ضعف رهبری وزارت‌خانه‌های دفاع و داخله

- بیژن

گزارش‌ها حاکی است که طالبان در روستای چهارشنبه تپه ‌بغلان مرکزی مسلط شده‌ و راهی که این ولایت را به کندز وصل می‌کند، بسته اند. دیشب رسانه‌ها گزارش دادند که در مسیر تخار و کندز هم گروه طالبان مشکل ایجاد کرده‌اند و این مسیر هم به روی ترافیک بسته شده است. راه کندز- بندر شیرخان نیز مسدود است این رویداد‌ها نشان می‌دهد که شهر کندز تقریبا «قلا بند» است و مقامات، نیروهای مستقر در شهر کندز را از طریق هوا اکمال می‌کنند. این وضعیت نشان‌دهنده‌ی شکست امنیتی کلان است. بیش از ده ماه قبل طالبان شهر کندز را سقوط دادند.
در آن زمان هواپیما‌های ناتو مسیر جنگ را تغییر دادند و طالبان را به عقب‌نشینی وا داشتند. انتظار این بود که جنرال‌های وزارت دفاع و قدمه اول این وزارت، عملیات‌های نظامی ‌تهاجمی ‌را علیه ساحات پایگاهی گروه طالبان در کندز پلان‌گذاری و اجرا کنند. اما چنین چیزی عملی نشد. حالا دیگر به وضوح آشکار شده است که وزارت دفاع در سوق و اداره قوت‌ها مشکل دارد. جنرال‌های قدمه اول وزارت دفاع، توان و ظرفیت پلان‌گذاری و راه‌اندازی عملیات‌ها را ندارند.
این ناتوانی سبب شده است که طالبان در کندز ابتکار را در میدان جنگ به‌دست بگیرند. از آن‌جایی که ساحات زیر کنترول طالبان در کندز و بغلان با هم وصل است، دسته‌های متحرک طالبان موفق شده‌اند هم‌زمان در بغلان مرکزی و امام‌صاحب کندز دست به حمله کنند و وضعیت دشواری خلق کنند. باشنده‌های کندز، نگران‌اند که بار دیگر شهرشان به سرنوشت میزان سال گذشته دچار نشود. مردم کندز حق دارند که نگران باشند. شهر کندز محاصره است و قوت‌های امنیتی نمی‌توانند حتا از خان‌آباد دفاع کنند. لوژستیک و تدارکات آن‌قدر در وزارت دفاع مشکل دارد که این وزارت نمی‌تواند چند پاسگاه خود را در امام‌صاحب اکمال کند.
طالبان هم به بسیار ساد‌گی در مسیرهای حرکت کاروان‌های اردوی ملی مستقر می‌شوند و از دست واحد‌های اردوی ملی مستقر هیچ کاری نمی‌آید. روشن است که این ضعف به رهبری و سوق و اداره قوت‌ها برمی‌گردد. نظام تصمیم‌گیری در وزارت دفاع به شدت متمرکز است. فرمانده یک کندک یا لوا نمی‌تواند به تشخیص خود در جایی عملیات کند. هر فرماندهی که برای حفظ قرارگاه خود بخواهد در جایی عملیات کند، باید ابتدا با وزارت دفاع هماهنگ کند، این کاغذ‌‌پرانی و بروکراسی کلاسیک سبب می‌شود که هفته‌ها امر عملیات نرسد و دشمن ابتکار عمل را به‌دست بگیرد.
ناتوانی رهبری و قدمه اول وزارت دفاع ملی سبب شده است که هم منابع مالی و انسانی ضایع شود و هم دست‌آوردی در برابر دشمن نداشته باشیم. تمام عملیات‌های تهاجمی‌ را نیروهای ویژه انجام می‌دهند. از این نیروها برای حفظ خطوط دفاعی برخی از ولایات نیز استفاده می‌شود، در حالی که وظیفه ‌این نیروها حفاظت از خطوط دفاعی نیست.
علت ضعف رهبری و سوق و اداره در وزارت دفاع هم عزل و نصب‌های سیاسی است. رییس‌جمهور با در نظرداشت مسایل سیاسی و قومی، عزل و نصب‌ها را در وزارت دفاع تنظیم می‌کند. رییس‌جمهور با در نظرداشت مصلحت‌های سیاسی، وزیر دفاع و رییس ستاد ارتش را برگزید، نه براساس توانایی‌های نظامی‌ و جنگی. در شرایط کنونی، غیر از جنرال مراد کسی دیگری نیست که به جبهات برود و عملیات‌ها را سوق و اداره کند. اگر امریکایی‌ها هواپیما‌های «بی ۵۲» را بار دیگر وارد میدان نبرد افغانستان نمی‌کردند، امکان آن وجود نداشت که حتا مرکزهای ولایات حفظ شود. در حال حاضر حاکمیت دولتی را در مراکز ولایات «بی ۵۲»‌های امریکایی و کماندو‌های ارتش حفظ کرده‌اند. غیر از این دو عامل مجموع وزارت دفاع، مشکل دارد و رهبری این وزارت قادر به کنترول اوضاع نیست.
وزارت داخله هم مشکل جدی دارد. این وزارت توان آن را ندارد تا چند‌قدمی ‌ارگ از افسرانش در برابر چند قلدر دفاع کند. سازمان امنیت ملی افغانستان نهاد با اعتبار و توانا است، اما این نهاد را باید وزارت‌خانه‌های دفاع و داخله پشتیبانی کنند، ضعف رهبری در وزارت‌خانه‌های دفاع و داخله سبب شده است که زحمت‌کشی‌های امنیت ملی هم موثر واقع نشود. ضعف رهبری در وزارت‌خانه‌های دفاع و داخله چنان بیداد می‌کند که طالبان در ساحات پایگاهی‌شان در کندز که اصلا با هلمند یا پاکستان اتصال جغرافیایی ندارد، ابتکار عمل به‌دست گرفته‌اند. اگر ضعف رهبری در وزارت‌خانه‌های دفاع و داخله نمی‌بود، هیچ اثری از گروه طالبان در چهاردره و دشت ارچی کندز باقی نمی‌ماند. اما به‌دلیل ضعف رهبری و ناتوانی جنرال‌های وزارت دفاع، مشکل هر روز جدی شده می‌رود.
برای حل مشکل رهبری در وزارت‌خانه‌های دفاع و داخله، باید رییس‌جمهور و رییس اجرایی تصمیم‌های مهم بگیرند. باید این رهبران در قسمت عزل و نصب‌ها در وزارت دفاع تجدید نظر کنند و آنانی را که توانایی ندارند، از کار برکنار کنند. باید کسانی روی کار بیایند که تجربه و توانایی دارند.

اشتراک گذاري با دوستان :