مردم ناچاراند بمیرند

- دولت‌خدا هوشمند

درواز‌ها (مایمی، نسی، شکی، کوف‌آب و خواهان) یکی از وسیع‌ترین جغرافیای ولایت بدخشان می‌باشد که در امتداد دریای آمو، جا گرفته است. جغرافیای پیچیده‌ی کوهی با داشتن راه‌های صعب‌العبور و حوادث طبیعی (زلزله، رانش زمین، سیلاب، سنگ چرخ و برف‌کوچ) زنده‌گی را برای مردم نفس‌گیر کرده است. البته مناطق زیبا و دیدنی در دامان این صخره‌ها نیز وجود دارد، اما در اکثر موارد این جغرافیا را می‌توان جغرافیای قاتل نامید. زنده‌گی در درواز‌ها متکی به کشت و زراعت بوده، ولی نبود زمین‌های هموار و قابل کشت در فصل‌های مختلف، کمبودی‌هایی را برای مردم بار می‌آورد و همین کمبود زمین زراعتی، باعث شده که با افزایش جمعیت در این خطه، مردم زیادی نتوانند معیشت کنند و مهاجر شدند. اگر دقت شود تقریباً در اکثریت ولایت‌های افغانستان مردم درواز‌ها آواره و مجبور به تحمل زنده‌گی دور از اقارب و خویشاوندان‌شان شده‌اند.
در یک و نیم دهه گذشته، کارهای عمرانی‌ای که بتواند مشکلات مردم کاهش دهد، اندک و کوتاه‌مدت بوده است. هنوز در بسیاری از این مناطق مردم از ابتدایی‌ترین خدمات صحی برخوردار نیستند و برای علاج مریضان باید به مراکز ولسوالی‌ها چندین روز را طی کنند. معارف نیز دچار فلاکت‌های بسیاری است. از وجود مکاتب/معلمین خیالی گرفته تا نبود مربیان مسلکی، به همین دلیل است که مردم درواز‌ها با تحمل هزینه تعلیم و تحصیل فرزندان‌شان در ولایات دیگر تاوان می‌کشند و سالانه صد‌ها نوجوان به ولایات دیگر برای فراگیری تعلیم و تحصیل می‌روند. خدمات ادارات دولتی به صورت کلاسیک انجام شده و مسوولان دولتی در اکثر حالــت‌ها ارباب‌اند تا خادم. اصلاحات ادارات و آگهی مردم از مزایای قانون به صورت لازم اجرا نشده و این خلای بزرگ در حصه‌ی اجرای امور است.
سرک حلقه‌ای درواز‌ها یگانه پروژه کلان و پر دغدغه حکومت در یک و نیم دهه گذشته بود که با حراج گذاشتن کار آن به شرکت‌های ساختمانی که بیشتر آن‌ها مربوط مقام‌های بلندرتبه و ارباب‌های محلی هستند، سپرده شد و نظارت لازم از آن‌ها صورت نگرفته است. در اکثر حالت‌ها یک قسمت کار این سرک حلقه‌ای، میان چندین دست دوران کرده و شرکت آخری یا تاوان کرده و یا کلوخ روی آب گذاشته، کار را ختم شده حساب کرده‌اند. این در حالی است که درواز‌ها امن‌ترین نقطه در افغانستان است و هیچ گاهی نشانه‌ای از نا‌امنی و یا فعالیت مخالفان گزارش نشده است. تنها بی‌توجهی دولت مرکزی به ولایت بدخشان در مجموع و به خصوص درواز‌ها جفای بزرگی است که باید گرداننده‌گان امور روزی پاسخ‌ده باشند. تطبیق پروژه‌هایی مانند همبستگی ملی نیز ناکام بوده و برای مردم، آن‌چه هدف برنامه بود، ذهنیت‌سازی نشده است تا مردم روی پروژ‌های بنیادی کار می‌کردند.
طی هفته‌ی گذشته، سیلاب جان ۱۴ نفر را گرفت و در حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر زخمی بر جا گذاشت. بیش از ۱۵۰ منزل مسکونی تخریب و صد‌ها درخت مثمر و غیر مثمر، مواشی، زمین‌های زراعتی و پل و پلچک از بین رفته‌اند. قریه ده‌خواه ولسوالی شکی کاملاً تخریب گردیده و دیگر قابل زیست نیست و مردم در زیر خیمه‌ها در انتظار چاره‌جویی حکومت و نهادهای مددرسان هستند. البته این تنها قریه‌ای نیست که این گونه تخریب شده، ما شاهد بوده‌ایم که سال‌های قبل، قریه‌ی شیرین نظم، روانک و تعداد زیادی از قریه‌های دیگر درواز‌ها، مردم خانه‌های مسکونی‌شان را به صورت کُل از دست دادند و متأسفانه هیچ راهکار عملی در زمینه از جانب حکومت، هنوز در نظر گرفته نشده است.
نتیجه این که راه حل برای نجات مردم این مناطق اسکان مجدد آن‌ها در مناطق است که حکومت باید در نظر بگیرد و گرنه همه ساله شاهد فاجعه و جان‌باختن مردم در درواز‌ها خواهیم بود. در صورتی که مقام‌های محلی، شورای ولایتی بدخشان، نماینده‌گان مردم در مجلس، شخصیت‌های با نفوذ و فعالان مدنی دست به کار نشوند، مردم ناچار اند بمیرند و با مشکلات زنده‌گی دست و پنجه نرم کنند.

اشتراک گذاري با دوستان :