لغمان پایگاه قدرت کی است؟

- بیژن

شماری از مقام‌های سیاست‌ساز امنیتی و اقتصادی حکومت وحدت ملی متولد ولایت لغمان‌اند. آنان خودشان را نماینده‌گان مشرقی وانمود می‌کنند. جالب این است که حکمتیار هم از همان ولایت ظهور کرد. حکمتیار چند روز متوالی در ولایت لغمان بود و در آنجا با فرماندهان تنظیمش ملاقات کرد. برخی از وزیران، نماینده‌گان پارلمان و سیاستمداران هم به دیدن حکمتیار به ولایت لغمان رفتند. حکمتیار حتما می‌خواست با به نمایش گذاشتن حضورش در لغمان، نشان دهد که این ولایت یکی از پایگاه‌های مهم اقتدار اوست.
لغمان ولایتی بود که در آن تنظیم حکمتیار از همان آغاز نفوذ گسترده داشت. عقبه جبهه حکمتیار در جنگ‌های کابل هم ولایت لغمان بود. چهارآسیاب، قرارگاه سرخاب لوگر و بعد ولایت لغمان به ترتیب عقبه‌های جبهه حکمتیار در جنگ‌های کابل بودند. با رسیدن نیروهای طالبان به اطراف کابل در سال ۱۳۷۴ نیروهای حکمتیار چهارآسیاب و لوگر را ترک کردند و به ولایت لغمان عقب نشستند.
دکتر عبدالرحمان مذاکره‌کننده حکومت برهان‌الدین ربانی، برای چانه‌زنی با حکمتیار در سال ۱۳۷۴ به لغمان می‌رفت. حکمتیار در سال ۱۳۷۵ از لغمان به کابل آمد و کرسی نخست‌وزیری حکومت استاد ربانی را احراز کرد. لغمان همیشه برای تنظیم حکمتیار حیثیت پایگاهی داشته است.
اما برخی از بلندپایه‌گان حکومت وحدت ملی که در سیاست‌سازی‌های امنیتی و اقتصادی این حکومت نقش دارند، با آن که متولد ولایت لغمان هستند، هیچ پایگاه مردمی ‌در آنجا ندارند. این بلندپایه‌گان حتا در فاتحه خویشاوندان خود هم به لغمان رفته نمی‌توانند. اگر آنان به لغمان هم گاهی بروند، قبل از خود یک لشکر سرباز و منصب‌دار را به محل می‌فرستند.
واقعیت این است که برخی از تکنوکرات‌های غلزایی که پس از سقوط طالبان به حمایت جامعه جهانی به کابل آمدند و به کرسی‌های حکومتی تکیه زدند، نتوانستد در مناطقی که مدعی نماینده‌گی از آن بودند، برای خود پایگاه اجتماعی درست کنند. شماری از این تکنوکرات‌ها با آن که همیشه بر طبل قومیت می‌کوبند و می‌خواهند که برای خودشان مشروعیت قومی ‌دست و پا کنند، اما تا حال نتوانسته‌اند در همان مناطق که خود را متعلق به آن می‌دانند، پایگاه‌سازی کنند.
این تکنوکرات‌های غلزایی، از حمایت بی‌دریغ جهانی برخوردار بودند. مقام‌های کشور‌های غربی این تکنوکرات‌ها را چهره مدرنیست افغانستان فقیر، بنیادگرازده و به دور از کاروان تمدن جهانی معرفی می‌کردند. آنان از دانشگاه‌های مختلف دنیا مدارک افتخاری گرفتند و سازمان‌های بین‌المللی هم سخاوتمندانه از آنان حمایت کردند. اما این تکنوکرات‌های مدعی نماینده‌گی از یک قوم، قادر نشدند روستایی‌های ولایتی را که در آن به دنیا آمده اند، دور خود جمع کنند.
واقعیت دیگر هم این است که این تکنوکرات‌ها برای پایگاه‌سازی در مناطق شان سهل انگاری کردند و آن را جدی نگرفتند. همان بود که آنان جامعه روستایی را خوب نشناختند و تصور می‌کنند که با داشتن موتر، محافظ، تفنگ و پول، می‌توانند مشروعیت بخرند. آنان فکر می‌کنند که خان‌های قبیله‏ای سابق هم با در اختیار داشتن چند اسپ، تفنگ، موتر و پول، روستایی‌ها را دور خود جمع می‌کردند، مشروعیت می‌خریدند و بعد با حکومت مرکزی معامله می‌کردند. اما تفنگ، محافظ، پول و موتر، به تنهایی مشروعیت نمی‌آورد. مشروعیت محلی مستلزم مهارت‌های دیگر است. این مهارت‌ها را بسیاری از تکنوکرات‌های غلزایی ندارند. آنان مصروف جمع‌آوری پول از راه‌های مشروع و نامشروع هستند؛ قرار داد می‌گیرند، خانه می‌خرند، شرکت می‌سازند، اما روستا‌ها را به حال خودش گذاشته‌اند. آنان در آن روستا‌ها شبکه‌سازی نکرده‌اند.
به همین دلیل است که امروز حکمتیار می‌تواند با خیال راحت در لغمان مانور سیاسی اجرا کند، اما وزیران و بلندپایه‌گان حکومتی که تذکره‌شان از لغمان است، نمی‌توانند به آنجا بروند. جالب این است که حکمتیار متولد لغمان نیست.

اشتراک گذاري با دوستان :