نامه‌ای سرگشاده به رییس‌جمهور
تمام هرات به زیبایی بند سلما نیست

- حبیب‌الرحمان پدرام؛ نماینده مردم هرات در شورای ولایتی

سلام جناب رییس‌‌جمهور!
حال شما خوب است؟ حال ما هرات‌نشینان را اگر جویا باشید، خوب استیم و هم‌چنان گرفتار جلسه‌های بی‌پایان و تشریفات بی‌امان والی صاحب! البته گه‌گداری رییس شورای ولایتی، با مشت‌ها و فیرهای بادیگاردهایش حادثه می‌‌آفریند و آرامش والی صاحب را به هم می‌ریزد، اما با همکاری‌ هم، قضیه را زود ختم می‌کنند و باز همان آش و همان کاسه.

جناب رییس!

بگذارید به‌عنوان یک هراتی، به‌عنوان یک نماینده‌ی جوان با شما راحت‌تر صحبت کنم!
من از ناباورانِ جدی حکومت و دولت شما بودم و اکثریت هراتیان نیز دیدگاهی شبیه من داشتند. اما اکنون طور دیگری می‌بینم: چهره‌‌ی عمل‌گرایانه حکومت شما کم‌کمک در حال آشکارشدن است و ما شاهد پیدا‌شدن نیمه‌ی پنهان و خوش‌رنگ مدیریت شما و مسوولان طراز اول استیم.
پس از رفتن شما و افتتاح بند سلما، جوانان ما چندین شب در خیابان‌ها با شادمانی رقصیدند و کهن‌سالان و روحانیون ما در نمازهای‌شان به حق شما و مودی دعا کردند. باور کنید برخلاف گذشته در هر خانه ذکر خیر شما و حکومت‌تان بود.
ما هرات‌نشینان قدر مهربانی‌ها را می‌دانیم و سپاس‌گزاری بلدیم. ما سپاس‌گزار تکمیل و افتتاح بند سلما استیم و می‌دانیم که کار بند پاشدان نیز مورد توجه شما است و دو سه بند دیگر نیز قرار است ساخته شوند، ما می‌دانیم که خط آهن هرات-خواف، شاید تا پایان سال روان به بهره‌برداری برسد، می‌دانیم که مطالعات فنی خط آهن هرات- تورغوندی آغاز شده، می‌دانیم که پروژه‌ی تاپی طولانی‌ترین مسیرش را از شهر خواجه‌ی انصار می‌گذراند و ازین رهگذر منافعی درازمدت را در اختیار هرات‌نشینان قرار می‌دهد و می‌دانیم و می‌دانیم… و باز هم می‌دانیم که توجه ویژه‌ای به هرات و هرات‌نشینان دارید و شهر ما هر چند گاهی میزبان گام‌های شما است.

آقای رییس‌جمهور!

تمام هرات به زیبایی بند سلما نیست! بگذارید به عنوان نماینده‌ی مردم هرات، از مشکلات هرات برای‌تان قصه کنم. سوا از آن‌چه مطرح شد، هرات چند مشکل عمده دارد:

۱- ضعف حکومت محلی و در راس آن والی به‌‌شدت محافظه‌‌کار

تعیین محمدآصف رحیمی در آغاز، با خوشبینی هراتیان همراه شد اما اکنون پس از گذشت یکسال و اندی، این خوشبینی به صورت جدی رنگ باخته است. مهم‌ترین تلاش والی هرات در تمام دوران ولایت‌داری‌اش، حفظ چوکی مقام ولایت بوده. او در مدتی که آمده چیزی از مشکلات عمده‌ی این ولایت نکاسته و معضلات جدی هرات هم‌چنان پابرجا است.
در دانش‌مندی و صبوربودن آقای رحیمی، شکی نیست. همان‌طور که در دیوان‌سالاری بی‌امان و تشریفات بی‌پایان او شکی نیست. او در برخورد با معضلات و حوادث، هیچ قاطعیتی از خود نشان نداده و ضعف و خنثابودن او موجب گستاخ‌تر‌شدن و جری‌ترشدن زورمندان و تفنگ‌سالاران شده است.
والی صاحب در حالی که رییس شورای نظامی است، هیچ پلانی برای امنیت هرات ندارد و در دورهی اوست که ترورها و اختطافها در هرات به اوج رسیده، در دورهی اوست که به صورت متوسط هر روز یک قتل یا اختطاف داریم، در دوره‌ی او است که در مرکز شهر، رییس سارنوالی را ترور و از دوصد متری ساختمان ولایت، به سوی دفتر کار والی راکت پرتاپ می‌کنند. در دوره‌‌ی اوست که تعصبات قومی دامن زده شده و…
وی در بخش‌های دیگر نیز ناتوان است و هیچ ابتکاری در بخش‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تجارتی و حتا زراعت و مالداری- که زمانی وزیر زراعت بود- از خود نشان نداده است.

۲- برجسته‌شدن چهره‌های زورگوی محلی در تحولات محلی

در هرات تفنگ‌‌سالاران تازه‌‌ای قد علم کرده‌‌اند و در تقابل سیاست‌‌های دولت مرکزی قرار می‌‌گیرند و حکومت محلی را مرعوب خویش کرده‌‌اند. این زورگویان هر روز بر قلدری و خودسری‌‌های خود می‌‌افزایند و از کسی ابایی هم ندارند.
نمونه‌ی بارزش رییس شورای ولایتی است که علنا و عملا در مقابل معرفی آمر امنیت قوماندانی که با مکتوب وزارت داخله آمده بود ایستاد، از معرفی معاون والی که با حکم شما آمده بود، جلوگیری کرد، در موارد مختلف با لشکری از محافظان غیرقانونی به بهانه‌‌های مختلف، عسکر و افسر نهادهای حکومتی را مورد لت و کوب قرار داده و در مورد آخر افسر امنیت ملی را به ضرب گلوله روانه‌‌ی شفاخانه کرد.
– بماند که انتظار داشتیم در مورد اعمال خودسرانه‌‌ی رییس شورای ولایتی و به‌ویژه حادثه‌ی اخیر، شما واکنشی نشان دهید که متاسفانه از شما هم سکوت و لبخند دیدیم.
از عدم قاطعیت والی، زورگویان و قدرتمندان محلی، در هرات فرصت تبارز یافته‌اند و از سستی والی سو‌استفاده می‌کنند و هر روز بر دامنه نفوذ از دست رفته‌‌ی خویش می‌افزایند. بدبین نیستم اما اگر اوضاع همین قسم پیش رود، تا چند سال آینده باید فاتحه حکومت مرکزی را خواند و ما مجبور به تبعیت از قدرتمندان محلی خواهیم بود.

۳- افزایش ناامنی (ترور و قتل، اختطاف، دزدی‌‌های سازمان‌یافته و افزایش فعالیت طالبان)

دقیقا همان روز که شما و نخست‌وزیر هند در تالار شاه امان‌الله غازی سخنرانی‌های پرشوری کردید و ما برای شما و افتتاح بند سلما دست زدیم، طالبان به پنج کیلومتری مرکز ولسوالی کشک کهنه رسیده بودند و هر لحظه امکان سقوط ولسوالی می‌رفت. من همان زمان به احترام گشایش بند سلما و به احترام برهم‌نخوردن شادمانی مردم سکوت کردم، اما امیدوار بودم که شما در جریان باشید. این حکایت چندین ولسوالی هرات از جمله شیندند و گلران و غوریان و… است. طالبان در گلران حضور گسترده‌ای دارند و به جرات می‌توانم بگویم که ۹۰ درصد این ولسوالی در تسلط طالبان قرار دارد. در شیندند دو گروه متقابل طالبان، امان زندگی را از مردم محل گرفته‌اند.
وضعیت در درون شهر هرات نیز تعریف چندانی ندارد. به‌صورت میانگین هر روز یک ترور یا اختطاف داریم و دست کم ده فقره دزدی موتر. وضع بد امنیتی آن‌چنان جدی شده که بسیاری‌ها هنگام برآمدن از خانه، با عیال و خانواده خداحافظی می‌‌کنند و حلالیت می‌‌طلبند که شاید برنگردند!
دقیقا دو هفته پیش از آمدن شما و آقای مودی، از دوصد متری ساختمان ولایت پنج راکت فیر شد و اگر یکی از موشک‌‌ها نیم متر این‌طرف خورده بود، شاید از پنجره وارد دفتر والی هرات می‌شد!

۴- افزایش تعصبات قومی و تقابل‌های فرهنگی

هرات در طول تاریخ، هیچ تقابل جدی فرهنگی‌ای را شاهد نبوده و تعصبات قومی نیز در آن مجال چندانی نیافته است. هرات اکثرا یک‌دست و ساکنانش همیشه مطیع مرکز بوده‌اند. اما در یکی دوسال اخیر و به ویژه در دوره‌ی ولایت‌داری آقای رحیمی، این تعصبات افزایش یافته و جامعه را به‌شدت متاثر کرده است. تعصبات قومی در ولسوالی‌‌ها به اوج خود رسیده است آن‌‌گونه که در شیندند دو گروه طالب عملا به دو گروه قومی تبدیل شده و در ولسوالی‌‌هایی همانند کشک کهنه و… یک قوم طالب شده و قوم دیگر متقابلا در چوکات پولیس محلی درآمده است. در حوزه‌‌ی شهری نیز تقابل‌های فرهنگی نیز، در حال پررنگ‌شدن است وجوانان را مانند گردابی به سوی خویش می‌کشاند.
متاسفانه والی هرات، یا قصدا در تشدید این فضا سهم گرفته و یا هم از کاهلی و سستی‌ نتوانسته این معضل را مهار کند. نمونه‌ی بارزش تابلوی دانشگاه هرات است که رییس شورا با پایین کشیدن تابلو، آتش را شعله‌ورتر و والی صاحب با تعلل و بی‌پروایی در نصب آن، میدان نفاق را گسترده‌تر ساخت.

۵- ولسوالی شیندند

تقسیم شیندند به پنج ولسوالی مبارک است اما:
سرزمین شیندند در گذشته‌های نه چندان دور به‌‌ «اسفزار» مسما بوده و مرکز آن نیز به «سبزوار». این نام‌‌ها که هر کدام بیانگر هویت تاریخی، علمی و فرهنگی این دیار بوده، متاسفانه در طول تاریخ متروک شده و از آن‌جایی‌که حکومت ایران همواره تاریخ را جعل کرده، سرزمین‌‌های تاریخی را به نام خود مصادره کرده و در انتساب شخصیت‌‌های علمی و فرهنگی به نام خود همیشه حریص بوده، شایسته است تا در احیای نام‌‌های تاریخی سرزمین‌‌مان بکوشید و در مقابل جعل‌سازی بیگانگان، هویت تاریخی این سرزمین را برگردانید.
اسفزار و سبزوار هم نام‌‌های تاریخی شیندند استند و هم خاستگاه و زادگاه شخصیت‌‌های بزرگی چون:
مولانا حسین واعظ کاشفی اسفزاری، معین‌‌الدین محمد اسفزاری تاریخ‌‌نویس مشهور دوره‌‌ی تیموریان، قاضی ابوبکر اسفزاری از علمای سده‌‌ی ششم، ابوالقاسم منصور اسفزاری از فقیهان و صوفیان سده‌‌های پنجم و ششم، ابوالعز محمد بن علی اسفزاری، ابوحاتم محمدبن اسماعیل ریاضی‌‌دان و منجم و… اکنون این شخصیت‌‌های برجسته منتسب به ایران استند، چون نام خاستگاه و سرزمین‌‌شان متروک شده است.
پیشنهاد می‌‌کنیم نام‌‌گذاری‌‌ها این‌‌گونه انجام شود:
– بلوک قصبه: ولسوالی سبزوار. زیرا قصبه که اکنون مرکز شیندند است، زمانی مرکز اسفزار بوده.
– بلوک زیرکوه: ولسوالی شیندند. شیندند هویت معاصر این سرزمین است و شایسته است که حفظ شود.
– بلوک پشت کوه: ولسوالی اسفزار. چون مناطقی بخش بزرگی از اسفزار قدیم را در برمی‌‌گیرد و نام اسفزار تاریخی احیا می‌‌شود.
– بلوک زاول: ولسوالی زاول. نامی است تاریخی و با مسما.
– بلوک کوه زور: ولسوالی بیهق یا کَهستان (قهستان). بیهق نامی تاریخی است در نزدیکی اسفزار قدیم و هم‌‌چنین زادگاه بسیاری از بزرگان. کَهستان یا قهستان نیز بارها در تاریخ اسفزار آمده است.
از واکنش شما و حکومت‌تان نسبت به ثبت مثنوی معنوی به‌عنوان میراث مشترک افغانستان و ترکیه، قلبا سپاس‌گزاریم و امیدواریم چنین رفتاری درباره‌‌ی شیندند نیز رعایت شود.

۶- فساد در استخدام رقابتی

استخدام افراد در پست‌هایی که به اعلان می‌رود، کاملن ناشفاف است و با ابهامات و پرسش‌هایی جدی، روبرو است. نمونه‌‌ی بارزش استخدام مشکوکِ بیش از سه هزار تن در احصاییه‌ی هرات بود که بدون هیچ رقابتِ آزاد و امتحان شفافی، استخدام شدند.
۷- از رکود شهرک صنعی و فساد اداری و نبود درست خدمات اولیه‌‌ای مانند پاسپورت، تذکره، برق، آب، خدمات صحی، و … که خبر دارید و یک موضوع دیگر را هم اضافه کنم:
والی هرات هیچ پلانی برای انکشاف شهر هرات ندارد، عملا در مقابل برنامه‌‌های انکشافی شاروالی ایستادگی می‌‌کند و با اصرار فراوان شهردار هرات، هنوز ساحه‌ی شهری را مشخص نکرده است. او در قبال پلان‌‌های شهری نیز مقاومت و مانع ایجاد می‌‌کند. (از شاروال هرات بپرسید…)
جناب رییس‌‌جمهور!
در سه دیداری که شما از هرات داشتید، متاسفانه به من و امثال من فرصت صحبت داده نشد و در سفر پایانی‌‌تان نیز هر چند تصمیم داشتم که دردهای مردم هرات را بدون سانسور فریاد بزنم اما تعجیل شما برای ختم جلسه با وکلای شورای ولایتی، مرا از بیان باز داشت. اکنون آن‌‌چه را لازم بود بدون سانسور و محافظه‌‌کاری گفتم با این باور که شما آدم عمل‌گرایی استید. امیدوارم باورم به خطا نرفته باشد.
به خیر باشید.

اشتراک گذاري با دوستان :