تاثیر تغییر اقلیم
بر حقوق بشر

- مریم حسینی

پیامدهای گوناگون تغییرات آب و هوا به سرعت در حال افزایش است و بیشترین تاثیرات منفی آن بر روی مردم فقیر و مردمی‌است که در اطراف شهرهای بزرگ و کوچک در گوشه و کنار جهان زندگی می‌کنند، می‌باشد. این وضعیت، نابرابری‌های بشری موجود را بیشتر و آسیب‌پذیرتر می‌سازد. چرا که این جوامع به‌دلیل فقر، کم‌تر قادر به سازگاری با وضعیت برآمده از تاثیرات منفی تغییرات اقلیم استند و این امر باعث شده که موضوع تغییرات آب و هوا و حقوق بشر بیشتر در هم بیامیزد، زیرا پیامدهای تغییرات آب و هوا باعث افزایش تنش‌های حقوق بشر نیز می‌شود.
در این میان قوانین حقوق بشری موجود، بهترین پاسخ جهت رسیدگی به این چالش برقراری عدل و انصافی است که در اثر پیامدهای تغییرات آب و هوایی در حال از بین‌رفتن می‌باشد.
تغییر اقلیم علاوه بر این‌که به شیوه‌های مختلف، مانند ازدست‌دادن زمین‌های زراعتی و کمبود آب بر روی معیشت مردم اثر گذاشته، با ایجاد تنش و درگیری، امنیت مناطقی از جهان را نیز بر هم زده است.
این ناامنی‌ها، اختیار و آزادی افراد در کسب حقوق بنیادین بشری مانند حق داشتن محیط‌زیست سالم، حق داشتن تابعیت و برخورداری از کم‌ترین امکانات زیستی را محدود کرده و مانع از تحقق حقوق بشر وتامین امنیت افراد نیز شده است.
عزت‌الله صدیقی، کارشناس محیط‌زیست می‌گوید هر منبعی مانند طبیعت، معادن، آب، خاک، محصولات زراعتی و هوا را که انسان مورد استفاده قرار می‌دهد، همه و همه در محیط‌زیست قرار دارد و از محیط‌زیست به‌دست می‌آید. به این لحاظ زمانی که محیط‌زیست بر اثر فعالیت‌های انسان‌ها متاثر و آلوده می‌شود و روند طبیعی در اثر فعالیت‌های صنعتی انسان‌ها مختل می‌شود این موارد روی حقوق بشر تاثیرات خود را دارد. این همان جهت طبیعی آن است اما از نظر دیگر زمانی‌که کشورها از منابع طبیعی و معادن سرشار خود به شکل پایدار و درست استفاده نکنند و صرفا فواید اقتصادی آن‌ها را در نظر نگیرند زیرا این موضوع می‌تواند در آینده حقوق بشر را پایمال کند.
وی می‌گوید پولی که از استخراج معادن به‌دست می‌آید باید به‌شکل مساویانه و برای انکشاف متوازن بین مردم در پروژه‌های عام منفعه تقسیم شود.
عزت‌الله صدیقی می‌گوید: «در جهان مثال‌های خوب از کشورهایی داریم که معادن زیادی دارند اما مردم آن کشور‌ها بعد از استخراج هم‌چنان فقیر و غریب باقی مانده‌اند. از طرف دیگر مردمی‌ که دارای اقتصاد خوب استند، در مناطق خوب زندگی می‌کنند. از آب پاک استفاده می‌کنند. از هوای پاک بهره‌مندند. اما از آلودگی‌هایی که تولید می‌شود، مردمی‌رنج می‌برند که فقیر اند و امکانات ندارند. آسیب‌ها بیشتر متوجه مردمی ‌است که دورتر از ساحات شهری زندگی می‌کنند و به آب صحی دسترسی ندارند. به هوای پاک دسترسی ندارند. خاک ملوث است و مشکلات محیط‌زیستی دیگر هم برای این مردم ایجاد می‌شود. یعنی از چندین جهت مردم فقیر و اطراف شهر‌ها آسیب‌پذیراند و از موضوعات محیط‌زیستی و طبیعی در صورتی که دولت‌ها و سازمان‌ها برنامه‌های منظمی ‌نداشته باشند رنج می‌برند و حقوق‌شان پایمال می‌شود.»
این کارشناس محیط‌زیست به تغییر اقلیم و اثر آن روی نقض حقوق بشر اشاره می‌کند و می‌گوید: «تغییر اقلیم ساخته دست بشر و یک پدیده جهانی است. مرز‌های سیاسی را به رسمیت نمی‌شناسد و شهر و روستا و مناطق فقیر و غنی را نمی‌شناسد و تمام جهان را متاثر می‌سازد. ولی مشخصا اگر روی تغییر اقلیم صحبت کنیم، بر اساس تحقیقات و مدل‌های جهانی که در این باره ارایه شده، تغییر اقلیم تاثیر مستقیم روی منابع مانند آب، خاک، زراعت و انرژی دارد اما در افغانستان بخش‌هایی که از تغییر اقلیم متاثر می‌شوند زراعت، آب، انرژی و صحت‌اند. این‌ها بخش‌های عمده‌ای هستند که در اثر تغییرات اقلیم در آینده در افغانستان آسیب می‌بینند. هرچندکه اکنون هم این بخش‌ها متاثر شده‌اند؛ اما در آینده می‌تواند تاثیرات مستقیم زیادی را روی این منابع داشته باشند که در هر صورت اگر برنامه‌ای دقیقی برای کاهش اثرات تغییر اقلیم از سوی دولت و سازمان‌های بین‌المللی در این زمینه وجود نداشته باشد، حقوق بشر به‌شکل وسیع‌تری نقض می‌شود زیرا مردم در کشور ما بیشتر با این منابع و به‌خصوص زراعت و آب و خاک سر و کار دارند و در صورت کمبود و یا آلودگی این منابع، زندگی و صحت مردم خراب شده و این خودش نقض حقوق بشر است.»
وی می‌افزاید از این لحاظ تغییر اقلیم یک پدیده حاد است، اما دولت‌ها و سازمان‌های مسوول، مسوولیت دارند که هم برای سازگاری با تغییر اقلیم و هم برای کاهش تاثیرات منفی آن آمادگی داشته باشند. باید در بخش‌هایی که در بالا نام برده شد، پروژه‌هایی اجرا شود. برنامه‌های دراز‌مدت در نظر گرفته شود و یکسان برای تمام مردم کشور خدمات ارایه شود.
وی می‌گوید مردم فقیر هم از تغییر اقلیم و هم از آلودگی‌های محیط‌زیستی به‌دلیل نداشتن امکانات بیشتر متاثر می‌شوند و حقوق‌شان بیشتر نادیده گرفته می‌شود.
اما چه باید کرد؟
عزت‌الله صدیقی، در این باره می‌گوید وظیفه دولت، اداره‌های مسوول و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی است که باید برنامه‌ها و طرح‌هایی داشته باشند. سالانه در این باره میلیاردها دالر جمع‌آوری می‌شود و باید با کشورهایی که از پدیده تغییر اقلیم زیاد متاثر شده و آسیب دیده‌اند، مساعدت مالی و تخنیکی شود. این مساعدت‌ها خیرات کشورهای ثروتمند نیست بلکه حق کشورهای فقیر و غیر‌صنعتی است. این حق کشورهای غیر‌صنعتی است تا بتوانند از مساعدت‌های جهانی در زمینه مبارزه و کاهش اثرات منفی تغییر اقلیم و در نهایت برای بهبود وضع محیط‌زیست با اجرای برنامه‌های ملی به‌صورت محلی‌تر استفاده کنند.
وی می‌گوید در کنفرانس پاریس یا کاپ ۲۱، تعهداتی صورت گرفت اما وظیفه دولت افغانستان است که چگونه می‌تواند این مساعدت‌ها را با طرح‌ها و برنامه‌های جامع جلب کند. چون تعهد از سوی کشورهای صنعتی داده‌شده اما این تعهدهای مالی برای طرح‌های کامل و جامعی است که مشخصا در زمینه مبارزه با تغییر اقلیم و کاهش اثرات آن داده می‌شود. افغانستان باید در بخش‌های انرژی، آب، زراعت، صحت، صنعت و شهر‌سازی، برنامه‌های منظم داشته و آن‌ها را به کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد ارایه کند.
صدیقی به موضوع نقش و سهم مردم در تحقق حقوقی که از تغییر اقلیم پایمال‌شده اشاره‌کرده و می‌گوید: «این یک موضوع خوبی است. جامعه مدنی و کمیسیون حقوق بشر نقش موثری برای احقاق حقوق بشری مردم می‌توانند داشته باشند این نهادها می‌توانند بر روی دولت، اداره‌ها و سازمان‌های مسوول از طریق داشتن برنامه‌های مفید و کارساز فشار وارد کنند و هم‌چنان دولت باید به منابع مالی و تخنیکی دسترسی پیدا کند تا افغانستان بتواند در دراز مدت با تغییر اقلیم مبارزه کند.
وی می‌گوید: «این یک سوی قضیه است و روی دیگر زمانی است که ما پروژه می‌گیریم نقش مردم در پروژه‌ها بسیار مهم است. اگر همکاری مردم نباشد ولو این که ما منابع مالی و تخنیکی داشته باشیم اما مردم محل و ساکن در محل اجرای پروژه‌های محیط‌زیستی همکاری نکنند و یا آگاهی نداشته باشند این پروژه‌ها ناکام خواهند ماند. از این نظر نقش مردم بسیار مهم است و باید دولت برای این موضوع هم برنامه‌هایی را روی دست بگیرد یعنی دولت باید برای مردم در زمینه اثرات منفی تغییر اقلیم و برنامه‌های سازگاری با آن و آگاهی از حقوق‌شان از طریق وزارت‌خانه و اداره‌های مسوول برنامه‌ریزی و توجه مردم را به این موضوع جلب کند. دولت باید با مردم کار کند و به مردم آگاهی بدهد. زیرا در قانون محیط‌زیست در چندین ماده‌اش آمده است که باید با مردم از هر گروه و قشر کار شده و به آن‌ها در پروژه‌ها سهم داده شود. اما جامعه مدنی و رسانه نقش بارزتری در آگاهی رسانی به مردم دارند اگر این نهاد‌ها با مردم رابطه‌ای محکمی ‌داشته باشند و مردم به آن‌ها اعتماد داشته باشند، کار آگاه‌رسانی در هر زمینه به آسانی انجام می‌گیرد و اگر دولت برنامه منظمی‌ برای سازگاری با تغییر اقلیم و یا کاهش اثرات منفی آن نداشته باشد روز به روز حقوق بشر از نظر صحت و معیشت و حق داشتن زندگی سالم بیشتر تلف می‌شود.

اشتراک گذاري با دوستان :