اقتصاد زمینه‌ساز ثبات منطقه‌ای

- فریدون آژند

به تازه‌گی گفتگوهای سه‌جانبه اقتصادی میان افغانستان، چین و پاکستان صورت گرفته که محور آن توسعه اقتصادی در منطقه است. بر اساس گزارش‌ها دولت افغانستان از چین و پاکستان خواسته است تا در پنج برنامه توسعه‌ای افغانستان همکاری کنند. این پنج پروژه توسعه‌ای شامل ساخت سد بر روی دریای کنر، تمدید جاده‌های تجارتی و خط آهن میان کابل– پشاور ، قندهار– چمن و هلمند – بهر ماچه پاکستان می‌باشد. این پروژه‌های توسعه‌ای در راستای شکل‌گیری راه ابریشم جدید که به ابتکار رییس‌جمهور چین شکل گرفته و نام آن نیز «یک کمربند یک راه» گذاشته شده، می‌باشد. چین قرار است که تا صدها میلیارد دالر را برای راه‌اندازی این پروژه بزرگ بین‌المللی سرمایه‌گذاری کند. جدا از تاثیرات اقتصادی این پروژه‌ها در منطقه، اثرات سیاسی این پروژه‌ها برای افغانستان بسیار با ارزش‌تر از تاثیرات اقتصادی آن است. افغانستان حدود چهل سال دچار جنگ داخلی با مداخله غیرمستقیم خارجی بوده است. نقش پاکستان در طول این چهل سال بحران در افغانستان به اندازه کافی پررنگ است. ولی۱۶ سال گذشته یک مقطع خاص برای افغانستان بوده است. با این که جامعه جهانی به طور قطع از شکل‌گیری ثبات در افغانستان حمایت کرده اند، تعدادی از کشور‌های همسایه افغانستان از جمله پاکستان با حمایت از تروریستان هیچ‌گاهی نگذاشتند تا ثبات در افغانستان نهادینه شود. به همین خاطر پاکستان پس از سقوط طالبان در افغانستان بار دیگر آنان را در آغوش گرفته و زمینه دوباره تسلیح شدن آنان را فراهم ساخت. یکی از دلایلی که پاکستان علی رغم فشار‌های بین المللی از حمایت تروریستان که افغانستان را نا‌‌امن می‌سازند دست برنداشته است، عدم وابستگی و نیاز این کشور به افغانستان بوده است. با این که کشوری چون چین از ثبات در افغانستان به شدت نفع می‌برد ولی آن ‌طوری که لازم بود بر پاکستان که تحت نفوذ کافی چین است، فشار وارد نکرد تا باعث عدم حمایت از تروریستان توسط این کشور شود. اما حالا احساس می‌شود ورق‌ها به شکل دیگری برگشته است. چین برای تطبیق پروژه جاه‌طلبانه راه ابریشم جدید یا همان «یک کمربند یک راه» نیاز به ثبات کافی در آسیای مرکزی و جنوبی از جمله افغانستان دارد. بخشی از مسیر راه ابریشم از افغانستان می‌گذرد و ناامنی می‌تواند این پروژه را صدمه بزرگ بزند. به همین خاطر تلاش‌های چین در این اواخر به اندازه کافی معطوف به شکل‌گیری آرامش در افغانستان است. از آن سو پاکستان نیز در موقعیتی قرار گرفته که برای تامین بخش عمده‌ای از انرژی مورد نیاز خود به افغانستان متکی می‌شود. انتقال خطوط برق و گاز کشور‌های ترکمنستان و ازبکستان به جنوب آسیا و پروژه‌های مشترک دیگر پاکستان را وادار می‌سازد تا به افغانستان از منظر دیگر نگاه کند. به طور مثال ساخت سد بر روی دریای کنر از نگرانی‌های اصلی پاکستان که دچار کم‌آبی مفرط شده می‌باشد. پاکستان خوب می‌داند که ساخت سد بر روی دریای کنر اجتناب‌ناپذیر است. بنا اگر سیاست مداخله مداوم علیه افغانستان را ادامه دهد، سد کنر بدون در نظر گرفتن هیچ گونه دغدغه‌های پاکستان ساخته خواهد شد. و این پروژه علی‌رغم مداخله‌های مستقیم پاکستان برای نیم‌کاره ماندن چنین پروژه‌هایی ناکام نمی‌شود. در این وضعیت افغانستان با حفظ امتیاز‌های دست داشته می‌تواند لابی خوبی را برای قبولاندن خواست‌های خود بر پاکستان دست‌وپا کند. پاکستان مجبور است به این نکته اعتراف کند که در نبود یک ثبات نسبی در افغانستان تمام پروژه‌هایی که پاکستان ذی‌نفع است از بین می‌رود. در این وضعیت  است که قدرت لابی افغانی می‌تواند زمینه را چنان شکل بدهد که هم گفتگو‌های صلح تداوم یابد و هم حمایت از تروریسم در اسلام‌آباد کاهش یابد، نقش کشور‌هایی مانند امریکا و اتحادیه اروپا نیز برای تقویت این لابی سازنده است. پاکستان باید از یاد نبرد که حالا اقتصاد است که سیاست‌های بزرگ را شکل می‌دهد و با توجه به اقتصاد روبه رکود پاکستان، این کشور تنها یک گزینه دارد و آن‌هم تقویت دولت‌سازی در افغانستان و ضربه زدن به گروه‌های متنوع تروریستی است که در خاک این کشور جان گرفته و حالا خیلی خطرناک شده‌اند. گفتگو‌های اقتصادی سه جانبه افغانستان، چین و پاکستان در کنار آن که تقویت اقتصادی این کشور‌ها را تضمین می‌کند، می‌تواند ضمانتی باشد برای شکل‌گیری تدریجی ثبات در افغانستان.

اشتراک گذاري با دوستان :