او بـی‌وجـدان مـن روزه دارم – طنز

- مهدی شیرآبادی

در قدیم دو نوع روزه داشتیم که این دو نوع روزه از مرغوب‌ترین و پاکیزه‌ترین روزه‌ها در تاریخ ثبت شده است. نوع اول، روزه شیرین نام داشت. مثلا کودکان هنوز تشخیص داده نمی‌توانستند که چرا وقتی لباس ندارند، خروس‌ها دنبال شان می‌دوند ولی تشخیص می‌دادند که اگر سحری از خواب بیدار شوند می‌توانند یک پیاله چای با شکر بخورند به همین دلیل شب تا صبح زیر لحاف بیدار می‌ماندند تا مبادا شیرینی خوردن در سحری را از دست بدهند. چنین بود که هم در سحری شکر می‌خوردند و هم دوتا سیلی از طرف پدر مهربان که بیلانس شود و خدای‌‌نخواسته مرض شکر نگیرند. در نتیجه این نوع روزه جز خاطرات شیرین چیزی دیگری در ذهن کودکان برجای نمی‌گذاشت. اما نوع دوم آن به نام روزه غیرت نام داشت. یعنی در مدت ۱۸ ساعتی که مردم روزه داشتند هفت بار از کوه هیزم پایین می‌کردند و هربار که در خانه می‌آمــدند به همسـرشان می‌گفتند I love you و همسر درحالی که دست خود را تا بازو داخل مشک دوغ فرو کرده بود جواب می‌داد I love you too عزیزم (آن زمان دانش زبان مردم هم خوب بود بخدا). شام که می‌شد فقط با توت و دوغ سوخت‌گیری می‌کردند.
اما جامعه است دیگر، همیشه درحال گذار. فعلا ما با نوع جدیدی از روزه روبه‌رو هستیم که به آن روزه ناموسی می‌گویند. این نوع روزه ورژن بروزشده روزه غیرت است. می‌دانم شما می‌گویید حالا دیگر ملت با توت و دوغ سوخت‌گیری نمی‌کنند، در افطار و سحری سی‌ونه رقم غذا سر سفره‌شان حاضر است. این حرف شما درست است اما این‌گونه غذاها فقط سر سفره دولت است نه ملت. ملت از از آن سی‌ونه رقم غذا فقط به نان خشک‌اش دسترسی مشروط دارد. به هر صورت، این ورژن جدید روزه که عرض کردم سه تا شاخصه دارد:
یک: سیستم عصبی انسان‌ها را خیلی نرمال و انعطاف‌پذیر می‌کند. یعنی مغز و اعصاب آدم را بحدی نرم می‌کند که نیم‌کره راست و چپ با هم مخلوط می‌شود. وانگهی آدم قدرت تشخیص کلمات سیاه و سفید را از دست می‌دهد و گندترین واژه‌ها در نظرش گل و بلبل جلوه می‌کند. دو: سیستم گویایی یا همان زبان آدم را خیلی فعال می‌کند. مثلا وقتی صبح وقت به رفیقت بگویی سلام، در جواب می‌گوید گ… خوردی؛ یعنی(علیک السلام). و تا بعد از آن بگویی عزیزم امروز هوا خوب است، می‌گوید پدر خودت لعنت. البته این جنبه‌های مثبت و دوستانه محاوره‌های‌ ماه رمضان فعلی است. اگر بگویی ببخشید کرایه پل‌سوخته تا پل سرخ سه صد افغانی نیست دیگر باید با پنج‌هزار افغانی زخم‌های صورت خود را بخیه بزنی. سوم اینکه…! راستش بگذار سومش را نگویم. همین که روابط ما هنوز خوب است خود غنیمت بزرگیست. نمی‌ارزد که به‌خاطر چند سطر نوشته یخن به‌یخن شویم.

اشتراک گذاري با دوستان :