بارک اوباما
یک رییس‌جمهور واقع‌گرا نبود

- نویسنده: استیفین ام والت برگردان: ضیا صادق منبع: فارن پالیسی قسمت اول

بارک اوباما در حال حاضر، مراحل پایانی ریاست‌جمهوری‌اش را سپری می‌کند، اما این‌که پس از ختم کار به‌عنوان رییس‌جمهور چگونه مورد قضاوت خواهد گرفت، تنها کار‌کردهای بشردوستانه او می‌تواند از دست‌آوردهایش مواظبت کند. چنین انگیزه‌‌ای احتمالا تصامیمش را برای شرکت در چندین سلسله از گفتگوها با «اتلانتیک» شرح خواهد داد، که با استفاده از چنین فرصتی، از سیاست‌های خارجی‌اش و این‌که چرا در مورد استفاده از قدرت امریکا به‌گونه وسیع آن طوری که منتقدینش می‌خواست بی‌میل و مخالف بوده است. جای تعجب نیست نوشته فعلی این سوال را دوباره تکرار کند که آیا اوباما در جریان هفت سال گذشته یک سیاست خارجی ریالیستیک را به اجرا در آورد، یا حد‌اقل به‌گونه شدید از تفکر ریالیستی مطلع گردید؟
من درک می‌کنم چرا بسیاری از مردم اوباما را به‌عنوان یک فرد ریالیست می‌نگرند. اما از دید من، ابعاد غیر‌ریالیستی ریاست‌جمهوری او نسبت به عناصر ریالیستی‌اش برجسته‌تر می‌باشد. برعلاوه، همان ویژ‌گی‌های غیر‌ریالیستی، از بارزترین ناتوانایی‌های سیاست خارجی‌اش به شمار می‌رود.
اما اول‌تر از همه این‌که میراث اوباما در آینده احتمالا چه خواهد بود؟ به‌نظر من، آنچه ارزش دارد این است که مورخان آینده برای اوباما بهای بیشتری قایل خواهند بود. بارک اوباما به‌عنوان نخستین رییس‌جمهور سیاه‌پوست، پرتلاش و با وقار در خاطره‌ها خواهد ماند.
دولت بارک اوباما اداره خوبی بود و زیاد رسوایی نداشت، برعلاوه آقای اوباما اکثرا تصامیم شتاب‌زده نگرفت که نتایج ناگواری در قبال داشته باشد. او علی‌رغم نژاد‌پرستی‌ها و سوءاستفاده‌های پنهانی که با آن‌ها مواجه بود، اما همواره در مقابل منتقدینش از بخشندگی کار گرفته است. این‌که چه کسی در انتخابات ریاست‌جمهوری ماه اکتوبر امریکا برنده خواهد شد، زیاد اهمیت ندارد، زیرا به احتمال زیاد اوباما به‌عنوان انسان توانمند نگریسته خواهد شد.
وقتی به گذشته نگاهی بیندازیم، اوباما به‌دلیل اصلاحات در مراقبت‌های بهداشتی، نجات امریکا از افسردگی شدید، ترویج تسامح و انعطاف‌پذیری در قسمت اقلیت‌های دیگر اعتبار و امتیاز خواهد گرفت. چنان‌که همه به یاد دارید، زمانی که او در سال ۲۰۰۹ اداره کارهارا به‌دست گرفت، همه چیز وحشتناک به‌نظر می‌رسید. بنا این یک دست‌آورد کوچک نیست. اوباما همه این کار‌ها را انجام داد در صورتی که با مخالفت جمهوری‌خواهان نیز مواجه بود. رهبران این حزب، مکررا دولت فدرال را تهدید به سقوط کامل کردند.
اما عناصر میراثی اوباما بیشتر در قسمت دست‌آوردهای داخلی می‌باشد، و دست‌آوردهای خارجی او به‌گونه مختلط بوده است. هنوزهم، بارک اوباما می‌تواند به‌گونه واضح از دست‌آوردهایش بگوید: حالا تصویر امریکا در بخش‌های زیادی از جهان در موقعیت خوبی قرار دارد. روابط امریکا علی‌رغم مشکلات در آسیا به‌گونه عادی جریان دارد. توافق‌نامه هسته‌ای با ایران نیز موفقیت پنداشته می‌شود. از سوی دیگر، می‌خواهم به موضوع تلاش‌های زیان‌بار امریکا برای طرد کردن کیوبا و تلاش امریکا برای پایان دادن آن اشاره کنم. از سوی دیگر از کارکردهای دیگر دولت اوباما می‌توان به پیشرفت در امنیت هسته‌ای جهان و تغییر اقلیم یاد‌‌آوری کرد.
اما متاسفانه سیاست‌های خارجی اوباما با شمار قابل توجهی از شکست و افسردگی‌ها نیز همراه بوده است که این شکست‌ها از افغانستان آغاز می‌گردد. آقای اوباما در جریان سال نخست کاری‌اش با این موضوع در کشمکش بود و سرانجام نزدیک به ۶۰۰۰۰ هزار سرباز اضافی را به افغانستان فرستاد. اوباما تعهد سپرد که این سربازان در مبارزه بر ضد طالبان سهم می‌گیرند و به خروج آبرومندانه امریکا از کشور کمک خواهند کرد. اما حالا سال ۲۰۱۶ است و طالبان از سال ۲۰۰۱ به این‌سو بیشترین قلمرو را در اختیار دارند و ایالات متحده امریکا نیز بدون هیچ دورنمایی برای پایان دادن جنگ می‌جنگند. چنان‌که بعضی‌ها همان زمان هشدار داده بودند که این سیاست محکوم به شکست است.
به عین ترتیب، تلاش‌های حسن نیت اوباما برای برقراری صلح میان اسراییل و فلسطینی‌ها نیز با یک سلسله از تحقیرها همراه بود: اسراییل به گسترش شهرک‌هایش ادامه داد، و حملاتش هم‌چنان در غزه ادامه پیدا کرد. فلسطینی‌های معتدل بی‌اعتبار شدند و حماس قوی‌تر گردید. هم‌چنان راه‌حل دو جانبه‌ای را که بیل کلینتون، جورج بوش و اوباما همه برای اجرای آن تلاش داشتند حالا ناکام مانده است. اوباما و وزیر امور خارجه جان کری روی این مشکل، وقت و انرژی زیادی را ضایع کردند.
واکنش اوباما نسبت به «بهار عرب» زیاد موفقانه نبود. امریکا کمک کرد حسنی مبارک در مصر از قدرت برکنار شود. این کشور از دولت تازه انتخاب شده محمد مرسی پشتیبانی کرد، اما روند معکوس و چشم‌بسته سبب کودتای نظامی ‌و کنار زدن مرسی شد. در نتیجه یک نظام دیکتاتوری دیگر روی کار آمد. برعلاوه، نیروهای هوایی در سقوط قذافی در لیبیا نیز نقش داشتند (تصمیمی که اوباما از آن پشیمان است)، زیرا نتیجه آن تشکیل دولت ناتوانی می‌باشد که در آن گروه داعش آغاز به فعالیت کرده است.
اوباما قبلا اعلام کرده بود که بشار اسد از قدرت در سوریه باید کنار برود. علی‌رغم این‌که راه درستی وجود ندارد تا رفتن او را تضمین کند و کاندید مناسبی نیز وجود ندارد تا جاگزین او گردد. اما بعدا ایالات متحده امریکا، تلاش‌های اولیه سازمان ملل متحد را که برای رسیدن به آتش‌بس و پایان دادن به جنگ جریان داشته به جلوگیری آن کمک کرد.
در حال حاضر، سوریه ویران شده است و اسد هنوزهم نقاط کلیدی این شهر را در دست دارد. اوباما و تیمش با ظهور گروه داعش و شبه‌نظامیان حوثی در یمن، غافل‌گیر شدند. این برای من درد‌آور است که می‌گویم، زمانی که اسد از قدرت کنار برود، خاور میانه حتا در وضعیت بدتری قرار خواهد داشت نسبت به زمانی که به قدرت رسیده بود. ایالات متحده امریکا به تنهایی مسوول نیست، اما برای این روند تاسف‌بار، دخالت‌های مکرر و بی‌جای ما سبب ایجاد هرج‌و‌مرج‌های زیادی در خاورمیانه شده است.
ادامه دارد…

اشتراک گذاري با دوستان :