روایت تلخ
چگونگی رویداد خونین دهمزنگ

- سهیلا وداع خموش

قامت‌شان را بلند کرده بودند تا با آخرین قدرت و نیرویی که در بدن داشتند، صدای عدالت‌خواهی را از حنجره‌های‌شان بیرون کنند، اما ناگهان صدای هیبت‌ناکی نگذاشت تا حرف‌های ناگفته‌شان را بیان کنند. نقش بر زمین شدند و شیار‌های خون یکجا با آرمان‌های‌شان از بدن‌های پاره‌پاره‌شان بیرون جهید. تعدادی برای ابد خاموش شدند بدون این‌که قاتل خون آشام‌شان را بشناسند. تعدادی هم خاطره تلخ این روز شوم را با بدن زخمی‌ تا زنده هستند، حمل خواهند کرد.
عقربه‌های ساعت درست ۲:۴۵ دقیقه بعد از چاشت را نشان می‌داد که ناگهان صدای مهیبی بلند شد و سپس این صدا فاجعه انسانی آفرید. ثانیه‌ها در گرو زمان توقف کرد و همه‌جا را خاموشی فرا گرفت، اما لحظاتی بعد، این خاموشی جایش را به ناله‌های دل‌خراش سپرد. در میان دود و غبار از هر گوشه صدای درد و ناله‌های جانکاه بلند شد و سپس آژیر آمبولانس‌ها.
این حادثه درست زمانی به وقوع پیوست که روز شنبه ۲ اسد هواداران جنبش روشنایی در یک حرکت مدنی می‌خواستند در منطقه دهمزنگ کابل عدالت‌خواهی کنند. گفته می‌شود سه فرد انتحار‌کننده خود‌شان را در میان این اجتماع بزرگ رسانیده و مواد انفجاری همراه خود را منفجر ساختند.
به اساس آمار‌های وزارت امور داخله، کشته‌گان این رویداد هشتاد تن و زخمیان ۲۳۱ تن بوده‌اند.
این در حالی است که خلاف روز‌های دیگر، محوطه شفاخانه عاجل ابن سینا در کابل تعداد زیادی از زنان،‌ مردان و کودکان به چشم می‌رسند که اشک می‌ریزند و بی‌صبرانه در انتظار بهبود عزیزان‌شان به سر می‌برند و با آن‌‌که یک روز از این حادثه می‌گذرد، اما هنوز هم اشک از چشمان‌شان جاری است.
در یکی از اتاق‌های این شفاخانه، زنی به چشم می‌خورد در حالی که قطرات اشکش بدون وقفه از چشمانش جاری بود و دانه دانه به‌صورت بیمار می‌نشست، ایستاد بود. سرش را خم کرده و دست به‌صورت مرد جوان می‌کشید و او را دلداری می‌داد.
درست شش ماه از ازدواج‌شان می‌گذرد و اکنون که شوهرش را با این وضعیت در مقابل چشمانش می‌دید، نمی‌توانست احساساتش را کنترول کند.
نامش رفیعه است و در غرب کابل زندگی می‌کند. او می‌گوید: «صبح شوهرم به‌خاطر پیدا کردن لقمه‌نانی به شهر رفت. در آن‌جا دست‌فروشی می‌کند. ساعت دوونیم بعد از چاشت بود که زنگش آمد و گفت در راه است و دیرتر به خانه می‌رسد. وقتی از وقوع انفجار در دهمزنگ خبر شدم، برایش زنگ زدم اما گوشی‌اش را بر نداشت. او از ناحیه پا و شکم زخمی ‌شده بود.»
او می‌افزاید: «مرا به توتاپ و برق چی، شوهرم یک غریب‌کار بود و از راه می‌گذشت. دولت باید امنیت را می‌گرفت {تامین می‌کرد} و به خواست‌های مردم و نیازمندی‌های مردم گوش می‌داد و عمل می‌کرد. امروز که شوهرم به این حالت است و از امنیت جانی خودم و عزیزانم مطمین نیستم،‌ این زندگی نیست.»
شوهرش که عبدالرووف نام دارد دو عملیات جراحی را پشت سر گذاشته است. رفیعه می‌گوید: «شب گذشته شوهرم با مرگ و زندگی دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد، ولی حالا به فضل خداوند تا حد زیادی بهترشده است.»
در همین حال، عبدالرووف که به سختی حرف می‌زد می‌گوید: «از سر کار برگشته بودم و می‌خواستم در منطقه دهمزنگ کابل در موتر‌های برچی سوار شوم، از دور دیدم که زن چادری داری از قسمت لیسه حبیبیه به اجتماع جنبش روشنایی نزدیک می‌شود، هنوز چند قدم دور نشده بودم که ناگهان صدای وحشتناکی بلند شد و به دویدن شروع کردم ، هنوز راهی را نرفته بودم که ناگهان ضعف کردم.»
او چشم دید خود را از صحنه انفجار چنین حکایت می‌دارد: «هر طرف انسان به روی زمین افتاده بود و در خون خود غلط می‌زدند. من شاهد جسد کودک ۱۲ ساله‌ای بودم که مغزش متلاشی شده بود. مردی سینه‌اش شگافته شده بود و در اولین لحظات انفجار جان سپرده بود. بالاخره نقش بر زمین شدم، احساس تشنگی می‌کرد و چشمانم را باز نگهداشته نتوانستم. وقتی به هوش آمدم خود را در شفاخانه یافتم.»
او می‌گوید: «دولت در قسمت گرفتن {تامین} امنیت در چنین روز واقعا کوتاهی کرده است. چون زمانی‌که صبح به وظیفه می‌رفتم، تعداد سربازان امنیتی در ساحه و حتا در شهر بسیار کم به‌نظر می‌رسید. این خودش کوتاهی را نشان می‌دهد.»
خواست عبدالرووف از دولت این است که هرچه عاجل عاملان این رویداد خون‌بار را بازداشت به مجازات برساند و در ضمن به خواست‌ها و نیاز‌های اساسی مردم توجه کند.
در همین حال، محمد یکی از کارمندان تنقیص‌شده وزارت ترانسپورت و هوانوردی می‌گوید: در زیر خیمه تحصن نشسته بودیم که ناگهان دو انفجار در فاصله کمی به وقوع پیوست. به روی زمین افتاده بودم، سرم را بلند کردم همه نقش زمین بودند و به چشم‌های خود دیدم که حدود شصت یا هفتاد تن به روی زمین غلطیده بودند.»
او که از ناحیه پا و شانه‌اش زخم برداشته بود، می‌افزاید: «وقتی آقای خلیلی از برگزاری مظاهره پا کشیده بود، باید به ما اطلاع می‌داد تا این حادثه خونین رخ نمی‌داد و مردم بی‌گناه کشته نمی‌شدند. ما طبق اطلاع قبلی به دهمزنگ جمع شده بودیم.»
او می‌گوید که در قدم اول، باید امنیت افراد تامین شود، سپس کسانی‌که گرداننده این گونه تظاهرات بودند، باید از چگونگی وضعیت امنیتی، مردم را آگاه می‌دادند، حال آن‌که قبلا مساله امنیتی خوب ابلاغ نشده است. باید مساله امنیت خیلی جدی گرفته شود. در ضمن باید حقوق مردم تامین شود تا مردم مجبور به کشیدن صدا نشوند.
نصرالله، باشنده دشت برچی کابل که پیشه کارفرمایی ساختمان را به دوش دارد، می‌گوید: «ما زیر خیمه نشسته بودیم که صدای انفجار بلند شد، همه جا را خون گرفت و هر طرف اجساد به چشم می‌رسید. صدای شلیک مرمی‌ و انفجار دومی ‌نیز به گوش رسید. همین قدر به یاد دارم که چند فرد سر رسیدند و مرا سوار به یک موتر کرده به شفاخانه انتقال دادند، بعد از هوش رفتم.»
او افزود: «در زمینه وقوع حادثه دولت صد در‌صد مسوول است، باید امنیت کامل مظاهره‌کنند‌گان تامین می‌شد، حال آن‌که دنبال حق خود برآمده بودیم. خواست‌های ما ملی بود نه فردی. وضعیت امنیتی در همه‌جا خراب است. باید جلو ورود افراد انتحاری در شهر گرفته می‌شد.»
در همین حال، بصیر عزیزی، سرطبیب شفاخانه عاجل ابن سینای کابل می‌گوید: «روز شنبه حوالی ساعت دووچهل دقیقه به تعداد ۵۶ زخمی ‌به شفاخانه انتقال یافت. از این تعداد به تعداد ۱۳ تن فوتی ثبت این شفاخانه شدند. از جمله زخمیان ۵ نفر به نسبت شدت زخم‌های‌شان جان دادند.»
او می‌گوید: «با انتقال قربانیان این حادثه به بخش عاجل، کارمندان دست به کار شده و با امکانات دست داشته به زخمیان رسیدگی کردند. فعلا وضعیت عمومی ‌زخمیان خوب است و برخی از این زخمیان من‌حیث ارتباط به شفاخانه‌های دیگر و یا بخش‌های دیگر این شفاخانه معرفی شدند.
به‌گفته سرطبیب شفاخانه ابن سینا، اکثر مراجعان مرد‌ها بودند، اما دو کودک نیز در میان زخمیان وجود داشتند که زخم‌های سطحی برداشته و بعد از مدوا رخصت شدند.
به باور او، بخش عاجل به‌صورت ۲۴ ساعته فعالیت داشته و با امکانات خوبی به زخمیان حادثه دهمزنگ رسیدگی صورت گرفته است.
در همین حال، رییس شفاخانه استقلال کابل گفته است که در این شفاخانه به تعداد ۹۰ زخمی ‌انتقال یافته‌اند که به‌شکل درست به آنان رسیدگی شده است.
وزارت صحت عامه کشور می‌گوید که در رویداد دهمزنگ، به تعداد ۶۴ تن کشته و ۲۳۵ تن مجروح ثبت شفاخانه‌ها شده‌اند.
در همین حال، سازمان ملل با انتشار اعلامیه‌ای گفته است که در این حادثه ۷۳ تن کشته و ۲۹۱ نفر دیگر زخمی شده‌اند.
از سوی دیگر داکتر سلیم رسولی، رییس شفاخانه‌های مرکز وزارت صحت عامه کشور می‌گوید: «این‌که مردم و نهاد‌های دیگر ارقام را بیشتر از این می‌دانند، مربوط خود‌شان است. اما ارقامی‌ را که وزارت صحت اعلام داشته است، رسمی ‌بوده و از روی اجساد و تعداد زخمیان می‌باشد. خود ما در ساحه حضور داشتیم، در شفاخانه‌های دیگر مراجعه کردیم و از نزدیک این ارقام گرفته شده است.»
به‌گفته او، تعداد زیادی از اجساد به خانواده‌های‌شان تسلیم داده شده است، اما تعداد اجساد دیگر که قابل شناخت نبوده‌اند، هنوز هم در شفاخانه‌های وزیر اکبرخان، علی‌آباد، استقلال و شفاخانه سردار داوود‌ و غیره جا‌به‌جا شده‌اند که در صورت مراجعه خانواده‌های‌شان، این اجساد به آنان تسلیم داده خواهد شد.
او می‌افزاید که وضعیت عمومی ‌زخمیان خوب است و کسانی‌که وضعیت خوبی نداشتند، اکنون از وضعیت قناعت‌‌بخشی برخوردار اند.
از جانب دیگر، مراسم تشییع جنازه‌ی قربانیان دهمزنگ، دیروز برگزار شد.
اعضای رهبری جنبش روشنایی در مراسم تشییع جنازه‌ی قربانیان حمله‌ی مرگبار روز شنبه گفتند که خواست‌های آنان پابرجاست و حرکت‌های مدنی‌شان به منظور تامین خواست‌های‌شان ادامه خواهد داشت.
در همین حال، اشرف غنی، رییس‌جمهور کشور این حمله را به شدت محکوم کرده و تاثیرات عمیق خود را ابراز داشت و به نهاد‌های مسوول در این بخش دستور داد تا تحقیقات همه‌جانبه را در مورد چگونگی وقوع این انفجار انجام دهند و عاملان آن را شناسایی و به پنجه قانون بسپارند.
غنی تاکید کرد که مقصر حادثه چه دولت باشد و یا بیرون از حکومت مورد مجازات قرار خواهد گرفت.
وی در سخنرانی‌ای که در ارگ داشت، گفت: «یک کمسیون ویژه به شمول لوی‌سارنوالی وقوع این حادثه را بررسی خواهد کرد تا عاملان آن شناسایی شوند.»
در همین حال، رییس‌جمهور روسیه، سفارت ایالات متحده در کابل، نمایندگی سازمان ملل یوناما در افغانستان نیز این حمله را محکوم کردند.
نمایندگی سازمان ملل طی خبرنامه‌ای گفته است که «حمله‌ای که در چهار راهی دهمزنگ رخ داد، تلفات تکان‌دهنده انسانی به‌جا گذاشت. این حمله با آماج قراردادن مردم بی‌گناه در جریان یک مظاهره مسالمت‌آمیز نشانی از بربریت و حمله بر آزادی بیان است.»
در این خبرنامه آمده است که «حمله‌ای که به‌گونه عمدی تعداد بسیاری از غیرنظامیان را هدف قرار می‌‌دهد، جرایم جنگی است. این حمله جنایت نابخشودنی است و قابل توجیه نمی‌باشد.»
گفتنی است که مسوولیت این حمله را گروه داعش به عهده گرفته است.
این در حالی است که حمله انتحاری زمانی به وقوع پیوست که هزاران تن از اعتراض‌کنندگان در چهار‌راهی دهمزنگ کابل تجمع کردند تا اعتراض‌شان را در رابطه به انتقال برق ۵۰۰ کیلو‌ولت از مسیر سالنگ به‌جای بامیان به دولت برسانند.

اشتراک گذاري با دوستان :