برای تولد دیگر، باید از دوردست‌ها آغاز شد

- متصدی صفحه: شایان فریور

مجموعه شعر‌های فرح مصطفوی، چند روز پیش با نام «از دور‌دست‌ها آغاز می‌شوم» از چاپ برون آمد. این مجموعه توسط انتشارات امیری به نشر رسیده است. در این مجموعه غزل، دوبیتی، رباعی و تجربه‌هایی هم از نیمایی و سپید موجود است. این نشان می‌دهد که شاعر خواسته است طبع آزمایی‌هایی در اکثر قالب‌های متداول شعر داشته باشد. به روایت تاریخ یک عده از شعر‌ها، بانو فرح دست‌کم ده سال می‌شود که با سرایش سر و کار دارد و نتیجه این تلاش‌ها مجموعه شعری است که اکنون ما در باره‌اش حرف می‌زنیم.
هرچند بانو فرح، شاعر نوکار نیست و هفت- هشت سال، زمان کمی ‌برای پالایش زبان و برون شدن از مشکلات وزن و قافیه نیست. شاید هم من در اشتباه باشم‌، و این شمارش خیلی مردانه باشد. دسترسی به منابع آموزشی‌، راه رفتن به نهاد‌های ادبی و فرهنگی و فرصت‌هایی که باید برای بهترشدن و پربارشدن شعر برای زنان در این سر‌زمین نیاز است، بیشتر از زمانی باشد که مردان به آن نیاز دارند. به هر حال من با مشاهده کتاب حاضر که متعلق به فرح مصطفوی است لازم می‌دانم به چند نکته اساسی اشاره کنم.
بانو فرح، در این مجموعه به‌عنوان انسانی از این جامعه، صاحب درد‌ها و درک‌هایی است که در دل و دنیای هر صاحب درد این سر زمین وجود دارد. او به‌عنوان یک زن در این مجموعه، حرف‌هایی برای گفتن دارد که تنها از زبان یک زن اندیشمند، شنیدنی است. اندیشه ورزی بارز‌ترین مساله در این مجموعه است و این مزیت وقتی بیشتر می‌شود که می‌بینید شاعر تلاش دارد تا با امکانات و ظرفیت‌هایی که‌ در شعر وجود دارد حرفش را بگویید. شاعر حتا در گفتن دو واژه در کنار هم از این تلاش دست بر نمی‌دارد تا مبادا قلمش از شعر به شعار پهلو بخورد. نکته دیگری که در این مجموعه برای من حایز اهمیت بود سبک و زبان منحصر به فرد شاعر است. اگر در این مجموعه غزل است یا شعر سپید‌، اگر دوبیتی است یا نیمایی‌، نشان می‌دهد که از یک قلم تراوش کرده است و ریشه و خون مشترک دارند. متاثر شدن از سبک و روش شاعران برتر یک چیز طبیعی است و تقریبا تمام شاعران تازه‌کار از این مرحله باید عبور کنند. بسیار اتفاق افتاده که شاعری تمام عمر از سایه تاثیر‌پذیری دیگران برون شده نتواند و رنگ و بوی کار شاعران برتر را در آفریده‌های او مشاهده کرد و از این دست شاعران در کشور ما کم نیست چه در نسل‌های گذشته و چه در نسل نو، ولی هرچه بوده فرح مصطفوی توانسته است به این امر مهم دست یابد و این دست‌آورد کمی در کار و بار شعر نیست.
اما این مجموعه مشکلاتی هم دارد که شمار آن‌ها کم‌تر از مزیت‌هایی نیست که بر شمردم. یکی از مشکلات کلان این مجموعه ویراستاری آن است. علایم سجاوندی و نشانه‌گذاری‌ها در آن بیجا و نادرست به کار رفته است و اشتباهات دستوری و نگارشی‌، به وفور در این مجموعه موجود است. تا قبول نکنیم که ویرایش یک کار مسلکی است و به آن به‌عنوان یک کار ذوقی توجه داشته باشیم روزگار کتاب و کتابت ما چنین خواهد بود. اگر بر تارک غزل نوشته باشد «رباعی» و عنوان رباعی «دوبیتی» باشد‌، این اشتباه بیشتر از ویراستار است تا شاعر.
مراعات کردن وزن و قافیه برای شعر‌های موزون مثل غزل و دوبیتی و رباعی. .. از اصول اولیه است و شاعر باید آن را مثل اوراد از بر داشته باشد و به کار ببندد. کوتاهی در این زمینه، مستقیم به شعر و شاعر صدمه می‌زند و از اعتبار هر دو می‌کاهد. متاسفانه در این مجموعه این‌جا و آن‌جا هردوی این مشکلات خودش را نشان می‌دهد.
چیزی‌که برای شعر بیشتر اهمیت دارد زبان شعر است. زبان به‌عنوان مجموعه امکاناتی که یک کلام را شعر می‌سازد و هر شاعری به اندازه توان و توشه خود از آن بهره می‌برد‌، نشان می‌دهد ما چقدر توانسته‌ایم از این ظرفیت بزرگ استفاده بجوییم. میزان استفاده ما از ظرفیت زبان، برابر است به شعری که می‌آفرینیم. متاسفانه بانو فرح با قریحه خوب شاعرانگی‌ای که دارد کم‌تر زحمتی را برای شعر‌هایش در این قسمت متقبل شده است. ابهام در جملات و عبارات‌، ترکیب‌های نه‌چندان خوب‌، حضور حشو‌های فراوان‌، استفاده‌های بیجا از کلمات و گویش‌ها‌یی که برای خواننده شعر آشنا نمی‌نمایند، در کل سبب شده است که اندیشه میان واژه‌ها سرگردان باشد. کار شاعر یافتن یک سوژه شاعرانه نیست. کار اصلی و مهم شاعر، حل کردن سوژه شاعرانه در رگ و پی واژه‌ها است. متاسفانه بانو فرح این قسمت مهم را ساده گرفته است و کم‌ترین کاری برای آن انجام داده است. با همه ‌این احوال، فرح مصطفوی سرشار از شور و شعور شاعرانه است، هر کار نخستینی با تفاوت‌هایی از این کاستی‌ها مبرا نیست. مهم این است که بانو فرح این شعور شاعرانگی‌اش را در کار بعدی با وسواس بیشتری به کار بندد، تا ما ایمان بیاوریم که شاعر «از دور‌دست‌ها آغاز می‌شوم» در مسیر یک تولد دیگر است.

اشتراک گذاري با دوستان :