دندان های طلایی یــک معـــلول

- فرهاد حقیار

آفتابِ آسمان هرات انتظار غروب را می‌کشید و بنیاد خیریه پیر هرات از ده‌ها متر دورتر به وضاحت دیده می‌شد. افراد زیادی راهی زیارت خواجه‌عبدالله انصاری بودند، اما من برخلاف آن‌ها تصمیم گرفتم تا معلولان این مرکز را زیارت کنم. درحالی‌که با سرعت زیاد به ورودی آسایش‌گاه معلولان می‌رسیدم، قدری دورتر دو نوجوان دیگر که عصاهای آهنی بردست و لباس‌های مکتب به تن داشتند به دنبال من راهی آسایش‌گاه شدند. فضای درون بنیاد پیر هرات را گل‌های متنوع، محیط آرامش‌بخش و مملو از سکوت فرا گرفته بود و از صحن حویلی این مرکز به خوبی می‌شد تمام شهر هرات را نظاره کرد. قرار ملاقات با رییس بنیاد پیر هرات را گذاشته بودم. به یکی از معلولان که در گوشه‌ا‌ی بالای ویلچرش نشسته بودم نزدیک شدم و دفتر کاری رییس پیر هرات را پرسیدم. با آن‌که کتابی در دست داشت، لبخند کوتاهی زد و گفت: «دست راست رفته و در قسمت اخیر اتاقِ استاد است.» شماری از معلولان، عبدالعلی بارکزی رییس بنیاد پیر هرات را استاد و گروهی دیگر پدر خطاب می‌کنند. پشت دروازه ریاست این مرکز بودم و از گوشه پنجره مردی بر ویلچری نشسته بود و قلم نقاشی را با دندان‌هایش گرفته، به سمت تابلویی که به‌تازگی نقاشی کرده بود، نگاه می‌کرد. عبدالعلی بارکزی همه‌کارهایش را با دهن انجام می‌دهد و از قسمت گردن به پایین فلج می‌باشد. او خوشآمد کوتاهی کرده گره سخن را این گونه باز کرد: «به هرجا ناتوان دیدی توان باش-به سود مردم خامش زبان باش به زیر پای بی‌دستان زمین شور به چشم زورمندان آسمان باش.»
بنیاد خیریه پیر هرات، مرکز توان‌بخشی معلولان از سال ۱۳۷۹ تااکنون در شهر هرات فعالیت دارد و در جریان این سال‌ها پذیرای شماری از معلولان جهت آموزش و پرورش، مراقبت و کمک برای پیشبرد زندگی آن‌ها بوده است و به قول رییس این مرکز، بنیاد پیر هرات یکی از معیاری‌ترین مرکز‌های حفظ و مراقبت از معلولان نیازمند در سراسر افغانستان می‌باشد. بارکزی انگیزه اصلی خود از ایجاد آسایش‌گاه پیر هرات برای معلولان را این‌گونه بیان کرد: «من یک معلول هستم. درد و رنج معلولیت و محرومیت را چشیده‌ام. خیلی از مردم معلولان را می‌بینند اما از رنج‌ها و خواسته‌های آن‌ها فکر نکنم کسی آگاه باشد. در ایران که مهاجر بودم احساس کردم تا به این قشر رنج‌دیده مکانی برای مراقبت و حمایت از آن‌ها ایجاد کنم. وقتی به افغانستان آمدم با تلاش و مشکلات زیاد این مرکز را برای معلولین عزیز ایجاد کردم. تا دیگر یک معلول به عنوان یک بی‌چاره، گدا و خیرات‌خور در جامعه محسوب نشود.» او می‌گوید در اوایل با هر کی که در مورد ایجاد هم‌چون آسایش‌گاهی سخن می‌گفته، مورد تمسخر قرار می‌گرفته است. حتا معلولان زیادی وقتی با بارکزی گفت‌وگو می‌کردند پلان‌های او را جز خیال‌پردازی چیزی بیش نمی‌دانستند. بارکزی یکی از خاطر‌ه‌های خود را یادآوری کرد و گفت: «من همیشه می‌خواستم معلولان درس بخوانند، کار کنند و از داشته‌های خود‌شان استفاده کنند. وقتی در مورد ازدواج معلولین صحبت می‌کردم، معلولین می‌خندیدند و می‌گفتند همرای معلول کسی ازدواج می‌کند؟» عبدالعلی بارکزی می‌گوید در ۱۰ سال گذشته توانسته‌ معلولان نیازمند را از سراسر ولایت هرات شناسایی و به این مرکز بیاورد و پس از کمک‌های اولی برای آن‌ها مواد غذایی و کمک برای بهبود سطح سواد آن‌ها بکند. او در مورد آموزش معلولان گفت: «ما توانستیم تا با چند دانشگاه خصوصی و تمام مکاتب خصوصی در هرات تفاهم‌نامه داشته باشیم و هر سال تعداد اندکی از معلولین را ما به آن‌ها معرفی می‌کنیم تا ادامه تحصیل کنند.» او هم‌چنان می‌گوید تا کنون چندین معلول را جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور فرستاده‌اند و پذیرش روزافزون معلولان در نهادهای آموزشی سبب‌شده تا معلولان به آینده امیدوار شوند. بارکزی می‌گوید: «در بخش آموزش معلولین ما پیشرفت‌های زیادی کردند. در گذشته بزرگترین خواسته یک معلول ما نان و برنج و روغن بود اما حالا کوچک‌ترین خواست آن‌ها کامپیوتر، ازدواج، تحصیلات عالی، خانه و کار است. پس حالا معلولین عزیز ما به توان‌مندی شان باور پیدا کرده‌اند و ما دولت را وادار می‌سازیم تا مطابق قانون اساسی زمینه کار معلولین را فراهم بکند».
ازدواج یک پدیده مرسوم در تمام جوامع است. هر فرد می‌تواند در گزینش هم‌سفر آینده خود آزاد باشد. بارکزی می‌گوید تا کنون چندین زوج در پیر هرات موفق به ازدواج شده‌اند. او می‌گوید: «ما در بخش تشکیل خانواده، توانستیم ۲۱ زوج دارای معلولیت را با حمایت مردمی بفرستیم به خانه بخت آن‌ها و یک سرپناه برای شان ساختیم به نام کلبه امید، همه این‌ها با حمایت مردمی امکان‌پذیر شد.» بارکزی حکومت افغانستان را بی‌توجه به وضعیت معلولان دانسته و ادعا دارد هیچ‌کس نباید متکی به این دولت‌ها باشد. او گفت: «تحت هیچ شرایطی ما به دولت متکی نبودیم و هم‌چنان به پروژه‌های بین‌المللی نیز هرگز متکی نبودیم. باوجودی که حق ما است اما دولت پاسخ‌گو به هیچ کاری نیست. اولین و آخرین تکیه‌گاه ما خداوند بوده و پس از آن انسان‌های خدایی. انسان‌هایی که خودشان مشکل دارند اما به معلولین‌شان کمک زیادی کردند.»

دندان‌های طلایی

برعکس بسیاری از معلولان که همواره خود‌شان را ناتوان حس می‌کنند، اما عبدالعلی بارکزی می‌گوید: «من هرکاری را که دیگران می‌گویند نمی‌توانم در حالی‌که فلج هستم با دندان‌هایم انجام می‌دهم. معلولان استعدادهای زیادی دارند اگر به آن‌ها توجه شود.» بارکزی تا کنون چندین نمایش‌گاه نقاشی را در افغانستان و کشورهای دیگر برگزار کرده است. هم‌چنان در چندین رقابت داخلی و بین‌المللی، نقاشی‌هایی را که بارکزی با دندان‌هایش کشیده، برنده مقام نخست شده‌اند. او در مورد کار‌هایش گفت: «با دندان، کارهای زیادی ‌می‌کنم. نقاشی، نویسندگی، نواختن موسیقی و بسیار کارها دیگر. هم‌چنان در بخش‌های زیادی کار کردم از جمله فعلا من‌حیث روان‌شناس در بخش معلولین هستم. در گذشته مشاور رییس جمهور قبلی در بخش معلولین بودم.» او نخستین فردی است که با تیاتر، روش‌های امیددهی و درمان معلولان را در هرات رایج ساخته و تا کنون شعرهای زیادی را نیز سروده است. بارکزی یک‌بار در رقابت سراسری از تمام ولایت‌های افغانستان مقام نخست را کسب کرده است. او می‌گوید در آن رقابت تمام رقیبانش با دست نقاشی می‌کردند. استعداد بارکزی تنها در افغانستان نمایان نشده، او در یک رقابت دیگر که در کشور ترکیه برگزار شده بود نیز مقام اول را در میان چندین کشور به‌دست آورده است. عبدالعلی بارکزی می‌گوید: «در مسابقه بزرگ نقاشی در ترکیه ۳ تابلوی من مقام اول را گرفت و جایزه نقدی‌ای را که به‌دست آوردم، به مهاجرینی که در ترکیه به پول نیاز داشتند تا به خانه‌های‌شان برگردند کمک کردم.»
همین‌اکنون ۵۳۶ معلول ثبت و راجستر شده در آسایش‌گاه پیر هرات هستند که از این میان ۶۰ بستر به صورت تمام وقت به معلولانی که نیاز به مراقبت همه‌وقت دارند، اختصاص داده شده است. سیمینار‌های آموزشی، رقابت‌های ورزشی و کمک به معلولان نیازمند از برنامه‌های اولیه این مرکز می‌باشد.
عبدالعلی بارکزی می‌گوید: «ما در این‌جا معلولان زن، مرد، جوان و پیر داریم. یکی از مشکلات جدی ما نبود جای جداگانه برای معلولان بانوی ما است. آن‌ها مشکلات زیادی دارند و ما جای جداگانه برای نگهداری آن‌ها نداریم.»
بارکزی می‌گوید مسوولان حکومتی باید توجه زیادی برای معلولان داشته باشند و نگذارند تا معلولان مورد بی‌اعتنایی و بی‌احترامی قرار بگیرند. او ایجاد بنیاد پیر هرات را تحقق رویاهایش می‌داند و موفقیت‌هایش را مدیون حمایت‌های دوستان و به‌ویژه خانمش می‌داند. با آن‌که معلولان احساس راحتی‌شان را از این مرکز ابراز می‌دارند اما بارکزی می‌گوید که بیشتر مصارف معلولان را از طریق فروش نقاشی‌هایش تامین می‌کند. در جریان سخن گفتن عبدالعلی بارکزی آهی کشید و پس از مکث کوتاهی گفت: «انتظار ما از همه انسان‌هایی که می‌خوانند این است که بیایند وضعیت معلولان ما را ببینند و بفهمند که ما به چی نیاز داریم. هر روز وقتی صبح بیدار می‌شوم دغدغه‌ام غذای معلولان است. بعد از آن ما با مشکل گاز دچار استیم. هم‌چنان ما چندین نفر مسوول داریم که با مشکل معاش آن‌ها نیز مواجه استیم. ما از کسی نمی‌خواهیم پول فقط بیایند حال معلولین و فرزندان شان را بگیرند.» از گفت‌وگوی ما مدت زیادی می‌گذشت که خانمِ عبدالعلی بارکزی داخل اتاق شد و چیزی برای او گفت. بعد از آن بارکزی سخنان خودش را این گونه خاتمه داد: «پروردگارا! صبح‌هایم را با نام تو آغاز می‌کنم و شب‌هایم را با یاد تو سر به بالین می‌گذارم. چرا که تنها یاد نام توست که آرام‌بخش دل‌ها و شفابخش جان‌ها است.» درحالی‌که آفتاب غروب کرده بود و من نیز به سمت بیرون آسایش‌گاه پیر هرات روان بودم، چشمم به تابلویی افتاد که رویش نوشته شده بود: «ما با بال‌های شما پرواز می‌کنیم.»

اشتراک گذاري با دوستان :