یک سال نمایندگی از یک ملت رنج‌دیده

- محمود صیقل، نماینده دایمی افغانستان در سازمان ملل

ضرورت یک میثاق سیاست داخلی برای موثریت حمایت جهانی

یک‌سال قبل، در همین شب و روز در راس نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد قرار گرفتم. با اتکا به خدا و مردم عزیزم آغاز به کار کردم. هدف خیلی بزرگ بود؛ باید صدای مظلومیت مردم را در بالا‌ترین سطح به گوش جهانیان می‌رساندم، باید پرده از روی عوامل اصلی بحران در کشورم برمی‌داشتم و باید جهان را وامیداشتم که به این عوامل، رسیدگی کرده و از درد و رنج مردم ما بکاهند.
می‌دانستم که بازی در بام سیاست جهان، با ساختار‌های بزرگ و روابط پیچیده‌‎ی امنیتی، سیاسی و اقتصادی دنیا گره خورده است. این را هم می‌دانستم که نتیجه کار در سطح روابط چندجانبه، آن‌هم با ۱۹۳ کشور، زمان‌گیر است. از طرفی، ساختار سازمان ملل متحد هم جواب‌گوی نیازمندی‌های این عصر نبوده و به اصلاحات جدی نیاز دارد. تعدادی از قضاوت‌های شورای امنیت این سازمان، بیشترینه با منافع آزمندانه قدرت‌ها گره خورده است، تا مسوولیت‌های اخلاقی و عدالت و انصاف. فلهذا بلندساختن صدای مردم و پرده‌برداشتن از روی عوامل اصلی بحران، شاید آسان باشد، ولی رسیدگی به آن، چالش‌های خود را خواهد داشت.
از طرفی هم می‌دانستم در حالی‌که عامل اساسی بحران در کشور ما را پالیسی حلقات نظامی پاکستان در استفاده از خشونت برای پیشبرد اهداف سیاسی تشکیل می‌دهد، افتراق در میان قشر سیاسی افغانستان زیر نام‌های قوم و لسان و سمت و مذهب وگروه ‌ها و چهره‌ها، توام با بازی‌های آزمندانه استفاده جویان و فاسدان در حواشی قدرت، وحدت ملی ما را خدشه‌دار ساخته و در آسیاب دشمن آب می‌ریزد. واضح است که موفقیت ما در عرصه سیاست خارجی و رفع عامل اساسی بحران، مستلزم وحدت مردم ما و دیدگاه روشن حکومت وحدت ملی است.
از همین جهت بود که قبل از اشغال وظیفه و هم‌چنان بعد از آن، در جریان یک سفر به کابل در بهار سال جاری، با بزرگان کشور دید و بازدید‌های مفصل داشتم. پیشنهاد کردم تا قشر سیاسی کشور، چه در داخل دولت و چه بیرون از آن، از قوم‌گرایی و لسان‌گرایی بکاهند، بر یک میثاق سیاست داخلی توافق کنند و در راستای ملت‌سازی، وحدت ملی را به‌معنای واقعی آن تامین بسازند.
با این همه، خوشبخت بودم که از یک‌سو رهبری حکومت وحدت ملی سیاست روشنی را در قبال عوامل اصلی بحران اعلان کرد و از طرف دیگر همکاران خوبی را در دستگاه دیپلوماسی با خود داشتم. بعد از همآهنگی لازم با رهبری حکومت وحدت ملی و متحدان بین‌المللی، بلندکردن صدای مردم افغانستان و پرده‌برداری از روی عوامل اصلی بحران و انگیزه‌های آن را در ملل متحد آغاز کردیم.
در طول سال، به‌ صورت تدریجی، طی یک بیانیه‌ی مفصل در مجمع عمومی، چهار بیانیه در شورای امنیت، موضع‌گیری‌ها در کمیته‌های مختلف و ملاقات‌ها با مسوولان طراز اول کشور‌ها و سازمان ملل متحد، مواضع افغانستان را با روشنی‌ای بی‌سابقه، شرح دادم.
ارتباط حملات خون‌بار تروریستی به خارج از قلمرو افغانستان و تعرضات و فعالیت‌های غیرقانونی در امتداد خط دیورند را توضیح دادم و در این رابطه کار مستند سازی دقییق جهت شکایت رسمی در شورای امنیت ملل متحد روی دست گرفته شد. رسیدگی به عوامل ریشه یی بحران و تطبیق جدی قطعنامه های ملل متحد در مبارزه با تروریسم از خواست های اساسی ما بود.
در مواقع لازم از دیپلوماسی عامه استفاده کرده، با ایراد سخنرانی‌ها در مجامع مختلف و انجام مصاحبه‌ها با رسانه‌های افغانستان، منطقه و جهان، چرخ‌های دیپلوماسی فعال و ابتکاری را متحرک حفظ کردیم.
خواه‌مخواه که این اقدامات نیش واکنش‌های تند اسلام‌آباد را توام با زهرپراگنی‌ها در کابل و نیویارک و واشنگتن با خود داشت.
هم‌زمان با این موضع‌گیری‌ها، فشار‌های بین‌المللی بالای پاکستان اوج گرفت. صدای افغانستان در کابل و نیویارک رسا‌تر شد، مشکل افغانستان وضاحت پیدا کرد، رشادت و دلیری نیرو های امنیتی ما در صحنه های پیکار شهره آفاق شد، اجماع منطقه‌ای و جهانی در برابر افراطیت خشونت‌بار و تروریسم بیشتر از گذشته شکل گرفت و هم‌گرایی نسبتاً مناسبی میان مواضع افغانستان و ساختار‌های سیاسی و امنیتی منطقه و جهان به وجود آمد. به‌طور بی‌سابقه، سردسته گروه طالبان در خاک پاکستان مورد هدف قرار گرفت و به قتل رسید.
سرمنشی ملل متحد در ظرف چند ماه اخیر، چهار بار با رهبران حکومت وحدت ملی در قطر، استانبول، نیویارک و بروکسل ملاقات کرد و برنامه‌های نهاد‌های توسعه‌ای این سازمان، هرچه بهتر برای اولویت‌های انکشافی و بشری کشور سوق داده شد.
در راستای تقویت توان‌مندی‌های افغانستان، نشست سران ناتو در وارسا و کنفرانس بروکسل پیرامون افغانستان، حمایت قاطع خود را از کشورمان اعلان کرد. افغانستان شاید یگانه کشور در روی کره زمین باشد که برای شانزده سال تمام، در محراق توجه جهان قرار داشته و امکانات وسیع در اختیارش قرار گرفته است.
مهم بود که در چنین فضایی مناسب، مردم افغانستان، مخصوصاً نخبگان و قشر سیاسی، وحدت و یکپارچگی خود را حفظ و مستحکم کنند. ولی دریغا که سلسله برچسب‌زنی‌ها، قیل‌و‌قال‌ها و آهنگِ افتراقِ عناصر معلوم الحال قشرِ سیاسی ما ادامه یافت و در برخی موارد اثرهای ناگوار خود را بر عمل‌کرد نیرو‌های امنیتی ما در برابر دشمن به جا گذاشت.
در جریان یک سال کار در نیویارک، من اصول مهم زندگی خود را حفظ کرده و سرمشق راهم قرار دادم. اتکای من به خداوند بزرگ و مردم کشورم، مانند کوه استوار باقی ماند و پاسخ‌گویی‌ام به مردم از اولویت‌های کاری‌ام بود. در جستجوی صلح گم‌شده، عدالت را فراموش نکردم و حق و باطل و دوست و دشمن را با هم خلط نساختم. مانند همیشه خود را به قوانین و مقررات سپرده و گفتم که‌‌ همان کنید که قانون حکم می‌کند. مردم افغانستان را به عظمت شمال و جنوب و شرق و غرب و مرکز کشور دور از قوم و زبان و سمت نمایندگی کردم. مدیریت افقی را بر عمودی در دفتر ترجیح داده و در اجرای اکثر امور، با بزرگان در کابل و همکارانم در نمایندگی مشورت کردم. کار‌های خوبی را که قبلا در نمایندگی صورت گرفته بود، حفظ و تحکیم بخشیدم. در صداقت و امانت‌داری بهتر از گذشته کوشا بودم.
زیر سقف نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد، خدا، قانون، نظام، منافع علیای مردم افغانستان و دیپلوماسی فعال و پویا بر کار‌های ما حاکم بوده است.
تلخ‌ترین و دشوار‌ترین لحظات ماموریتم وقتی بوده است که اجماع منطقه‌ای و جهانی در برابر دشمن خارجی ما شکل گرفته است، اما در داخل کشور، کسانی با نواختن دهل قوم‌گرایی و زبان‌گرایی، بعضاً هم به اشاره بیگانگان، مردم ما را به جهانیان متفرق نشان داده‌اند. وحشت و دهشت دشمن آشکار را زیر عناوین مختلف توجیه کردند و به حامیان خارجی‌شان اجازه دادند تا مبارزه ما را یک نزاع داخلی بی‌معنا و بزرگان ما را فاقد توان‌مندی زعامت و مدیریت کشور قلمداد کنند.
برای موفقیت کار‌های ما در نیویارک و موثریت حمایت جامعه جهانی از داعیه افغانستان، ضرورت عاجل یک میثاق سیاست داخلی را احساس می‌کنم. میثاقی که در داخل کشور به مردم ما و در بیرون کشور به جهانیان اطمینان دهد که قشر سیاسی افغانستان بالای منافع علیای کشور، ملت‌سازی و وحدت اقوام، مبارزه با افراطیت خشونت‌بار و تروریسم (از هر قماشی که باشد)، حمایت قاطع از نیرو‌های امنیتی، قانون‌مندی و نظام‌گرایی، مبارزه با فساد و استفاده اثرگذار از مساعدت‌های جهانی در توسعه افغانستان اتفاق نظر دارند.
امیدوارم در سال دوم کاری‌ام صفوف مردم‌مان، دور از وسوسه‌های قومی و زبانی حلقات متعصب، در برابر دشمن مکار بیرونی فشرده‌تر و استوارتر گردد تا سیاست خارجی ما پویا‌تر از گذشته باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :