آیا صلح در دسترس است؟

- نویسنده: وهاب روفی برگردان: ضیا صادق منبع: ورد پست

«صلح در دستان ما است.»امریکایی‌های کهن‌سال، این جمله را به یاد دارند. این جمله توسط وزیر خارجه‌ی وقت امریکا هنری کیسینجر، در سال ۱۹۷۲ در ارتباط به جنگ ویتنام گفته شد. امروزه، من با همان میزان اطمینان می‌گویم که صلح در افغانستان، در دستان ما می‌باشد.کسینجر در آن هنگام، در سال ۱۹۷۲ به شدت اشتباه کرده بود.زیرا جنگ آنزمان سه سال دیگر نیز ادامه یافت. بدین منظور، وقتی من با همان میزان اطمینان می‌گویم که صلح در افغانستان در دستان ما است، منظورم این نیست که صلح به‌طور قطع برقرار خواهد شد، بلکه این امر نیاز به هماهنگی و تلاش میان امریکا و پاکستان دارد.
پیش از این‌که روی ایجاد صلح بحث کنیم، بهتر است نگاهی بیندازیم به این‌که چرا صلح باید در افغانستان برقرار شود. به گفته لیندا بیلمز، اقتصاددان هاروارد، که در مجله تایمز به نشر رسیده است، هزینه‌ی واقعی جنگ ایالات متحده امریکا در افغانستان، بالغ بر ۴ تریلیون دالر می‌شود.
«تریلیون»، یک رقم درشت است. چنان‌چه از زاویه‌ی دیگر به آن بنگریم، بنابر گزارش پروژه اولویت‌بندی‌شده ملی گروه تحقیقات بودجه‌ی فدرال، امریکا در حال حاضر در افغانستان در هر ساعت ۴ میلیون دالر مصرف می‌کند.بنا صلح می‌تواند با هزینه‌ی کمتری به‌دست بیاید.
مهم‌تر از همه در این‌جا هزینه انسانی است. بنابه گزارش انیستیتوت وتسان در دانشگاه براون، از سال ۲۰۰۱ به این‌سو نزدیک ۹۲۰۰۰ تن در جنگ کشته شده‌اند که بیش از ۲۶۰۰۰ تن آنان، افراد ملکی می‌باشند. به همین ترتیب ۱۰۰ هزار تن دیگر زخمی شده‌اند. هم‌چنان از سربازان زن و مرد امریکا، ۲۲ هزار تن در افغانستان کشته و یا زخمی شده‌اند.
جان کری، وزیر خارجه‌یامریکا نسبت به کیسینجر، وزیر امور خارجه پیشین امریکا، در دیدار اخیر خود از افغانستان که با رییس جمهور غنی نیز دیدار داشت، بیشتر محتاط به نظر می‌رسد.آقای کری به گزارشگران گفت:«ما در مورد اهداف مشترک‌مان و مذاکرات صلح با طالبان گفتگو کردیم.» وی می‌افزاید:« ما از طالبان خواستیم تا در پروسه‌ی صلح سهیم شوند، پروسه‌ای که می‌تواند به خشونت‌ها نقطه پایان بگذارد. البته در این کشور، همه آرزوی صلح را دارند.»
پروسه‌ی صلح در افغانستان به‌گونه‌ی ناخوشایند به سه آدرس طالبان، پاکستان و ایالات متحده امریکا، بستگی دارد. شوربختانه افغانستان به اندازه‌یبسنده توان و تاثیر ندارد تا خود را از جنگ نجات بخشد. این به این معنا نیست که رییس‌جمهور غنی تلاش نکرده است. پس از حمله‌ی مرگبار تروریستی بالای یک مرکز نظامی در نزدهم اپریل در کابل، رییس‌جمهور غنی به همه‌ی نیروهای امنیتی کشور دستور داد تا «در دل تمام شورشیان هراس انداخته» و تمام منابع مالی‌ آنان را ویران کنند. هدف رییس‌جمهور غنی بیشتر گروه شورشی طالبان بود که اغلب گمان می‌رود از سوی پاکستان تجهیز و تمویل می‌شوند.
اما رییس‌جمهور غنی، تهدیدهای مشابهی را در گذشته نیز بیان کرده است. پس از دو سال، کشورش به دسته‌های تقسیم شده است. هم‌چنان او منابع مالی را در دست ندارد که از تلاش‌های نظامی حمایت کند.بنابراین حقیقت این است که او اغلبا به امریکا و پاکستان می‌نگرد به این امید که آنان با طالبانی که چالش‌های زیادی را در افغانستان به وجود آورده‌اند، مقابله خواهند کرد.جان کری و رییس‌جمهور اوباما، افغانستان را به‌عنوان «نقطه کلید» در جنگ برضد تروریسم می‌دانند، اما افغانستان، تنها می‌تواند این نقش را از یک محیط با ثبات و صلح‌آمیز به‌دست آورد.
فشارهای حیله و تزویر میان پاکستان و امریکا موجود است، اما آنان تجربه‌ی کار مشترک زیادی را نیز با هم‌دیگر دارند. در زمان مداخله‌ی ارتش شوری به افغانستان، در سال های ۱۹۷۹ سرویس‌های استخباراتی پاکستان و امریکا در همکاری نزدیک با هم‌دیگر قرار داشتند. همراه با عربستان آنان به‌گونه‌ی محرمانه کار کرده و از مقاومت مجاهدین برضد شوروی در دهه‌ی ۱۹۸۰ حمایت می‌کردند. پس از آن‌که اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۸۸ از افغانستان خارج شدند که این اتحاد، رو به‌سردی گرایید. اما از ۱۱ سپتامبر تا کنون،آنان چندین بار به صورت مشترک کار کرده‌اند.
علی‌رغم انکارها از هردو جانب، آمریکا روی نیروهای امنیتی پاکستان، هنوز هم نفوذ دارد که این امر می‌تواند دارای نوساناتی روی گروه طالبان نیز باشد. این در حالی است که نیروهای نظامی امریکا و پاکستان دارای ارتباطات پایدار می‌باشند. بنابر یافته‌های واشنگتن پست از اسناد سازمان سیاه و یادداشت‌های دیپلومات‌های پاکستان، مقام‌های بلندپایه در دولت پاکستان برای سال‌ها به‌گونه‌ی محرمانه از حمله‌های هواپیماهای بی‌سرنشین سیاه تایید کرده است.
برای امریکا، انکار این‌گونه شرایط و همکاری با ارتش پاکستان، که از طالبان حمایت می‌کند، کمی متفاوت از پاکستان می‌باشد. زیرا این کشور معلوماتی را که اسامه بن لادن، رهبر گروه القاعده در حیات خلوت ارتش این کشور قرار داشت را انکار می‌کند. پس از حمله‌های تروریستی یازدهم سپتامبر، امریکا جنگ برضد طالبان را در افغانستان آغاز کرد، اما پس از ۱۵ سال از گذشت این جنگ، طالبانی که از سوی پاکستان حمایت می‌شوند، بیش از هر زمانی دیگر قوی شده‌اند.
ماه گذشته، سرتاج عزیز مشاور امور خارجی پاکستان به گونه‌ی تعجب‌انگیزی چیزی را پذیرفت که این کشور همواره آنرا انکار می‌کرد: او گفت که طالبان از پنهان‌گاه‌های امن در کشورش استفاده می‌کنند و پاکستان روی رهبران این گروه نفوذ دارد. بنا به گزارش ابوبکر صدیق و گندهارا نیوز، او گفت: «ما روی رهبران گروه طالبان نفوذ داریم، زیرا رهبری این گروه در پاکستان است و از سهولت‌های طبی بهره‌مند می‌شوند، بنا می‌توانیم از این شرایط به‌گونه‌ی اهرم فشار روی آنان استفاده کنیم.»
در نتیجه، امریکا با دو انتخاب روبه‌رو می‌باشد. نخست این‌که تلفات خود را در افغانستان کاهش داده و به خانه برگردد و یا این‌که با پایان‌دادن به این شرایط، با حمله به ریشه‌های مشکل که عبارت از حمایت پاکستان از طالبان می‌باشد. من به این عقیده‌ام که این ادامه‌ی چنین وضعیت، زیان تراژیک برای امریکا و بحرانی برای افغانستان خواهد بود اگر امریکا و نیروهای ایتلاف، به همین روش خود، ادامه بدهند.

اشتراک گذاري با دوستان :