کشتار لاهور

- فردوس

قتل عام زنان و کودکان مسیحی لاهور در شب «عید ایستر» ظاهرا در واکنش به اعدام ضابط ممتاز قادری انجام شد. ممتاز قادری ضابط نیروی ویژه پولیس پاکستان بود که در جمع محافظان مرحوم سلمان تاثیر، فرماندار پیشین پنجاب وظیفه اجرا می‌کرد. ممتاز قادری در ماه جنوری سال ۲۰۱۱ فرماندار وقت ایالت پنجاب را در یکی از بازار‌های مزدحم اسلام‌آباد کشت.
سلمان تاثیر، فرماندار ایالت پنجاب در سال ۲۰۱۱، منتقد سرسخت قانون «ناموس رسالت» پاکستان بود. براساس این قانون کسانی که به ساحت پیامبر اسلام هتاکی کنند، به اشد مجازات محکوم می‌شوند. سلمان تاثیر که خودش مسیحی بود خواستار اصلاح بندهایی از قانون «ناموس رسالت» شده بود. سلمان تاثیر به این باور بود که برخی افراد فرصت‌طلب از این قانون سوءاستفاده می‌کنند و مسیحیانی را که با آنان مشکل شخصی دارند، به ناحق متهم به هتاکی به باورهای دینی مسلمانان می‌سازند و زمینه اعدام‌شان را فراهم می‌کنند.
انتقاد از قانون «ناموس رسالت» را هیچ یک از نیروهای مذهبی پاکستان تحمل ندارند. چهره‌های مشهور مذهبی پاکستان هم در حمایت از این قانون سخن گفته‌اند. برخی از عالمان تندرو پاکستانی تا آن‌جا پیش رفتند که منتقدان قانون «ناموس رسالت» را مباح‌الدم خواندند. همین فتوا‌‌ها به ممتاز قادری انگیزه داد تا فرماندار مسیحی ایالت پنجاب را بکشد. قتل فرماندار ایالت پنجاب و حمایت‌های گسترده اجتماعی از قاتل او نشان داد که جامعه پاکستان در سال‌های اخیر به میزان قابل توجهی، رادیکالیزه شده است. وقتی قاتل سلمان تاثیر محاکمه می‌شد، هزاران وکیل مدافع پاکستانی حاضر شدند، تا از ممتاز قادری در دادگاه دفاع کنند، اما هیچ وکیلی حاضر نبود برای خانواده سلمان تاثیر دادخواهی کند.
راهپیمایی‌های موج‌های مردمی ‌به حمایت از قاتل سلمان تاثیر، جوی به‌وجود آورده بود که حتا وکیل‌های مدافع لیبرال پاکستانی هم جرات نمی‌کردند‌ به‌صورت علنی برای خانواده مقتول دادخواهی کنند. هر کسی به حمایت از خانواده ممتاز قادری صدا بلند می‌کرد، در برابر موج‌های مردمی گسترده و نیرو‌های بنیادگرا قرار می‌گرفت. ترس این موج‌های مردمی‌ و تبلیغات نیروهای بنیادگرا، جامعه مدنی و لیبرال‌های پاکستانی را وادار به سکوت کرد. اما فشارهای جهانی سبب شد که دولت پاکستان ضابط ممتاز قادری را محاکمه کند. ماه گذشته اعلام شد که ممنون حسین رییس‌جمهور پاکستان درخواست عفو ممتاز قادری را رد کرده است. رد درخواست عفو زمینه اعدام این آقا را فراهم کرد. ممتاز قادری به جرم قتلی که چهار سال پیش مرتکب شده بود، اعدام شد.
اما اعدام او، موجی از راهپیمایی‌های اعتراضی را در پی داشت. کراچی، اسلام‌آباد و برخی از شهرهای دیگر پاکستان شاهد تظاهرات گسترده بود. در این میان طالبان پاکستانی هم خاموش ننشستند و حادثه تروریستی لاهور را آفریدند. در حالی که پولیس پنجاب سرگرم برخورد با حادثه تروریستی لاهور بود، راهپیمایان طرفدار ممتاز قادری به ساحه مرکزی شهر اسلام‌آباد، جایی که تاسیسات مهم و راهبردی دولت پاکستان موقعیت دارد، وارد شدند. فشار جمعیت در این راهپیمایی به حدی زیاد بود که پولیس پاکستان از ارتش برای حفاظت از تاسیساتی مثل پارلمان و دفتر نخست‌وزیری‌ مدد خواست.
این حادثه‌ها نشان می‌دهد که تفکر خشن طالبانی به موفقیت‌های گسترده اجتماعی در پاکستان دست یافته است. تفکر خشن طالبانی چنان صاحب پایگاه اجتماعی در پاکستان شده که در حمایت از یک قاتل، موج‌های مردمی ‌شکل می‌گیرد. موج‌هایی که حتا پولیس اسلام‌آباد هم قادر به کنترول آن نیست. این به این معنا نیست که اکثریت مطلق جمعیت پاکستان، طالبانی می‌اندیشند، اما بررسی رویداد‌های دو روز گذشته نشان می‌دهد که تفکر بنیادگرایی خشن بیشتر از گذشته در جامعه پاکستان برای خودش جا باز کرده است. روند رادیکالیزه شدن به مناطق قبایلی و روستاها محدود نمانده بلکه به قلب شهرها نیز رسیده است.
پس از حمله تروریستی سال گذشته به مکتب نظامی ‌پشاور، دولت و ارتش و مجموع نیروهای سیاسی پاکستان برنامه‌ای را زیرنام «برنامه‌ی ملی برای مبارزه با ترور» تصویب کردند. این برنامه پهلوهای مختلف اجتماعی، امنیتی و نظامی ‌داشت. براساس همین برنامه باید شبکه‌های مدارس دینی در سراسر پاکستان به کنترول درمی‌آمد، نصاب درسی‌شان اصلاح می‌شد و مدرس‌های بنیادگرای آن اخراج می‌شدند.
اما حمله تروریستی لاهور که وحشتناک‌تر از حمله تروریستی پشاور بود، اثبات کرد که «برنامه ملی برای مبارزه با ترور» به شکست انجامیده است. کسی که خودش را در پارک گلشن اقبال لاهوری منفجر کرد، یوسف نام داشت. بر مبنای گزارش روزنامه‌های پاکستانی، این شخص مدرس یکی از مدرسه‌های مذهبی بود. این خود نشان می‌دهد که گام مهمی ‌در راه اصلاح شبکه مدارس دینی برداشته نشده است.
پاکستان هم‌چنان در سیاست خارجی و امنیتی‌اش تجدید نظر اساسی نکرده. پاکستان هنوزهم سیاست امنیتی هندمحور را در قبال افغانستان دنبال می‌کند. این امر سبب می‌شود که اردوی پاکستان برخی از گروه‌های تروریستی را همیشه زیر پروبال خود بگیرد. بهای این سیاست چندگانه در برابر افراط‌گرایی خشونت‌طلب را مردم عام پاکستان می‌پردازند.

اشتراک گذاري با دوستان :