پاکستان
خواهان دولتـی مقتـدر در کابل نیست

- نویسنده: پرویز هودبهوی برگردان: ضیا صادق منبع: دان

کشته‌شدن ملا منصور، رهبر طالبان توسط حمله هواپیمای بدون سرنشین امریکایی در قلمرو پاکستان، خشم این کشور را بر انگیخته است. هنگامی که مقام‌های ارشد نظامی امریکا راحیل شریف، رییس ارتش پاکستان را در راولپندی ملاقات کردند، او نارضایتی عمیق خود را از این حمله بیان کرد. وی گفت که ملا فضل‌الله، رهبر تحریک طالبان پاکستان و سایر مقام‌های ارشد این گروه نیز باید هدف قرار گیرند. این گروه با شبکه القاعده ارتباط داشته و تاریخ سرشار از جنایت دارد، که خشونت‌های زیادی را برضد مردم پاکستان، اطفال و نیروهای ارتش این کشور انجام داده است. این تقاضا در سراسر پاکستان مورد استقبال قرار گرفته است.
در صورتی که ملا فضل‌الله هم‌چنان به فعالیت‌هایش ادامه دهد، روزی مورد هدف قرار خواهد گرفت. اما درخواست جنرال شریف شماری از مسایل نگران‌کننده را بیان می‌کند. در حالی که عزاداری ملا منصور تمام نشده است، درخواست این جنرال پاکستانی برای هدف‌قراردادن ملا فضل‌الله، یک موضوع متناقض را نشان می‌دهد. در حالی که فضل‌الله مربوط به پاکستان بود و ملا منصور از افغانستان است. گروه‌های مربوط به این دو شخص نیز یکسان نیست، اما مشترکات قومی و فکری دارند.
شباهت‌هایی میان این دوگروه وجود دارد. هر دو گروه مخالف دموکراسی و دارای یک ایدیولوژی مذهبی‌اند. آن‌ها باور دارند که قوانین اسلامی باید پیاده، شود. هر دو افراد ملکی را مورد حمله قرار می‌دهند، به‌گونه مساویانه از حملات انتحاری استفاده می‌کنند و در صورت بازداشت مخالفان‌شان، سر از تن آن‌ها جدا می‌سازند. در حالی که طالبان ادعا دارند بر ضد امریکایی‌ها در افغانستان می‌جنگند، تحریک طالبان پاکستان نیز ارتش این کشور را یک ارتش متحد امریکایی می‌داند.
راحیل شریف موضوع نقض حاکمیت پاکستان را بلند کرده است. اما این موضوع نیاز به بررسی دقیق دارد. در علوم سیاسی، حق حاکمیت به معنای داشتن کنترول موثر می‌باشد. براساس این تعریف، حمله هواپیمای بدون‌سرنشین و سایر حملات در قلمرو قانونی یک کشور، در واقع به معنای نقض قوانین بین‌المللی است. اما در صورتی که پاکستان این موضوع را به دیوان بین‌المللی دادگستری مطرح می‌کرد، عاری از مشکلات نبود. حقیقت این است که طالبان افغانستانی به‌گونه آزادانه، از ۱۵ سال به این‌طرف، از قلمرو پاکستان برای حملات‌شان در داخل افغانستان و مناطق مرزی استفاده می‌کنند. برعلاوه، رهبران این گروه در کویته و پاکستان زندگی می‌کنند که این موضوع می‌تواند به شکل گسترده‌ای این ادعای پاکستان مبنی بر نقض حاکمیتش توسط امریکا را ضعیف سازد.
کشته‌شدن ملا منصور نتیجه فرضیه‌ای جدید است که طالبان دیگر در میز مذاکرات صلح حاضر نخواهند شد و پاکستان نیز علاقه به اشتراک آن‌ها در مذاکرات صلح ندارد. موید یوسف، یک فرمانده ارتش پاکستان می‌گوید، پس از سال‌ها امریکایی‌ها سر‌انجام دریافتند که پاکستان دوست ندارد یک دولت مقتدر در کابل وجود داشته باشد. یعنی پاکستان خواهان دولتی مقتدر در کابل نیست.
در اوایل، درک امریکا از پاکستان به‌شکل دو پاکستان جداگانه بود، نخست پاکستانی که می‌توانست از کمک‌های امریکا بهره‌مند شود. مثل دادن هواپیمای F-16 و دیگر کشوری که از طالبان حمایت می‌کند. حالا درست یا اشتباه، امریکا حالا تنها یک پاکستان را می‌بیند که بخشی از مشکل است، نه راه‌حل. یوسف می‌گوید که پس از این، به‌شدت دنبال گفتگو با مخالفانش می‌باشد. او می‌گوید: «کابل به تنهایی روی مراکز جنگی تمرکز کرده است.»
اما پاکستان قطعا احساس خطر می‌کند که رابطه خوبی که همراه چین دارد را از دست بدهد و در میان همسایه‌ها بدون دوست باقی بماند و در تمام جهان با سو ظن دیده می‌شود. ایران، افغانستان و بنگله‌دیش، همه کشورهای مسلمان‌اند و پاکستان به‌عنوان یک کشور مسلمان می‌تواند از این روابط به‌‌گونه خوب استفاده کند. از نگاه سیاست خارجی نیز پاکستان راه درستی را در پیش نگرفته است: نیروهای نظامی افغانستان و پاکستان همین چند روز پیش در منطقه‌ی مرزی این دو کشور به نبرد پرداختند، در حالی که هند مصروف اعمار پروژه‌های زیربنایی در افغانستان است. کار‌کردهای هند با موجی از سپاس‌گزاری‌های مردم افغانستان مواجه شده است. مردم افغانستان می‌گویند: هند برای ما بند برق می‌سازد، پاکستان برای ما طالب می‌فرستد.
روابط پاکستان با طالبان چی را بیان می‌کند؟ جواب این سوال زیاد خوشحال‌کننده نیست. از چندین دهه به این‌سو، سیاست خارجی پاکستان در هر بخش بر ضد هند بوده است. صرف نظر از این‌که چنین سیاستی ممکن است ضربه‌ای به خود این کشور بزند. در دهه ۱۹۹۰ جنرال میرزا اسلم، خواهان ساختن استراتژی عمیق به کمک طالبان در داخل افغانستان بود.
از قربانی‌های دیگر این‌گونه پالیسی، به سردی‌گراییدن روابط ایران و پاکستان است. اگرچه روحانی در ماه مارچ از اسلام‌آباد دیدار کرد، اما تغییرات زیادی به‌وجود نیامد. ساخت بندر چابهار از سوی هند و ایران نتیجه همین پالیسی اشتباه است.
همسایه‌ها با یک‌دیگر بر سر‌زمین و آب مشکل داشتند و یا شاید این مشکلات ناشی از بازارها و تاثیرات جهانی نیز باشد. شماری از این اختلافات راه‌حلی ندارند، اما رهبران باید راه‌حل برای آن پیدا کنند، به‌گونه مثال یکی از آن راه‌حل‌ها می‌تواند موافقت در برنامه‌های تجارتی و باز نگهداشتن چینل‌های ارتباطی باشد. این‌گونه سیاست در حال حاضر از سوی کشورهای امریکا، چین و هند به پیش برده می‌شود. حتا عربستان نیز از این روش استفاده می‌کند، این کشور با نریندرا مودی رابطه داشته و با اسراییل هم اتحاد دارد. علی‌رغم کشیدگی‌ها میان هند و پاکستان، پاکستان باید از راه‌های عملی و سیاسی با هند وارد مذاکره شود، عادی‌سازی روابط میان این دو کشور ممکن است.
در صورتی که روابط هند و پاکستان بهبود پیدا کند، روابط ضعیف پاکستان با همسایه‌های این کشور نیز دوباره ترمیم خواهد شد. در حالی که این روابط با افغانستان یک ضرورت است. پاکستان و افغانستان هردو از ناحیه ملیشه‌های تندرو رنج می‌برند، گروه‌هایی که مردم بی‌گناه را مورد هدف قرار می‌دهند. در حالی که پاکستان بیشترین سرباز را در جنگ بر ضد تروریسم از دست داده است نه در جنگ با هند. ملا فضل‌الله ممکن با هواپیمای بدون سرنشین و به‌شکل دیگری از بین برود. اما آن‌چه را برای خود می‌خواهیم، باید آن را برای کسانی‌که در اطراف خط دیورند نیز زندگی می‌کنند، بخواهیم.

اشتراک گذاري با دوستان :