چرا سیاست امریکا در برابر پاکستان در حال تغییر است؟

- محمد زی شان برگردان- حمید خاوری

در یک رویداد کاملا جالب، حکومت اوباما اعلام داشت که به پاکستان در قسمت خرید جنگنده‌ها از امریکا در قالب برنامه کمک مالی نظامی‌خارجی (FMF)، مساعدتی نمی‌کند. پاکستان با امریکا بر سر خرید جنگنده‌های اف ۱۶ به توافق رسیده بود که بر اساس آن، واشنگتن قسمت اعظم مبلغ ۶۹۹ میلیون دالر این معامله در چارچوب برنامه فوق را می‌پردازد. اما اکنون، علی‌رغم توافق قبلی، کاخ سفید اعلام داشت که از کمک‌های مالی به این پروژه‌ی خرید جنگنده‌ها از سوی پاکستان صرف نظر می‌کند. به‌گفته جان کربی، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، «اعضای کلیدی[کانگرس امریکا] مخالفت خود را با برنامه کمک مالی نظامی‌خارجی(FMF) اعلام داشته‌اند.»
عدم حمایت مالی امریکا از پروژه خرید جنگنده‌های اف ۱۶، یکی از نمونه‌های اخیر بی‌باوری واشنگتن نسبت به پاکستان است. اوایل ماه مارچ امسال، دو سناتور برجسته امریکایی، باب کروکر، رییس کمیته روابط خارجی سنا از حزب جمهوری‌خواه، و بن کاردین، از حزب دموکرات، گفتند که از کمک نظامی‌به پاکستان در بخش خرید جنگنده‌های مذکور زمانی حمایت خواهند کرد که پاکستان «رفتار خود را تغییر دهد.» در همین ماه، روز گوته مولر، معیین وزارت امور خارجه امریکا، نگرانی خود را از آوردن سلاح هسته‌ای به میدان جنگ از سوی پاکستان، ابراز داشت.
به این حساب، عدم حمایت مالی امریکا از قرارداد خرید جنگنده‌های اف ۱۶ را می‌توان یکی از کلان‌ترین قربانی‌های خراب‌تر شدن روابط امریکا و پاکستان دانست. در این راستا، طلعت مسعود، جنرال بازنشسته پاکستانی، طی مقاله‌ای در روزنامه اکسپرس تریبون، در مورد معامله خرید بمب‌افگن‌های اف ۱۶ به توضیح جایگاه و اهمیت این طیاره در روابط دفاعی پاکستان و ایالات متحده نگاشت. به نوشته او، «برای پاکستان در سال‌های ۱۹۸۰ میلادی، جنگنده‌های اف ۱۶ نماد اتحاد قدرتمند آن با ایالات متحده و غرب بود.» او در ادامه گفت که «این طیاره‌ها احساس افتخار و اشتیاق ارتش پاکستان برای داشتن بهترین فناوری نظامی‌ را برآورده می‌ساخت… هنوز هم در قسمت بهترین تجهیزات و فناوری‌های نظامی، بدیلی برای محصولات نظامی ‌امریکایی وجود ندارد.»
اما اکنون، روابط و رواداری‌های گذشته در برابر پاکستان تغییر کرده، و به‌نظر می‌آید که شخص رییس‌جمهور امریکا، در تغییر اراده سیاسی واشنگتن نسبت به این کشور نقش عمده دارد. جفری گولد برگ، در مجله اتلانتیک، نگاشت که «اوباما به‌صورت خصوصی این سوال را مطرح کرده است که چرا پاکستان، که به باور او یک کشوری به‌شکل فاجعه‌باری ناتوان و از کار افتاده است، باید به‌عنوان متحد امریکا در نظر گرفته شود؟»
اوباما نباید خشمگین باشد. بسیاری از مردم فراموش کرده‌اند که روابط امریکا با پاکستان در سایه سیاست‌های جنگ سرد شکل گرفت، و نه آن طوری که عموما فکر می‌شود، در جریان یک دهه جنگ با تروریسم. امریکا به‌دنبال مهار کردن و متوازن ساختن قدرت هند به‌عنوان متحد اتحاد شوروی در جنوب‌شرق آسیا بود و به این خاطر خود را به پاکستان نزدیک ساخت. از آغاز جنگ ۱۹۷۱ میان هند و پاکستان، ریچارد نیکسون عمیقا به فکر کمک به یحیا خان، رییس‌جمهور پاکستان، بود که او را «دوست خوب» خود می‌خواند. به این ترتیب، با توجه به تاریخ جنگ سرد، اتحاد حکومت بوش با پاکستان در جریان جنگ با تروریسم یک رویداد تازه و بی‌سابقه نبود. با پایان جنگ سرد، باید امریکا از خیلی پیش، دست به ارزیابی رابطه‌اش با متحدان خود، از جمله پاکستان، می‌زد. پروسه ارزیابی با مانع رو‌‌به‌رو شد. زیرا امریکا از این می‌ترسید که پاکستان شاید خروج عساکر امریکایی از افغانستان را به خطر اندازد و امیدوار بود که این کشور در روند خروج سربازان مذکور مفید واقع شود.
واشنگتن اکنون دریافته است که این تصور غلطی بود. در واقع علت حضور دوامدار امریکا در افغانستان، پاکستان است و نه برعکس. از جانب دیگر، نواز شریف، نخست‌وزیر پاکستان هم ناتوان‌تر از آن است که سیاست حمایت این کشور از جنگجویان در افغانستان را تغییر دهد، و حکومت ملکی‌اش نیز با اتهامات وسیع فساد رو‌به‌رو است. امریکا اکنون درک می‌کند فارغ از این‌که سطح روابط میان دو کشور تا چه حدی خوب است، پاکستان هیچ کمکی به زمینه‌سازی خروج نیروهای امریکایی، و یا ایجاد افغانستان با ثبات نمی‌کند و قصد این کار را نیز ندارد.
البته، هند هم در این قضیه نقش دارد. دهلی جدید، گوشه‌گیری سابق خود در منطقه را به کنار گذاشته و افغانستان را شامل روابط سه‌جانبه‌ خود با ایران ساخته است. مثلا افغانستان به‌طور واضح از گسترش روابط تجاری هند و ایران از طریق بندر چابهار نفع می‌برد. برعلاوه، رییس‌جمهور اشرف غنی نیز علی‌رغم نزدیکی‌های اولی، باور خود را نسبت به اسلام‌آباد از دست داده و خود را به هند نزدیک ساخته است. واشنگتن هم متوجه این نکات بوده و اغلب از نقش فعالانه و استراتژیک هند در افغانستان، ولو به قیمت کاهش نفوذ پاکستان در این کشور، حمایت علنی می‌کند.
با این حال، قبل از همه، یکی از عوامل مهم تغییر در روابط امریکا با پاکستان، ناتوانی‌ها و کمبودهای اسلام‌آباد نیز هست. واشنگتن از دیرباز روی پاکستان به‌خاطر آوردن طالبان به پای میز مذاکرات حساب می‌کرد. اما اکنون به‌نظر می‌آید که نفوذ این کشور بالای این گروه پس از مرگ ملا عمر در سال ۲۰۱۳ میلای آسیب دیده است. زیرا، مرگ این رهبر سابق، باعث ایجاد اختلاف و رقابت بر سر قدرت میان قومندانان طالبان- گروه‌های مخالف دولت افغانستان و وفادار به پاکستان- شده است. بنا به برخی از گزارش‌ها، به‌نظر می‌آید که گروه مخالف پاکستان، دست بالا داشته است. در نتیجه پاکستانی‌ها نشان می‌دهند که توانایی آوردن طالبان، به پای میز مذاکرات را ندارند که این باعث آزردگی اوباما شده است.
اگر به کمپاین انتخابات ریاست‌جمهوری در امریکا نگاه شود، روابط امریکا با پاکستان باز هم رو‌به وخامت خواهد گرایید. برای نخستین بار در چند دهه‌ گذشته، سیاست خارجی امریکا زیر فشار گرایش‌های انزوا طلبانه قرار گرفته است. شاید این به معنای خروج امریکا از افغانستان و تکیه‌‌ کم‌تر به پاکستان باشد. برای همین، جای تعجبی ندارد که در چند هفته‌ گذشته نامزدان پیشتاز انتخابات امریکا اظهار نظرات ناخوشایندی در باب پاکستان کرده‌اند. دونالد ترامپ، از حزب جمهوری‌خواه، هفته‌ قبل گفت که از طریق زور پاکستان را وادار به رهایی داکتری خواهد کرد که نیروهای امریکایی به کمک او بن لادن را رد‌یابی کردند؛ هیلاری کلینتون، از حزب دموکرات، گفت که «نمی‌توان خیلی پذیرفت که به‌طور اتفاقی» خانه‌ بن‌‌لادن در نزدیک یک مرکز نظامی ‌پاکستان قرار داشته و حکومت این کشور از موضوع نیز خبر نداشته است.
شاید بشود گفت که اکنون زمان آن فرا رسیده که امریکا در روابط خود با پاکستان تجدید نظر کند. باید منتظر زمان بود.

اشتراک گذاري با دوستان :