بندر چابهار: فرصتی بی‌سابقه برای آسیای جنوبی

- منبع: فارن پالیسی برگردان: ضیا صادق نویسنده: روح‌الله عثمانی

انتظار می‌رود توافق‌نامه بندر چابهار در نشست سه‌جانبه آینده در دهلی جدید نهایی شود و نفع تمام بازیگران در آن متصور می‌باشد. بنا بندر چابهار وضعیت برد- برد را برای تمام فراهم می‌کند.
در دیدار رییس اجرایی افغانستان به ایران در ماه جنوری گذشته، توافق‌نامه و نهایی‌سازی بندر ترانزیتی و ترانسپورتی چابهار در راس آجندای این سفر قرار داشت. هدف از ایجاد این توافق‌ گسترش تجارت میان هند، ایران و افغانستان عنوان شده است. زمانی‌که نخست‌وزیر هند آقای مودی، تعهدش را برای گسترش اتصال هند و افغانستان از طریق بندر چابهار یک بار دیگر اعلام کرد، روند متذکره سرعت بیشتری کسب کرد و عبدالله عبدالله نیز امیدوار است که این موضوع سرآغاز یک جنبش در منطقه باشد.
بندر چابهار در ایران واقع شده و تقریبا ۴۵ مایل در غرب بندر گوادر در پاکستان موقعیت دارد. این بندر اهمیت استراتژیک برای هند دارد، زیرا بندر متذکره، برای هند این فرصت را میسر می‌سازد که به‌صورت مستقیم از طریق افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی وصل شود.
این در حالی است که وزیر خارجه افغانستان گفته است توافق‌نامه چابهار در نشست سه‌جانبه آینده در دهلی جدید نهایی خواهد شد. با اجرایی شدن این پروژه کشورهای آسیای مرکزی و آسیای جنوبی شاهد مرکز جدید رشد اقتصادی و فعالیت‌های آن در دهه آینده خواهند بود. هم‌چنان موقعیتی را که افغانستان از آن برخوردار است، می‌تواند نقش بزرگ در این چشم‌انداز منطقه‌ای بازی کند.
اخیرا، افغانستان پیشرفت‌های بزرگی را در بخش امنیت و ریفورم‌های سیاسی داشته است. برعلاوه، به‌نظر می‌رسد که تلاش مشابهی را در بخش‌های اقتصادی نیز داشته است. به‌گونه مثال، دو پروژه بزرگ انرژی ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند پروژه پایپ‌لاین گاز طبیعی ( تاپی) و پروژه تجارتی انتقال برق آسیای مرکزی به آسیای جنوبی به نام کاسا یک هزا می‌باشد. افغانستان در بخش پروژه‌های زیربنای ترانسپورتی همچون بندر چابهار نیز سرمایه‌گذاری کرده است.
این در حالی است که هند از نگاه تاریخی روابط نیک با افغانستان داشته است. اما به‌دلیل نداشتن بندر مشترک تجارتی با افغانستان، در تجارت اموال با مشکلات روبه‌رو بوده‌اند. کشور هند، از سال ۲۰۰۱ به این طرف، پروژه‌های بزرگ زیربنایی را در برنامه‌های توسعه‌ای و کمکی خود در افغانستان روی دست گرفته است. یکی از این پروژه‌ها شاهراه بزرگ زرنج- دلارام می‌باشد که ۱۳۵ مایل طول دارد و زرنج در ولایت نیمروز را با دلارام در همسایگی ولایت فراه، و مرز ایران و افغانستان را با شاهراه قندها- هرات در دلارام متصل می‌سازد.
اعمار شاهراه زرنج– دلارام که بندر چابهار آن را به خلیج عمان وصل ساخته و ۱۳۰۰ مایل از شاهراه حلقه‌ای افغانستان را نیز در بر می‌گیرد. این شاهراه ۱۶ ولایت از ۳۴ ولایت کشور را که از هرات، مزار‌شریف، کابل، غزنی و قندهار و و تا به ولایت بدخشان تاجکستان می‌رسد در بر می‌گیرد. شاهراه متذکره، دهلیز تجارتی شمال- جنوب را نیز فراهم می‌سازد و شبه‌قاره هند را به سرزمین محدود شده آسیای مرکزی وصل می‌کند. زیر‌ساخت‌های جدید، افغانستان را قادر می‌سازد به دریای عرب دسترسی پیدا کند، و توان خویش را برای راه‌اندازی سرمایه‌گذاری بیشتر با قدرت‌های بیرونی مثل هند افزایش دهد.
گفتگو میان هند، ایران و افغانستان بر سر استفاده از بندر چابهار در گذشته ادامه داشت، اما بعد از توافق هسته‌ای میان ایران و قدرت‌های جهانی ۵+۱ ، این روند سرعت بیشتری کسب کرد. ظهور مجدد ایران، پس از توافق هسته‌ای جنب و جوش منطقه‌ای را نیز سرعت بخشید. بندر چابهار فرصت را برای هند مهیا خواهد ساخت تا به آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند. برعلاوه، سرمایه‌گذاری در بندر چابهار به زودی سود استراتژیک را برای هند در قبال خواهد داشت.
در ۶ ماه می سال ۲۰۱۵، دهلی و تهران یادداشتی را به امضا رساندند که بر مبنای آن به ارزش ۱۹۵ میلیون دالر برای امنیت اشتراک سهم هند در توسعه بندر چابهار مد نظر گرفته شد. بندر چابهار برای هند که چهارمین کشور بزرگ مصرف‌کننده انرژی در جهان است، این اجازه را خواهد داد که به میزان ۱۵۰ میلیارد بیرل نفت خام ایران و ۱٫۱۸۷ تریلیون متر‌مکعب ذخایر گاز طبیعی این کشور دسترسی پیدا کند. هم‌چنان بندر متذکره، برای هند این فرصت را مهیا می‌سازد که به انرژی آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند. این در حالی‌ است که قزاقستان و ترکمنستان صاحب ۳۰ میلیارد بیرل نفت خام و ۲۶۵ تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی‌اند. به همین ترتیب، قزاقستان دارای ۶۷۹٫۳۰۰ تن یورانیم و بیش از ۳۷۰۰۰ میلیون تن زغال‌سنگ می‌باشد. برعلاوه، دسترسی هند به نفت و گاز ایران و آسیای مرکزی؛ بندر چابهار هند را کمک می‌کند که بخش اعظمی از تجارت خود را با کشور‌های آسیای مرکزی به کار اندازد.
در حال حاضر هند به‌دلیل داشتن محدودیت فاصله زیادی با بازیگران بزرگ منطقه‌ای مثل چین، روسیه و ترکیه از نگاه تجارتی دارد. به‌گونه مثال، تجارت هند با قزاقستان یکی از بزرگ‌ترین کشور آسیای مرکزی در معادلات دو‌جانبه تجارتی در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ میلادی به ۹۵۲ میلیون دالر می‌رسید. در مقابل این معادلات با کشور ازبکستان در سال ۲۰۱۴ نیز به ۳۱۵ میلیون دالر بالغ می‌گردید.
در مقابل هند، تجارت دوجانبه چین و قزاقستان در سال ۲۰۱۳ به ۲۲٫۵۳ میلیارد دالر بالغ می‌شد. هم‌چنین تجارت میان چین- ازبکستان در سال ۲۰۱۴ به ۴٫۷۵ میلیارد دالر می‌رسید. در حقیقت، به اساس ارزیابی‌های صورت‌گرفته هند این توانمندی را دارد که میزان تجارت خود با کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان را تا ۴۵۰٫۵۰۰ میلیارد دالر برساند. مبادلات هند با آسیای مرکزی و افغانستان به بندر چابهار، این کشور را قادر می‌سازد میزان تجارت خود را به میزان بالایی افزایش دهد.
افغانستان بنا بر نبود زیر‌ساخت‌های لازم برای اتصال با کشورهای بیرونی نمی‌تواند گاز، نفت و منرال خود را استفاده کند. در سال ۲۰۰۱، دولت افغانستان و کشورهای کمک‌کننده ۵۷۰۰ مایل سرک را ساخته است. هم‌چنان ۱۳۲۵ مایل جاده دیگر توسط اداره کمک‌های انکشافی ایالات متحده ساخته شده است. با وجود تلاش‌های صورت گرفته، هنوزهم ۸۵ درصد از سرک‌های افغانستان در وضعیت بدی قرار دارند. هم‌چنان یک تعداد سرک‌های استراتژیک اخیر نیز به این سرنوشت دچار شده‌‌اند که شامل بعضی از سرک‌های حلقوی نیز می‌گردند.
تلاش‌های رییس‌جمهور غنی برای ایجاد کمیته تدارکات و اداره پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای به شمول پروژه‌های زیرساختی موثرتر و شفاف را مورد تشویق قرار داده و روی دست گرفته است. اما در حال حاضر ضرورت جدی برای ایجاد محیط و سیستم سازمانی برای سکتورها و زیرساخت‌ها در افغانستان می‌باشد. از سوی دیگر دانش محدود برای حفظ و نگهداری از این زیر‌ساخت‌ها نیز وجود دارد و نیروی کاری مسلکی در افغانستان محدود است که سبب از بین رفتن سرک‌ها و استفاده کوتاه‌مدت آن‌ها گردیده است.
چالش‌های موجود سرک‌ها می‌تواند در آینده روی افغانستان به‌عنوان یک مسیر تجاری توسط ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان تاثیر بگذارد. این در حالی‌ است که انتقال مقدار زیادی از منابع طبیعی آسیای مرکزی و افغانستان توسط کامیون‌ها دشورا و غیرممکن می‌باشد. بدین منظور برای به‌دست آوردن سود از کالاها مانند آهن و غله‌جات، خط آهن تنها انتخاب می‌باشد. بنا این مشکل جدی است، زیرا افغانستان خط آهن ندارد.
در ایران و کشورهای شمال افغانستان سیستم خط آهن وجود دارد، اما این خطوط به افغانستان وصل نمی‌باشد. این در حالی که کشورهای شمال افغانستان از اندازه‌گیری سیستم خط آهن روسی استفاده می‌کنند که (۱۵۲۰ MM) می‌شود و سیستم خط آهنی را که در ایران استفاده می‌شود استندرد بوده و معادل (۱۴۳۵ MM ) می‌شود. با این وجود در صورتی که خط آهن نیز در افغانستان ساخته شود، باید در مورد استفاده از نوع سیستم نیز تصمیم گرفته شود. علاوه بر این، در نبود کارکنان مسلکی، زیرساخت‌های ضعیف و ناتوانی در تولید، افغانستان قادر نیست با تولیدات مارکیت‌های منطقه‌ای و جهانی به رقابت بپردازد.
تجربیات افغانستان و محدودیت کنونی این کشور نامتعادل بودن تجارت را که به ۷٫۱ میلیارد دالر می‌رسد، نشان می‌دهد. این در حالی است که صادرات افغانستان تنها ۵۷۰ میلیون دالر در سال می‌شود، در حالی که این رقم باید ۷٫۱ میلیارد دالر می‌بود. بنا دولت‌سازی، تطبیق قانون و حمایت از تولیدات داخلی در این عرصه می‌تواند موثر واقع شود.
راه‌اندازی پروژه‌ها در منطقه به‌خصوص بندر چابهار عاری از پیامدهای ژیوپولتیک نیست. این دهلیز تجارتی سبب رنجیدن اسلام‌آباد و پکن خواهد شد. از آن‌جایی که پاکستان به‌شکل تاریخی از نفوذ هند در افغانستان نگران است، بندر چابهار به‌صورت مستقیم با بندر گوادر در پاکستان رقابت خواهد کرد. زمانی‌که هند بندر چابهار را ساخت تا مسیرهای تجارتی جدید را به سوی ایران و افغانستان باز کند، چین تلاش کرد با سرمایه‌گذاری در بندر تجارتی گوادر، مسیر تجارتی تا پاکستان و برعکس بخش‌های شمالی چین را راه‌اندازی کرد. هنوز هم هراس وجود دارد که این دو بندر به منبع رقابت میان هند و چین بدل شود.
با این همه، بندر چابهار مرکزی برای واردات از کشورهای خلیج فارس، خاور‌میانه و در حد امکان کشورهای اروپایی و صادرات افغانستان و آسیای مرکزی بدل خواهد شد. این پروژه، سبب افزایش حجم تجارت میان هند- افغانستان و هند- آسیای مرکزی می‌‌گردد، بنا دستیابی افغانستان به مارکیت‌های هند، اروپا و خاور‌میانه و جهان نیز مهیا می‌سازد. چین در حال حاضر در بندر گوادر پاکستان حضور فعال دارد. در نتیجه می‌توان گفت خوشبینی‌های زیادی وجود دارد مبنی بر این‌که ساختار کنونی منطقه‌ای، نقش مهمی را در به‌وجود آوردن فضای اعتماد و همکاری نزدیک میان بازیگران منطقه بازی کند و از تبدیل شدن این دو بندر، به مراکز رقابت جلوگیری شود.

اشتراک گذاري با دوستان :