شناختی کودک دارد. برقراری این نوع رابطه به خصوص بین مادر و طفل در اولین ماه‌های زندگانی که باهم نزدیک می‌باشند خیلی مهم می‌باشد، زیرا در این مرحله مادر و کودک هر دو هم‌زمان به اشیای ماحول خود نگاه می‌کنند در حالیکه درک هر کدام‌شان از آن‌ها متفاوت می‌باشد. این نزدیکی سبب می‌شود درک کودک از اشیای ماحول متأثر از درک مادر از آن‌ها گردد که در نتیجه منجر به رشد و تکامل روانی و شناختی کودک می‌گردد. برای مادر نگاه به فرزند، نگاه به یک ارزش زنده‌گی است و با این اولین نگاه‌ها، اولین احساس عشق و عاطفه بین‌شان ایجاد می‌گردد. برای کودک، تأمین رابطه چشمی با مادر حس مصونیت خلق می‌کند. این رابطه در حقیقت به کودک اجازه می‌دهد تا انعکاس خود را در چشم‌های مادر دیده و از این طریق شناخت خود را از خویشتن گسترش بخشد. تکامل عصبی در این مرحله رابطه مستقیم و نزدیک با دریافت منبهات حسی از محیط دارد که از میان تمام آن‌ها، دریافت منبهات دیداری نقش به سزایی در رشد و تکامل دماغ دارد. رابطه دیداری/چشمی هم‌چنان در رشد و تکامل قدرت کلامی یا گفتاری کودکان نیز نقش دارد چون کودکان تلاش می‌کنند به آن‌چه دیده‌اند، نامی انتخاب کنند.

رابطه کلامی/گفتاری:

رابطه کلامی بین مادر و کود هنگام زایمان و حتا قبل از زایمان در جریان بارداری آغاز می‌گردد. اگر مادر تلاش کند وقتی‌ طفل در بطنش است با او صحبت کند، این امر سبب می‌گردد تا شناخت کودک با او انکشاف کرده و کودک صدای مادر را تشخیص و آن را از صداهای دیگر تفکیک کند. ایجاد رابطه کلامی مثبت با کودک، منجر به ایجاد حس مصونیت به او گردیده و سبب می‌گردد تا کودک نیز در صدد ایجاد رابطه متقابل و همسان کلامی جهت جلب توجه و حمایت مادر گردد که این امر در یاد‌گیری کودک نیز کمک می‌کند. نحوه‌ی پاسخ‌دهی مادر به درخواست‌های کلامی کودک مرتبط به ظرفیت مادر، سطح تحصیل مادر، وضعیت روانی مادر، اعتماد به نفس مادر و احساسات مادرانه وی بوده و تعیین کننده سطح رشد فکری، روانی و شناختی کودک در آینده می‌باشد. هنگام سخن گفتن با کودکان، اغلب، آن‌ها آهنگ صدای مادر را بیشتر می‌شنوند تا کلماتی را که مادر به کار می‌برد. چنین است که هنگام ایجاد رابطه کلامی و سخن گفتن با کودکان، انتخاب آهنگ صدا‌ از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. گریه‌ی کودک نیز نوعی از رابطه کلامی/صدایی است. وقتی تلاش کودک با به کار گیری سایر انواع وسیله‌های ارتباطی برای جلب توجه مادر و رفع نیازمندی‌هایش منجر به ناکامی می‌گردد، شروع به گریه می‌کند. هر مادری یاد می‌گیرد که آهنگ صدای گریه‌ی کودکش را تشخیص بدهد. بیشتر مادر‌ها از این استعداد بهره‌ور اند که با شنیدن صدای گریه کودک‌شان، درک می‌کنند که آیا گریه کودک‌شان غمناک است و یا خشم‌ناک و یا هم ناشی از گرسنه‌گی.

تمام این عکس‌العمل‌های کلامی/گفتاری بین مادر و طفل را می‌توان به سمت مثبت و به نفع رشد فکری، ذهنی و روانی کودک استفاده کرد.

رابطه عاطفی و احساسی:

روند ایجاد پیوند عاطفی گاهی از هنگام تصمیم‌گیری مادر برای باردار شدن آغاز می‌گردد که با شروع شدن بارداری و تغییرات هورمونی و فیزیولوژیک در بدن مادر، این پیوند و دلبسته‌گی مستحکم‌تر می‌گردد. شنیدن آواز قلب کودک، دیدن تصاویر سونوگرافیک کودک و مشاهده حرکات کودک در صفحه سونوگرافی که همه از ظواهر پیشرفت علم طب اند، سبب بیشتر شدن وابسته‌گی بین مادر و کودک در زمان بارداری می‌گردند. زمان زایمان، اولین نگاه به کودک و اولین ساعات بعد از زایمان فرصت‌های طلایی دیگری برای استحکام بیشتر پیوند عاطفی بین مادر و کودک به حساب می‌آیند. برای بعضی‌ مادر‌ها شاید یک روز و یا یک هفته را در بر گیرد تا عشق و محبت واقعی را در قبال نوزاد خود حس کنند. افزایش زمینه تماس در روزهای نخستین بعد از تولد بین کودک و مادر منتج به افزایش پاسخ‌دهی عاطفی مادر و در نتیجه سبب بهبود تغذی طفل با شیر مادر و کاهش خطر مورد سوء استفاده قرار گرفتن کودک توسط والدین می‌گردد که تمام این موارد زمینه‌ساز تکامل جسمی، روانی و ذهنی کودک خواهد گردید. شواهد نشان داده که وابسته‌گی عاطفی بین مادر و کودک، با وجود قربانی‌های یک طرفه‌ی مادر در زمان حامله‌گی برای تکامل اعضای بدن طفل و بعد از تولد برای مراقبت او، از جمله مستحکم‌ترین و بی‌ریا‌ترین روابط در بین انسان‌ها می‌باشد. الکسس کارل به این عقیده است که مادر برای رشد و تکامل فرزندش دو نوع قربانی، آگاهانه و نا‌آگاهانه را متحمل می‌گردد. او برای تشریح قربانی آگاهانه، زحمات و بیدارخوابی‌هایی را که مادر جهت مراقبت کودک چه در زمان حیات داخل رحمی و چه بعد از تولد وی متحمل می‌گردد دلیل می‌آورد. برای قربانی ناآگاهانه، تکامل اعضا و اجزای کودک را از محتوای وجود مادر در زمان حامله‌گی و تأمین شیر برای تغذیه کودک را در زمان بعد از زایمان که تا اندازه‌ای خارج از کنترول مادر است، یاد می‌کند. پس گفته می‌توانیم که بهبود رابطه عاطفی بین مادر و کودک منتج به بهبود رشد و تکامل حس عاطفی در کودک گردیده و زمینه‌ساز رشد و تکامل روانی، ‌شناختی و جسمی کودک در حال و آینده می‌شود.

روابط چهارگانه‌ی مذکور، می‌توانند به صورت مجزا و منحصر به فرد در رشد و تکامل ذهنی،‌شناختی و روانی کودک اثر کنند و یا به صورت همزمان و مرتبط به هم‌ عمل کرده سبب تقویت تأثیر هم‌دیگر بر روند تکامل و رشد کودک شوند. تأمین وابسته‌گی مثبت به کودکان کمک می‌کند تا ظرفیت مکمل عقلانی خویش را بدست آورده، طرز تفکر و داوری منطقی داشته، وجدان و عواطف مثبت اجتماعی را از خود بروز داده و در نتیجه اعتماد کردن به دیگران را تجربه کنند. هم‌چنان داشتن روابط سالم و معیاری به کودکان کمک می‌کند تا حس اعتماد به نفس و ارزش به خود را تقویت کنند؛ با ناامیدی، رشک بردن بر زنده‌گی دیگران و حسادت مقابله کرده و بر ترس‌ و اضطراب خویش فایق آیند. کودکی که با یکی از والدین خود وابسته‌گی خوب تجربه کرده باشد، به ساده‌گی می‌تواند با سایر اعضای خانواده و حتا با دوستان و محیط رابطه سالم ایجاد کند.

نتیجه‌گیری:

با آن‌چه گفته آمدیم، نقش وابسته‌گی و رابطه بین کودک و مادر توضیح داده شد و تأثیرات آن بر روند رشد و تکامل جسمی، روانی و‌ شناختی طفل مشخص شد، تغذیه کودک با شیر و پستان مادر از جهتی در رشد و تکامل روانی – اجتماعی و ذهنی کودک مفید است که روند شیردهی، زمینه‌ساز تأمین رابطه بین مادر و کودک است. از جانب دیگر موجودیت رابطه سالم و انکشاف یافته بین طفل و مادر بر روند شیردهی تأثیر مثبت گذاشته و تولید شیر مادر را بهبود می‌بخشد و در کل این روند را تقویت می‌بخشد. پس با گذاشتن تأثیر متقابل بر هم‌دیگر، روند شیردهی و وابسته‌گی بین طفل و مادر، دو عامل اساسی برای رشد جسمی، شخصیتی، روانی و شناختی طفل بوده و متضمن زنده‌گی سالم در هنگام طفولیت و آینده بارور در هنگام بزرگ‌سالی است.

مأخذ:

  1. Robert M. Lawrence: Breast Feeding: a guide for the medical professionals, Mosby, 1999, Landon.
  2. Standard Operational Procedure Guideline For Nutrition in BPHS&EPHS, Ministry of Public Health of Afghanistan, 2015, Kabul.
  3. Attention and Emotional Resilience, available at: https://www1.essex.ac.uk/armedcon/unit/projects/wwbc_guide/wwbc.chapter.1.english.pdf
  4. Emotional Relationships between Mothers and Infants: Knowns, Unknowns, and Unknown Unknowns, available at: https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3426791
  5. Breastfeeding and Its Impact on Child Psychosocial and Emotional Development: Comments on Woodward and Liberty, Greiner, Pérez-Escamilla, and Lawrence, available at:
  1. روش‌های نوین رفتار با کودکان، نوشته‌ی دکتر رودلف دری‌کرز و ویکی شولتو، ترجمه محمود توتونچیان، نشر ثامن‌الائمه، تهران، ۱۳۸۱٫
  2. روانشناسی کودک، محمد رضاپور احمدلاله، نشر زر قلم، ۱۳۸۴٫
اشتراک گذاري با دوستان :