وقتى مردان سکوت مى‌کنند

- رویینا شهابی

قسمت اول:
قسمت بزرگى از مشکلات در تعامل زنان و مردان بر مى‌گردد به بدفهمى و سوء تفاهم‌هایى که طرفین (زن و مرد) از رفتار و صحبت‌هاى هم‌دیگر دارند. دنیاى گفتار و رفتار مردان و زنان به واسطه‌ى تفاوت‌هاى طبیعى، فیزیولوژیکى و جنسیتى متفاوت است. نشانه‌ها و تعبیرها در جهان زنان و مردان مانند هم نیستند و این همواره براى هردو طرف مشکلاتى به وجود مى‌آورد که گاه‌گاه جدى مى‌شود و آسیب‌هاى بزرگى به همراه دارد.
یکى از مواردى که می‌توان گفت جزو شخصیت و شناسه‌ى مردان است و بیشتر اوقات براى زنان یا قابل درک نیست و یا موجب بدفهمى و کدورت مى‌شود، سکوت و کم‌حرفى مرد است.
بسیارى از زنان در سراسر دنیا از هر ملیت و نژاد و با رنگ پوست و تمایلات و تحصیلات متفاوت در مراجعه شان به مشاورین خانواده و روان‌درمان‌ها شکایت‌هاى مشابهى از کم‌حرفى و سکوت مردان دارند:
– او اصلاً مرا نمى بیند و حرفم را نمى شنود.
– بدون این که احساس‌اش را بیان کند، اتاق را ترک مى‌کند.
– وقتى مشغول صحبت جدى با او هستم، با خون‌سردى تلویزیون تماشا مى‌کند، مى‌گوید درست مى‌شود همه‌چیز.
– احساس مى‌کنم هیچ ارزشى براى من قایل نیست، چون نه با من حرف مى‌زند و نه احساساتاش را با کلمات به من ابراز مى‌کند.
– هر وقت مى‌خواهم سر صحبت را با او باز کنم، مى‌گوید حالا وقت‌اش نیست یک فرصت دیگر صحبت مى‌کنیم.
– او همیشه در پاسخ به دغدغه‌هاى من چند جمله و حتا چند کلمه کوتاه دارد. «فهمیدم، حق با توست، خوب حالا چى مى‌خواهى؟ بله، نه، سعى مى‌کنم، ببینم چى میشه و»… و این مرا کلافه مى‌کند.
– همیشه بین حرف‌هایم مى‌گوید چقدر حرف را دراز مى‌کنى، خوب آخرش را بگو! و این مرا سرخورده و ناامید مى‌کند.
وقتى از چیزى ناراحت است هرچه از او مى‌پرسم، مشکلات‌اش را با من در میان نمى‌گذارد و مى‌گوید لطفاً مرا تنها بگذار، مسأله مهمى نیست.
واقعیت واضح این است که دنیاى زنان و مردان بیش از شباهت‌هایى که به انسان‌بودنِ طرفین مربوط مى‌شود، متاثر از تفاوت‌هایى است که به جنسیت وابسته است و البته این امر در ذات خود طبیعى و عارى از مشکل است. اما کمبود توجه به تولید متن و گفتمان در این زمینه راه را براى کج‌فهمى‌ها و برداشت‌هاى نادرست باز کرده است. در تحقیقی که توسط پژوهش‌گران کانادایى انجام یافته، مشخص شد که پسرهای جوان بسیار سریع‌تر از دخترهای جوان صدای ضبط‌شده گریه یک کودک را خاموش می‌کنند. دلیلى که محققان ابتدا آوردند، بی‌احساسی مردان بود. اما مشخص شد که بعد از شنیدن صدای گریه‌ی بچه، سطح هورمون استرس در جریان خون پسرها بسیار بیش‌تر از دخترها بوده است. مردها معمولاً نسبت به احساسات، حساس‌تر هستند و سعی می‌کنند از آن دوری کنند. از دیدگاه تکاملی، مردان مجبور بودهاند که موقع شکار احساسات شان را نادیده بگیرند، از این رو به مرور زمان این برای آن‌ها به مسأل‌های طبیعی تبدیل شده و از موقعیت‌هایی که باعث برانگیخته‌گى احساسى مى‌شود، فرار مى‌کنند.
اغلب مردان وقتى از موضوعى در باره‌ی کارشان یا هر چیز دیگر ناراحت یا نگران استند، سکوت مى‌کنند. وقتى منظورِ صحبت زنان را به درستی درک نمى‌کنند، باز هم سکوت را ترجیح مى‌دهند و شانه بالا می‌اندازند که یعنى چه؟ وقتى خسته و کلافه استند؛ سکوت را بهتر مى‌بینند. مردان در بهترین و طبیعى‌ترین حالت ‌شان گاهى به شدت نیاز دارند به غار تنهایى خود فرو روند و مدتى تنها گذاشته شوند. مردان در سکوت فکر مى‌کنند و مشکلات را در ذهن خود اولویت‌بندى کرده و به دنبال راه‌حل براى آن‌ها مى‌گردند. آن‌ها به طور طبیعى کمتر از زنان تمایل و حتا نیاز به صحبت‌کردن و بیان هر موضوع با جزییات آن دارند.

اشتراک گذاري با دوستان :