پهلوهای
جنگ بغلان

- جگرن آرش

امروز جنگ در بغلان وارد بیستمین روز می‌شود. در این بیست روز بیشتر از ۳۵۰۰ سرباز نیروهای امنیتی در اطراف شهر جدید جابه‌جا شده‌اند و از جمله روستاهای ذکرخیل، دشت ‌شهاب‌الدین، شفیع‌خیل، آب‌قول، بایسقال، کوکینا و قیصرخیل که زیر اداره‌ی طالبان می‌باشند، نیروهای امنیتی تنها دو روستای کوکینا و قیصرخیل را از وجود شورشیان پاک‌سازی کرده‌اند. بیست روز جنگ در «شهر جدید» هزینه‌های هنگفتی به همراه داشته است. انتقال نیروهای امنیتی توسط هلی‌کوپترها، فرستادن قطارهای نظامی از مسیر دشوارگذر سالنگ در زمستان و اما عدم پیشروی نیروهای امنیتی در این منطقه باعث شده که مصارف روزانه‌ی این نیروها به میلیون‌ها افغانی برسد و دست‌آورد چشم‌گیری نداشته باشند. با این‌حال، اما رسانه‌های هم‌سو با طالبان، از آواره شدن ده‌ها خانواده و کشته شدن ۱۲۵ غیر‌نظامی در این جنگ خبر داده‌اند.
طالبان در دشت شهاب‌الدین پایه‌های برق وارداتی را واژگون کردند و با این‌کار به دولت افغانستان نشان دادند که توانایی آن ‌را دارند که مردم را علیه دولت تحریک کنند. ضمن این‌که طالبان با این کار‌شان، از خواست مردم شهر جدید حمایت کردند. گفته می‌شود، قبل از نصب پایه‌ها در تمامی مناطق به‌ویژه شهر جدید، دولت وعده سپرده بود که پس از وصل شدن برق دوطرف، شهر جدید از برق وارداتی ازبکستان مستفید خواهد شد و اما به این وعده‌اش وفا نکرد و شهرجدید از بی‌برقی تاکنون رنج می‌برد. ظرفیت بندهای برق در شهر پلخمری توانایی آن ‌را ندارد که به شهرجدید برق توزیع کند و شهرجدید منابع آبی‌هم ندارد تا به مانند سایر روستاها در ولایت بغلان، برق تولید کند. ظاهرا پایه‌های برق با هم‌سویی مردم محل واژگون شده‌اند.
با این وجود خطاست اگر ادعا شود که نیروهای امنیتی غیرنظامیان را آماج قرار داده‌اند و اما چرا این نیروها با این‌همه امکانات و پرسونل بسیار، نمی‎‌توانند تنها چند روستا را در یک ولسوالی از وجود شورشیان پاک‌سازی کنند؟

۱٫ عدم هماهنگی میان نیروهای امنیتی:

یکی از دلایل عمده عدم هماهنگی میان نیروهای امنیتی است. گفته می‌شود که پس از سقوط کندز طالبان با استفاده از لباس اردوی ملی چهار عراده هاموی و یک عراده رنجر را در ترکیب یک جلو سه، از کندز به سوی شهرجدید حرکت داده بودند. طالبان راه شهر جدید را اشتباه می‌کنند و از شهر پلخمری عبور و به منطقه‌ی کیله‌گی می‌رسند. از منطقه‌ی کیله‌گی از سوی کوچی‌ها دوباره به سوی شهرجدید سوق داده می‌شوند که در راه با کاروان امنیت ملی برخورد می‌کنند. امنیت ملی بر کاروان طالبان مشکوک می‌شود و آن‌ها را تعقیب می‌کند و اما نمی‌تواند از ورود‌شان به شهر جدید جلوگیری کند. با این وجود دانسته می‌شود که قطارهای نیروهای امنیتی کاملا در عدم هماهنگی در بزرگ‌راه‌ها و حتا در میدان‌های نبرد حرکت می‌کنند.

۲٫ عدم دانش مسلکی و ندانستن تکنالوژی جدید و میتودهای مدرن جنگی:

دلیل دیگر می‌تواند عدم دانش مسلکی مدرن فرماندهان نیروهای امنیتی باشد. اکثر جنرالانی‌که در میدان‌های نبرد فرستاده می‌شوند، از تکنالوژی جدید آگاهی ندارند و با استفاده از میتودهای کهنه و فرسوده سربازان نیروهای امنیتی را به خطر مواجه می‌کنند و نمی‌توانند در جنگ‌ها موثریت داشته باشند. به‌گونه‎ی مثال، در سنگین ولایت هلمند دو هاموی بازهم با استفاده از لباس نیروهای امنیتی، عقب در ورودی یکی از پایگاه‌های امنیتی خود‌شان را منفجر می‌کنند و متعاقبا چندین حمله‌کننده‌ی انتحاری وارد ساختمان می‌شوند و بر سربازان آتش می‌گشایند. فرماندهان درون پایگاه در نخستین درگیری‌ها قربانی می‌شوند و به تعقیب آن ۳۵ نفر از سربازان و خردضابطان قربانی می‌شوند. این در حالی است که فرماندهان و سربازان این پایگاه، هیچ کدام طریق استفاده از دوربین شب را بلد نبودند.

۳٫ مجهز بودن دشمن با دوربین شب و سلاح‌های پیش‌رفته:

دلیل دیگر می‌تواند مجهز بودن طالبان با دوربین شب باشد. طالبان از شهر کندز ۷۰ پایه دوربین شب به‌دست آوردند و ده‌ها میل سلاح مجهز با لایزر و دوربین شب را با خود بردند. گفته می‌شود اکثریت تجهیزات به‌دست آمده از کندز در شهرجدید جا‌سازی شده است. ۵ عراده سکواتور جمع چندین عراده تراکتور ضمن سنگر کنی در مدت دوماه برای طالبان، ذخایری ایجاد کردند که تجهیزات، مهمات و اسلحه را طالبان در آن‌ها جابه‌جا کنند. با این حساب طالبان حتا می‌توانند ماه‌ها در برابر نیروهای امنیتی در این منطقه برزمند.

۴٫ ماین‌های ضد وسایط و پرسنل:

دلیل دیگری‌ که نیروهای امنیتی نمی‌توانند پیش‌روی کنند، وجود ماین در دو سوی جاده است. گفته می‌شود طالبان با استفاده از بشکه‌های پلاستیکی ماین‌های ضد وسایط را دو طرف جاده‌ها جاسازی کرده‌اند تا وسایل ماین‌پاکی از کشف و خنثا کردن ماین‌ها عاجز بمانند. هم‌چنان طالبان در مناطق سبز و زراعتی ماین‌های ضد پرسنل جابه‌جا کرده‌اند تا نیروهای امنیتی نتوانند در آن مناطق پیشروی کنند. درضمن بر تمامی مزارع آب ریخته‌اند تا جلو تحرک سریع نیروهای امنیتی گرفته شود و آن‌ها بتوانند به آسانی نیروهای امنیتی را آماج قرار دهند.

۵٫ انگیزه‌ی سیاسی:

پهلوی دیگر جنگ، امتیاز‌خواهی از دولت است. مردم محل در تبانی با طالبان می‌خواهند با نا‌امن نگه‌ داشتن شهر جدید از دولت مرکزی باج بگیرند. آن‌ها می‌خواهند نشان دهند که شهر جدید نا‌امن است و اگر دولت، مرکز ولایت بغلان را از پلخمری به شهر جدید انتقال ندهد، اوضاع پیچیده‌تر خواهد شد. در ضمن خواست برق از دولت نیز به شدت جنگ در شهرجدید کمک می‌کند. شهر جدید از لحاظ موقعیت نیز استراتژیک است و زمینه‌‌ قاچاق مواد مخدر را به خوبی از راه نهرین و کندز فراهم می‌کند.
با این‌همه اما دولت افغانستان مکلف به انتخاب است. یا شهر جدید را انتخاب کند و یا کل ولایت بغلان را. زیرا سایر مردم بغلان از انتقال مرکز به دلایل گسترش ناامنی، دوری راه، نبود برق و فابریکه‌های صنعتی، عدم وجود بافت قومی در شهر جدید و بسا موارد دیگر، به شهر جدید راضی نیستند. دولت افغانستان هم‌چنان مکلف است به بی‌رقی در پایتخت نقطه‌ی پایان بگذارد.
شورشیان را از شهرجدید پاک‌سازی کند و بغلان را از دچار شدن به سرنوشت کندز نجات دهد. اما چگونه. یکی از گزینه‌ها می‌تواند دیسانت عساکر در قرارگاه‌های طالبان باشد که چنین کاری عاری از خطر نیست و تهدید بلند در بر دارد. گزینه‌ی دیگر می‌تواند پیشروی قدم به قدم نیروهای امنیتی در شب‌هنگام باشد. نیروهای ویژه‌ی پولیس و کوماندوهای اردوی ملی با دوربین شب مجهز هستند و می‌توانند چنین عملیات‌هایی را موفقانه انجام دهند. گزینه‎ی آخر می‌تواند بماردمان ساحه پس از اعلامیه رسمی از سوی دولت مبنی بر تخلیه ساحه توسط مردم محل باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :