چهارده چالش پیش روی مبارزان علیه فساد اداری

- عبدالبصیر عظیمی

فساد اداری به عنوان دومین چالش، بعد از جنگ از شمار چهار چالش عمده (جنگ، فساد اداری، جرایم و بی‌کاری) در تحقق اهداف سند چارچوب ملی صلح و انکشاف افغانستان (۱۴۰۰-۱۳۹۵) می‌باشد. در واقع اگر فساد اداری در افغانستان ریشه‌کن نشود، پلان ستراتژیک پنج ساله حکومت برای بلند بردن سطح رفاه مردم و دست‌یابی افغانستان به خودکفایی، انکشاف پایدار، کاهش فقر و تامین ثبات و امنیت که در قالب این سند تدوین شده است، با چالش جدی مواجه خواهد شد.
فساد اداری را می‌توان سوء‌استفاده از موقف رسمی برای مقاصد شخصی، رشوه گیری، پنهان کاری و یا هرگونه ارتباط و تبادل منابع و امکانات برای انجام امور غیر قانونی و در مخالفت با هنجار‌های مورد قبول در هر جامعه و فرهنگ تعریف کرد. بر اساس آمار منتشره از سوی سازمان جهانی شفافیت، حکومت وحدت ملی با اتخاذ تدابیر و اقدامات همه‌جانبه در مبارزه علیه فساد اداری، توانست باعث بهبود ۵ رتبه‌ای افغانستان در مبارزه علیه فساد اداری در سال ۲۰۱۶ در مقایسه با سال ۲۰۱۵ شود، اما هنوز افغانستان در میان ۱۷۶ کشور در رتبه ۱۶۹ از نظر فساد اداری قرار دارد که هشتمین کشور آلوده به فساد اداری در جهان میباشد.
تا کنون مقالات زیادی به ارتباط مبارزه با فساد اداری، عوامل و پیامدهای منفی آن تحریر شده اما کمتر به چالش‌های پیش روی در مبارزه علیه فساد اداری پرداخته شده است. در این مقاله تلاش شده است با نگاهی متفاوت مبتنی بر واقعیت‌ها به شماری از چالش‌های پیش روی اشخاص و نهادها در مبارزه علیه فساد اداری پرداخته ‌شود:

۱٫‌ نهادینه نشدن فرهنگ قانون‌پذیری:

قانون‌پذیری و پذیرش پیامدهای تطبیق قانون یکی از شاخصه‌های جوامع متمدن میباشد، که نقش برجسته‌ای در رشد اجتماعی، سیاسی و افزایش مسئولیت پذیری شهروندان دارد. بعضی از اشخاص قوانین و مقررات را تا آن‌جا می‌پذیرند که مطابق با منافع آن‌ها باشد، در غیر آن با تخریب و انتقادات غیرسازنده تلاش می‌کنند سیستم‌ها و فرایندها را زیر سوال برده و خود را مستحق جلوه دهند.

۲٫‌ منابع مالی و قدرت فاسدان:

فاسدان عموماً منابع مالی زیادی را از طریق فساد اداری به دست ‌می‌آورند، آن‌ها می‌توانند قسمتی از این منابع مالی را برای هموار کردن موانع و دست‌یابی به اهداف‌شان استفاده کنند. البته در صورت مواجه‌شدن با مخالفت‌ها، تهدید و حذف فزیکی گزینه‌های بعدی آن‌ها است. در طی سال‌های متوالی در بعضی از بخش‌ها باندها و کارتل‌های مافیایی شکل گرفته که توانسته‌‌اند ارتباطات وسیعی ایجاد کنند و در صورتی که منافع آن‌ها به خطر مواجه شود به شکل سازمان‌دهی شده تمام قدرت و امکانات خویش را علیه مبارزان علیه فساد اداری استفاده میکنند.

۳٫‌ اسناد‌سازی و دور زدن سیستم:

فاسدان و حلقات وابسته به آن‌ها با مهارت و تجربه زیاد در چگونگی سازمان‌دهی فساد اداری، نه تنها توانایی دورزدن سیستم‌های اداری را دارند، بلکه به صورتی این روند را کنترل میکنند که در آینده مسوولیتی متوجه آن‌ها نشود. بعضاً میکانیزم تصمیم‌گیری زمان‌بر و نیازمند تشکیل کمیته‌های کاری می‌باشد. فاسدان از طریق حلقات وابسته خود به شکل ماهرانه تلاش میکنند تا به اهدافی از قبل تعیین شده‌ی خویش، از طریق توظیف کمیته‌های فرمایشی دست یابند و خودشان در هیچ جای مسوولیت رسمی قبول نکنند و تا حد امکان امضا نکنند و یا جایی امضا کنند که قبل از آن‌ها چندین نفر دیگر امضا و مسوولیت کار ‌را قبول کرده باشد.

۴٫‌حاکـم شـدن فضـای عدم باورمندی در جامعه:

تأکید بر وجود فساد اداری فراگیر و ناامید کننده در تمام بخش‌ها باعث ایجاد فضای عدم باورمندی در جامعه شده است و باعث خدشه‌دار شدن، اعتماد به تمام نهادها و سیستم‌ها گردیده است. در این گونه شرایط (حتا در صورت عدم موجودیت فساد اداری) کمتر کسی مبارزه علیه فساد اداری و فاسدان را باور ‌می‌کند که این تأثیر منفی بر روحیه و انگیزه مبارزان با فساد اداری دارد و فضای یأس و ناامیدی حکم‌فرما خواهد شد.

۵٫‌ کنترل جریان اطلاعات:

دسترسی به اطلاعات نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌ها دارد. اطلاعات کافی باید بعد از تایید صحت و سقم آن‌ها متناسب با نیازمندی، در زمان و فرمت مناسب و با در نظر داشت هدف مشخص به مراجع تصمیم‌گیری با کمال امانت‌داری ارسال و تفهیم شود. گروه‌های مافیایی با ارتباطات وسیعی که دارند همواره تلاش ‌می‌کنند با مختل‌کردن جریان اطلاعات و جهت دادن آن متناسب با منافع خود، روند تصمیم‌گیری‌ها را با چالش رو به رو کنند. این گروه‌ها و حلقات وابسته به آن‌ها اطلاعات مربوط به روند مبارزه به فساد اداری را به شکلی کنترل میکنند که تصامیم درست اتخاذ نشود.

۶٫ مشکلات به ارث رسیده از گذشته:

در بعضی از موارد مشکلات جدی در کارکردهای به ارث رسیده از گذشته وجود دارد ولی به خاطر عدم سکتگی در کار و پیشبرد امور، نیاز به اخذ تصامیم برای حل مشکلات میباشد که خود باعث ایجاد مسوولیت جدید میشود. مسوولیت‌پذیری در امتداد کارهای غیر اصولی گذشتگان می‌تواند باعث آغشته‌شدن به مشکلات و مورد بازخواست قرارگرفتن شود. عموماً اشخاص متعهد با حس مسوولیت‌پذیری مستقیماً برای حل مشکلات گذشته اقدام میکنند و حلقاتی که در بروز این مشکلات سهیم بوده‌اند به شکل ماهران‌های خود را در حاشیه امن قرار داده و خطرات منفی آن را به این اشخاص متعهد منتقل میکنند.

۷٫‌ قومی و سمتی‌شدن موضوع فساد اداری:

فاسدان تلاش میکنند با استفاده سوء از ابزارهای قومی، هیجانات اجتماعی را تحریک و با پررنگ‌کردن موضوعات قومی و سمتی برخوردهای قانونی با خود را رنگ و بوی سیاسی دهند و اشخاص مبارز علیه فساد اداری را متعصب وانمود کنند.

۸٫ تهمت و افترا:

فاسدان و گروههای مافیایی برای رسیدن به اهداف خویش، ابتدا زمینه رشوه‌دهی را فراهم میسازند و در صورت دریافت جواب منفی تلاش به واسطه کردن و اعمال فشار توسط اشخاص با نفوذ میکنند و در صورت مقاومت مجدد تهدیدها آغاز ‌می‌گردند. آخرین حربه‌ای که فاسدان علیه مبارزان با فساد اداری کار ‌می‌گیرند، اتهام به فساد است و با شایعه این که از آن‌ها تقاضای رشوه شده و به دلیل آن‌ که رشوه پرداخت نکردند حق آن‌ها ضایع شده است، خود را در جامعه پاک وانمود ‌می‌کنند.

۹٫ قربانی‌شدن اشخاص بی‌گناه به منظور رفع مسوولیت:

اگر مبارزه با فساد اداری جنبه نمایشی بگیرد، مطمیناً به جای حل ریشه‌ای مشکلات و تقویت سیستماتیک حکومت‌داری خوب، باعث جار و جنجال‌های رسانه‌ای می‌شود، مسوولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی از جمله شاخصه‌های حکومت‌داری خوب می‌باشد. در روند مبارزه علیه فساد اداری باید متخلفان واقعی شناسایی و مجازات شوند.

۱۰٫ هدف‌شدن توسط فاسدان:

مبارزه با فساد اداری باعث نارضایتی‌ها و دشمنی با حلقات فاسد و جریان‌های وابسته به آن‌ها می‌شود. این اشخاص به شکل سازمان‌دهی شده با کارشکنی و با مختل‌کردن جریان اطلاع‌رسانی، هدف قراردادن اشخاص مبارز و مسموم‌کردن فضای کاری ماحول ادارات سعی در تخریب و خدشه‌دار کردن اعتبار مبارزان علیه فساد اداری و نهادها را دارند.

۱۱٫ توطئه دشمنان خارجی:

همان طور که دشمنان افغانستان صلح و ثبات را برای کشور ما نمی‌خواهند، تمام تلاش خویش را برای جلوگیری از انکشاف و ترقی این خاک نیز ‌می‌کنند. این دشمنان قسم‌خورده با همکاری مزدوران و حمایت از فاسدان تمام تلاش خود را در جهت تخریب مبارزان علیه فساد اداری‌، ایجاد شایعات بی‌اساس، سیاسی‌کردن روند انکشاف و از بین‌بردن اعتماد بر نهادها به کار میگیرند.

۱۲٫ قــراردادهـای فســخ شــده و ضمانت‌نامه‌های بانکی:

در مسیر مبارزه با فساد اداری، تعداد قابل توجهی از قراردادهای پروژه‌های بزرگ که مجموع مبلغ آن‌ها بیش از دهها میلیون دالر می‌باشد، فسخ شده است. هم‌چنین شرکت‌هایی از این قراردادها مستحق جریمه‌های هنگفت شده‌اند که ایجاب انتقال پول ضمانت‌نامه‌های بانکی این شرکت‌ها را به حساب دولت ‌می‌کند. بعضاً نه تنها این شرکت‌ها پاسخ‌گو نبوده، بلکه بانک‌هایی که ضمانت‌نامه این شرکت‌ها را صادر کرده‌اند، حاضر به پاسخ‌گویی نیستند.

۱۳٫‌ کارشکنی در محیط کاری:

با در نظر داشت این که اولویت‌ها، خواستها، نیازها، منافع و توقعاتِ هر شخص متفاوت و گاهی در تضادِ یکدیگر قرار میگیرد و منابع برای برآورده‌کردن همه آن‌ها در اختیار نمیباشد، بروز تضاد در محیط کاری امر غیر قابل اجتناب است. در روش‌های قدیمیِ مدیریت، تلاش صورت می‌گرفت، تا از بروز تضادها در مراحل ابتدایی جداً جلوگیری شود و به آن‌ها به دیده تهدید نگریسته میشد. اما در روش‌های جدیدِ مدیریت، به استقبال از تضادها و ریشه‌یابی آن‌ها توجه بیشتر میشود، به دلیل این که همین تضادها هستند که می‌تواند فرصت‌ها و ایده‌های جدید را ایجاد کنند و باعث پویایی و خلاقیت در محیط کاری شوند. فاسدان و حلقات وابسته با منافقت و شیطنت در محیط‌های کاری، اشخاص متعهد و مبارز علیه فساد اداری را در موضع ضعف قرار داده و بین آن‌ها و همکاران‌شان دشمنی ایجاد کنند تا اتحاد و انسجام در مبارزه علیه فساد اداری از بین برود.

۱۴٫ احمق پولی:

از خود مبارزه با فساد اداری، مبارزه با ذهنیت‌های ایجاد شده در جامعه از موجودیت فساد اداری به مراتب سختتر است. آن قدر تاکید بر افغانستان به عنوان فاسدترین کشور دنیا شده است که بعضی از اشخاص برای گرفتن حق خود نه تنها آماده برای رشوت‌دهی‌اند بلکه خود در جستجوی رشوت‌گیران و خواهش و التماس به فاسدان کمین کرده‌ اند. فاسدان و حلقات وابسته به آن‌ها با به دست آوردن و کنترل اطلاعات، با وعده‌های دروغین و صحنه‌سازی رشوه‌ستانی میکنند و به اعتبار مبارزان علیه فساد اداری لطمه‌های جبران‌ناپذیری می‌زنند.
در نهایت این که مبارزه علیه فساد اداری، کاری بسیار طاقت فرسا و چالش‌برانگیز است، خصوصاً برای اشخاصی که در خط مقدم قرار دارند. با در نظر داشت چالش‌های یاد شده، راه‌کارهای زیر میتواند روند مبارزه با فساد اداری را سرعت بخشد:
• تقویت فرهنگ قانون‌پذیری
• تقویت فضای باورمندی به نهادها
• حمایت همه‌جانبه از مبارزان علیه فساد اداری
• اطمینان از صحت و سقم اطلاعات و اسناد مورد استفاده در تصمیم‌گیری‌ها
• شناخت توطئه‌های فاسدان و دشمنان حکومت‌داری خوب
• تقویت اصول شفافیت، دسترسی به اطلاعات و پاسخ‌گویی
• تقویت فرایندمحور ساختارها به جای شخص‌محوری
مطمیناً راه مبارزه علیه فساد اداری هموار نیست و گاهی بر اثر توطئه‌ی فاسدان و اطلاعات نادرست، خود قربان‌گاهی برای مبارزان راه حق و حقیقت شده است، اما در صورت حمایت مردم و دولت، اراده‌های بسیار قوی در رهبری ادارات وجود دارد که فساد اداری را در افغانستان ریشه‌کن خواهد کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :