زلـزله در کـابل

- فرشته حسینی

هفته پیش در خانه خواهر‌جان نشسته بودم و سایت‌های خبری را چک می‌کردم که ببینم ملانیا و ایوانکا چه وقت به عربستان می‌آیند. همین‌طور که اسکرین موبایل را بالا و پایین می‌کردم ناگهان متوجه شدم که خواهرم و شوهرش در حالی‌که بچه‌شان را زیر بغل‌شان زده‌اند به سرعت باد از پیش رویم گذشتند و از در آپارتمان خارج شدند. مثل صلاح الدین ربانی هاج و واج نگاه کردم. تا خواستم چیزی بگویم دیدم صدای‌شان از پارکینگ ساختمان می‌آید. بلند شدم و از پنجره صدا زدم: «چی شده…؟» صدای خواهرم را شنیدم که می‌گوید: «فرار کن زلزله است!» کمی اطراف خودم را نگاه کردم ولی هیچ احساسی نداشتم. نمی‌دانم سنسورهایم از کار افتاده بود یا عیب و علت دیگری پیدا کرده بودم که متوجه زلزله نمی‌شدم. گفتم، «من که چیزی حس نمی‌کنم!» شوهر خواهرم جیغ زد: «او خانه خراب! به قندیل نگاه کن!» برگشتم و نگاه کردم. دیدم از این قندیل‌های ام‌پی‌تری‌دار خریده که تکان مختصری می‌خورند. گفتم، «قندیل‌های جدید مبارک باشد. بخیر کهنه کنید. اگه زلزله هم بود، دیگه تمام شده. بیایید بالا.»
دوباره نشستم. این‌بار فیسبوک را چک کردم، دیدم کابلی‌ها از یک زلزله بسیار بسیار شدید خبر داده‌اند. حتی عده‌ای گزارش داده بودند که بر اثر تکان شدید از روی چوکی ۱۳۰۰ دالری خود به زمین افتاده‌اند. دیگر کم کم برای خودم و بی‌تفاوتی اعصابم نسبت به حوادث غیر‌مترقبه نگران می‌شدم که یادم آمد پارسال که من بیرون از افغانستان بودم در کابل زلزله شدید ۵٫۳ ریشتری آمده بود. یک دوست فیسبوکی هم مرا به پیجی دعوت کرده بود که از سلامت جان زلزله زده‌ها خبر می‌داد. هر روز برایم نوتیفیکیشن می‌آمد که الحمدالله فلانی که در استرالیا زندگی می‌کند از زلزله کابل جان سالم به در برده. دوستان ساکن آلمان و سویدن هم خبر سلامتی‌شان را دادند. حتی دوستان ما در هرات که بیخی با کابل وصل است هم خوشبختانه چیزی‌شان نشده بود و مرتب پیام‌های سیف(safe) بودن‌شان برایم می‌رسید. به این نتیجه رسیدم که کابلی‌ها نوعی سیستم هشدار‌دهنده درونی حساس دارند که هر کجای دنیا باشند لرزش کابل را حس می‌کنند. چه برسد به کسانی که همین اکنون در کابل هستند. احتمالا مدتی طول می‌کشد که من هم بتوانم این سیستم را نصب کنم و از زلزله‌ها با خبر شوم.
یک لحظه. زمین تکان می‌خورد. چه است؟ زلزله نیست؟

اشتراک گذاري با دوستان :