رییس «یو.ان.دی. پی» در افغانستان: جهان جای بهتری برای زندگی بود اگر زنان رهبری‌اش می‌کردند
بخش اول

- گفتگوکننده: نورالعین

روزنامه‌ی ۸صبح، برای روشن‌سازی ابعاد کاری برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل در افغانستان، گفتگویی را با داگلاس کی، رییس این برنامه‌ی سازمان ملل در افغانستان انجام داده است. این گفتگو، زمینه‌های کاری «یو.ان.دی.پی» یا برنامه‌ی انکشافی(توسعه‌ای) سازمان ملل در افغانستان را به گونه‌ی گذرا، مرور می‌کند.

۸صبح: برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل یا «یو.ان.دی.پی»، از چی زمانی در افغانستان آغاز به کار کرده و تا این مدت، چی کارهایی کرده است که به آن ببالد؟

داگلاس کی: «یو.ان.دی.پی» دقیقا در سال ۱۹۶۵یعنی پنجاه سال پیش، به این‌سو به‌عنوان یک سازمان در افغانستان به کار آغاز کرده است و افغانستان، یکی از نخستین کشورهایی بود که عضویت این سازمان را به دست آورد و ما پنجاه سال است که در افغانستان کار می‌کنیم.
نقش «یو.ان.دی.پی» در گذر زمان تفاوت‌هایی را شاهد بوده است. مثلا در سی سال نخست، تا سال ۱۹۸۰ میلادی، «یو.ان.دی.پی» به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین نهادهای سازمان ملل در افغانستان، برای مدیریت‌کردن کمک‌های مالی کار می‌کرد. مثلا پول می‌آمد و «یو.ان.دی.پی» این پول را به نهادهای دیگر سازمان ملل مثل یونسیف و «اف..ای.او» (سازمان غذا و کشاوزی) می‌سپرد تا برنامه‌های توسعه‌ای را اجرا کنند، اما پس از آن، نقش «یو.ان.دی.پی» تغییر کرد و ما حالا در افغانستان بسیار کارهای تخنیکی را انجام می‌دهیم. از ظرفیت‌سازی برای حکومت تا تمام کارهای توسعه‌ای دیگر. نقش «یو.ان.دی.پی» را در یک دهه اخیر می‌توانم برای‌تان شرح بدهم که در سه بخش عمده است. بخش اول نقش «یو.ان.دی.پی» در افغانستان، مدیریت کمک‌های جهانی برای پولیس ملی افغانستان، که ۱۵۷۰۰۰ نیرو است. معاش‌های‌شان به صورت الکترونیک توزیع می‌شود و دیگر ظرفیت‌سازی‌ها در زمینه‌ها مختلف صورت گرفته است. بخش دوم نقش «یو.ان.دی.پی» در افغانستان، انتخابات است که ما سه دور انتخابات گذشته را همکاری تخنیکی کردیم.
بخش سوم هم مسایل دادخواهی است. موضوعاتی که در افغانستان به‌عنوان یک چالش شناخته می‌شود، مانند حقوق زنان، مسایل محیط زیست و فقر و مسایل دیگر، در سطح ملی و بین‌المللی در این زمینه‌ها دادخواهی کردیم و من، این سه بخش را می‌توانم به عنوان نتایج ملموس و پسندیده‌ی به دست آمده از کار «یو.ان.دی.پی» در افغانستان عنوان کنم.

۸صبح: شما از انتخابات گفتید. شما انتخابات را حمایت تخنیکی کردید، از نظر شما، این حمایت به کجا انجامیده؟ یعنی آیا انتخابات شفاف بوده؟ نقش افغانستان و میزان شفافیت انتخابات‌ها در افغانستان را به‌عنوان یک نهاد کمک‌کننده چگونه می‌بینید؟

داگلاس کی: در این شکی نیست که انتخابات‌های گذشته، خالی از مشکل نبوده، برخی موافق نتایج نبودند، گزارش‌هایی از تخطی منتشر شد و بحث تقلب در میان آمد و ما یک بازشماری یک بخش کلان آرا و تفتیش آرای زیادی را داشتیم، اما یک اصطلاح معروف است این‌که «جایی که دود است، حتما آتشی وجود دارد». ما گفته نمی‌توانیم یک انتخابات کاملا بی‌نقیصه برگزار شده. مشکل وجود داشته به تمام معنا. یک اندازه بی‌نظمی هم بود. اما چند تا نکته‌ی قابل‌توجه در این زمینه وجود دارد. در نخست این که از انتخابات اول به سوی انتخابات آخر، هزینه‌ها کم‌تر شده رفت. ظرفیت دولت بلند رفت، ما در راه‌اندازی انتخابات، کم‌تر هزینه‌ی بیرونی داشتیم. بحث دوم این‌که مسوولیت‌های دولت افغانستان بیشتر شد، چون پس از ظرفیت‌سازی، مسوولیت‌های بیشتری را به گردن گرفتند.
یعنی چیزی که ما آن را به‌عنوان یک هدف تعیین کرده بودیم، این بود که یک انتخابات از طرف خود افغانستان راه‌اندازی می‌شد و ما باید به این هدف دست پیدا می‌کردیم که این روند را آهسته آهسته طی کرده رفتیم، هر اندازه که به انتخابات اخیر نزدیک شدیم، به همان اندازه میزان مسوولیت‌های دولت افغانستان بیشتر شد. ما باور داریم که وقتی انتخابات بعدی راه‌اندازی می‌شود، هزینه‌ها کم‌تر شده می‌روند و مسوولیت‌ها به دولت افغانستان بیشتر داده می‌شود.

۸صبح: یکی از اساسات برگزاری انتخابات بهتر، حضور و نظارت نهادهای دموکراتیک است. «یو.ان.دی.پی» در جریان یک‌و‌نیم دهه‌ی اخیر، در کنار حمایت تخنیکی از انتخابات، برای ایجاد و یا تقویت این نهادها چقدر کار کرده است تا دورنمای شفافیت انتخابات، بیشتر در آینده متصور شود؟

داگلاس کی: عمده‌ترین چالشی که در گذشته وجود داشته، [مساله] رسیدن حکومت مرکزی به حکومت‌های محلی است. دلایل مختلف برای این موضوع وجود داشته است. مشکل ترانسپورت بوده، حتا در برخی موارد، مشکل‌های قومی بوده، برخی مشکل‌های لوژستیکی وجود داشته که حکومت مرکزی به نهادهای حکومت [در سطح] محلی به دلایل مختلف رسیدگی نمی‌توانسته است. یکی از اساسی‌ترین کارهایی که ما کردیم، تقویت نهادهای محلی بود. در حکومت‌داری محلی ما یک پروژه به‌نام «LoGo»(حکومت داری محل) داریم که برای تقویت حکومت‌داری محلی کار می‌کند. ما روی ساختارهای مختلف در جامعه‌ی مدنی کار می‌کنیم که فاصله ها میان مردم را با جامعه‌ی مدنی کم بسازیم. مثلا در هرات، چند نهاد مدنی را در کنار هم قرار می‌دهیم و در اختیارشان یک مقدار پول می‌گذاریم، تا با مردم و با دیگر نهادهای مرتبط که روی مسایل دموکراسی کار می‌کنند، مشغول کار باشند. برای‌شان کمک‌های تخنیکی ارایه می‌کنیم تا ظرفیت این را پیدا کنند که پیشنهادها و برنامه‌هایی را که برای‌شان از طرف مردم داده می‌شود، چگونه اجرا کنند. ما با شوراهای ولایتی که نهاد مهم محلی در چوکات دولت افغانستان است، کار می‌کنیم. شوراهای ولایتی را از لحاظ ظرفیت‌سازی و مسایل تخنیکی کمک می‌کنیم. چند تا نهاد عبارت از شورای ولایتی به عنوان نهاد نمایندگان مردم، دفترهای ولسوالی به عنوان نهادهای محلی [در آخرین واحدهای اداری] و دفترهای والیان، به‌عنوان نمایندگان دولت و نهادهای مدنی بیایند و در کنار هم کار بکنند، تا به مشکلات مردم رسیدگی کرده بتوانند.

۸صبح: و در این زمینه‌ها به نقش زنان چقدر توجه می‌شود؟

داگلاس کی: زنان نقش بسیار عمده در تمامی این روندها دارند، اما متاسفانه از لحاظ فرهنگی، خالی‌گاه‌های بزرگی برای زنان وجود دارد که یک چالش کلان حساب می‌شود. در بخش تقویت و توان‌مندسازی زنان، با وزارت امور زنان کار می‌کنیم که یکی از وزارت‌هایی است که در رده‌ی وزارت‌های بسیار نیرومند نمی‌آید، ما با این وزارت کار می‌کنیم و ظرفیت‌سازی می‌کنیم تا نقش زنان را در تصمیم‌گیری‌ها بلند ببرد.
کار عمده‌ای دیگر که ما برای زنان در دولت می‌کنیم، ایجاد شغل برای بانوان و تشویق زنان به طرف تشبث است. برای بانوان زمینه‌های تخنیکی، لوژستیکی و حتا مالی فراهم می‌کنیم که بیایند و صاحب یک کار و بار و یک متشبث شوند.
کار دیگری که مشخصا از طریق پروژه‌ی «LoGo»(حکومت داری محلی) برای بانوان می‌کنیم، ایجاد گروه‌های بانوان است که بنشینند میان هم گفتگو بکنند و بتوانند در سطح حکومت‌داری محلی در تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته و دخیل باشند.
یک برنامه‌ی بسیار بزرگ دیگر که ما از طریق برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل در چارچوب دانشگاه کابل راه‌اندازی کردیم، راه‌اندازی برنامه‌ی تحصیل به سطح ماستری در بخش جندر است. ما هم برای زنان و هم برای مردان و متخصصان در زمینه‌ی جندر در افغانستان این برنامه را عرضه می‌کنیم تا افغانستان از این لحاظ خودکفا شود و دیگر نیازمندی به متخصصان خارجی نداشته باشد.
یک نکته را می‌خواهم اشاره بکنم و آن این است که جامعه‌ی جهانی در کل با ما، آن‌قدر که باید در عرصه‌ی زنان کار بکنیم، کار نمی‌کند. دلیلش این است که افغانستان اولویت‌های دیگری هم دارد، از جمله امنیت که توجه بسیاری از کمک‌کنندگان به افغانستان به این بخش است و خالی‌گاه‌های دیگری در نظام افغانستان وجود داشته که نیاز داریم آن‌جا توجه بکنیم.
عمده‌ترین کار دیگری که برای زنان صورت می‌گیرد، دسترسی زنان به عدالت، محاکم و دادگاه‌ها است. امروز(۱۴میزان/ ۵ اکتوبر) هم یک نشست با رییس دادگاه عالی افغانستان در باره‌ی حقوق زنان و دسترسی بانوان به عدالت داشتم و روی مساله محو خشونت بر زنان سخن گفتیم. دولت افغانستان یک پالیسی را مبنی بر ایجاد دادگاه ویژه‌ی محو خشونت بر زنان روی دست گرفته است. ما صحبت کردیم که چطور می‌توانیم این پالیسی را عملی بسازیم تا کار خود را آغاز بکند.

۸صبح: دولت افغانستان هم خود را متعهد به رعایت حقوق مساوی زنان با مردان می‌داند. طوری که پیام افغانستان که توسط رییس‌جمهور غنی به کنفرانس بروکسل به روز چهارم اکتوبر/ سیزدهم میزان ارایه شد، این بود که در برنامه‌های توسعه‌ای، سهم زنان را با مردان پنجاه ـ پنجاه می‌سازد. «یو.ان.دی.پی» با تجربه‌ای که در زمینه‌های حقوق زنان و توسعه در افغانستان دارد، این تعهد را چقدر عملی می‌داند و چی کاری برای عملی‌سازی این تعهد می‌تواند بکند؟

داگلاس کی: من همیشه وقتی با دوستان خود می‌باشم و زمانی که بحث روی موضوع زنان می‌شود، با شوخی می‌گویم که اگر دنیا توسط زنان رهبری می‌شد، جای بهتری بود. در این شکی نیست که بلندبردن نقش زنان تا پنجاه درصد در برنامه‌های توسعه‌ای یا شوراهای انکشافی یک کار پر چالش و مشکل است. چون زنان پیش از این نقش برازنده در افغانستان نداشته‌اند و افزایش‌دهی این نقش، کار سختی است. اما ساختن چنین هدفی، یک کار نیک است که ما بیاییم و یک هدف را تعیین بکنیم که ما زنان را تا پنجاه درصد نقش‌شان را در برنامه‌های توسعه‌ای و شوراهای انکشافی بلند می‌بریم. ما رییس‌جمهور غنی را در رسیدن به این هدفش، کمک می‌کنیم و از ایده‌اش حمایت می‌کنیم.
یکی از بحث‌های ما در برنامه‌های توسعه‌ای پایدار که جای‌گزین اهداف هزاره شده، نیز همین است که زنان توان‌مندی‌ای برابر با مردان پیدا بکنند. بحث دوم این است که هر قدر که زنان در برنامه‌های توسعه‌ای بیایند و نقش‌شان را بیشتر کنند، همان‌قدر ما جامعه‌ی بهتر می‌داشته باشیم و بنیاد این کار آموزش و پرورش برای بانوان است. هر چند ما دستآورد کلان از ۲۰۰۱به این‌سو داریم، ۶۰ درصد دختران زمینه‌ی تحصیل برای‌شان فراهم شده، اما این کافی نیست، باید ۱۰۰درصد دختران به مکتب‌ها بروند و آموزش ببینند. هر قدر که ما در زمینه‌ی آموزش دختران تلاش کنیم، همان قدر نقش آنان در جامعه بیشتر و بیشتر می‌شود.

۸صبح: یک بخش دیگر کارهای «یو.ان.دی.پی» در افغانستان، چنان‌که دیده‌ایم، در زمینه‌ی محیط زیست صورت می‌گیرد. در حالی که این بخش سازمان ملل، در زمینه‌های توسعه‌ی اجتماعی کار می‌کند. می‌شود چگونگی ارتباط محیط زیست را با توسعه‌ی اجتماعی توضیح بدهید؟

داگلاس کی: به باور ما، توسعه فراهم‌کردن زمینه‌های بیشتر برای زندگی انسان‌ها است. همه‌ی ما تلاش می‌کنیم برای ازدیاد گزینه‌ها برای زندگی. ما برای به دست‌آوردن این گزینه‌ها، موانع داریم که یکی از این موانع می‌تواند محیط زیست باشد. فقر یکی از موانعی است که گزینه‌ها را برای ما به هدف زندگی‌کردن خوب، کم می‌کند. اگر محیط زیست ناسالم داشته باشیم و درختان اطراف ما سوخته باشد و خاک ما توانایی حاصل‌دهی نداشته باشد، گزینه‌های زندگی محدود می‌کند. من چندی پیش به بامیان و به منطقه‌ی شاه‌فولادی این ولایت رفته بودم. دیدم که کودکان بر روی خرها بته‌ها را بار زده‌اند، وقتی پرسیدم شما این بته‌ها را چرا کنده‌اید، گفتند که ما در زمستان به‌خاطر سرمای شدید، این بته‌ها را آتش می‌زنیم. این همه به خاطر این بود که در مناطق آنان درخت وجود ندارد که آن‌ها از چوب آن استفاده کنند و این یک بحث محیط زیستی است. اگر آن‌ها بته‌های کوهی را استفاده نکنند، از خنک می‌میرند. این همه می‌رساند که ناگواری محیط زیست چقدر گزینه‌ها را برای این باشندگان محدود می‌کند که به زندگی مرفه نرسند.
یک مساله که باید در باره‌ی ارتباط محیط زیست با توسعه‌ی اجتماعی باید گفته شود، بحث تغییر اقلیم است. با گذشت هر روز بحث عملی‌شدن تغییر اقلیم به واقعیت نزدیک می‌‍شود و ما شاهد تغییر اقلیم استیم. کشوری مثل افغانستان که محاط به خشکی است، بیشترین آسیب را از تغییر اقلیم خواهد دید. با وجود این که هیچ نقشی در تولید گازهای گلخانه‌ای ندارد، اما تاثیر تغییر اقلیم در افغانستان بیشتر از دیگر کشورها خواهد بود. تغییرات کلانی این‌جا خواهد آمد. سیلاب‌های مدهش را شاهد خواهیم بود، درجه‌ی حرارت بلند خواهد رفت که در نتیجه، زمینی که برای ما قبلا حاصل خوب می‌داد، حاصلش محدود می‌شود، تخم‌هایی را که کشت می‌کنیم که دیگر برای ما جواب خوب نمی‌دهد. ما با اجتماعات و با مردم در نقاط مختلف بیشتر تصور می‌کنیم که از تغییر اقلیم متاثر می‌شوند، کار می‌کنیم تا آنان خود را آماده بکنند برای شرایط جوی متفاوت. مثلا در موارد سرازیرشدن سیلاب، چطور خود را محافظت بکنند. برای زمین‌های‌شان چی کارهای زیرساختی را مدنظر بگیرند و ضمنا وقتی درجه‌ی حرارت بلند می‌رود، چطور بتوانند زندگی خود را با این حرارت، وفق بدهند، یعنی سازگاری بیاموزند و انجام بدهند.

۸صبح: و رابطه‌ی برنامه‌های ادغام مجدد و توسعه؟

داگلاس کی: یک رابطه تنگ بین جنگ و توسعه وجود دارد. ما در مورد ادغام مجدد پایدار نیروهای مسلح مخالف دولت کار می‌کنیم. اگر این‌ها بیایند و از جنگ دست بکشند و اگر به شکل دوام‌دار به جامعه مدغم نشوند، یعنی زمینه‌ی کار برای‌شان فراهم نشود و نتوانند دوباره مصارف و مخارج خانواده‌ی خود را تامین کنند، پس به جنگ رجوع می‌کنند. ما در ادغام تنها برای ترک‌کرده‌گان جنگ، کار فراهم نمی‌کنیم، برای‌شان حرفه هم می‌آموزانیم تا آن‌ها خوب‌تر صاحب یک حرفه و درآمد شوند و دیگر به صف جنگ نروند. از طرفی دیگر، در برخی موارد، این افراد پیوست به صلح، می‌توانند به نیروهای مسلح ملی بپیوندند، ولی این مساله از لحاظ سیاسی، تجربه نشان داده که ممکن نیست.
در کنار این همه، ما تلاش می‌کنیم برای مخالفانی که صفوف جنگ را ترک می‌کنند و به صلح می‌پیوندند، از لحاظ روانی نیز کار کنیم و باید فرصت و کار مساعد شود تا اثرهای جنگ از روان آن‌ها برچیده شود…
ادامه دارد

اشتراک گذاري با دوستان :