روش‌های مبارزه با بی‌برقی

- آژند

معمولا انسان‌ها همیشه وقتی با بن‌بست روبه‌رو می‌شوند، آن وقت به فکر راه‌حل این بن‌بست می‌باشند. یعنی تا حال کسی پیدا نشده پیش از این‌که بن‌بست به‌وجود بیاید راه‌حلش را به‌وجود آورده باشد. این جمله فلسفی را حتما یادداشت کنید چون خیلی سنگین بود. من حتا در زمان ایرادش کمرم را رگ کردم. خوب از مساله دور نرویم. گفتیم که کسی پیش از ایجاد بن‌بست به فکر پیدا کردن راه حلش نشده. به‌طور مثال تا زمانی که زلزله به وقوع نپیوسته بود هیچ کس به فکر نجات از زلزله نبود. ولی بعد از این‌که زلزله به وقوع پیوست و یک تعداد زیادی را بلعید، آن وقت انسان‌ها به فکر راه‌حلش شدند. البته تا هنوز کسی راه‌حلی پیدا نکرده. ولی همین که به فکرش هستند هم خیلی مهم است. خوب ما هم تا ده بیست روز پیش چون برق داشتیم هیچ به فکر زمان برق نداشتن نشدیم. حالا که برق رفته و قرار هم نیست به این زودی بیاید و جنرال مرادعلی هم پس آمده کابل، باید به فکر مبارزه با بی‌برقی شویم. برای مبارزه با بی‌برقی روش‌های گوناگونی وجود دارد. اولین روش این است که شما مقداری پول پیدا می‌کنید. (روش پیدا کردن پول مربوط به خود شما است، من تنها روش مبارزه با بی‌برقی را یادتان می‌دهم.) بعد از این‌که پول را پیدا کردید، می‌روید به بازار و یک جنراتور می‌خرید و همراه با آن چند لیتر تیل هم خریده و به خانه می‌آورید. با روشن کردن جنراتور شما عملا با بی‌برقی مبارزه کرده و پیروز هم شده‌اید. (لطفا در این لحظه فحش ندهید. احتمالا خانواده با هم این طنز را می‌خوانند). اما روش‌های دیگری هم است. از جمله شما در خانه نشسته‌اید و می‌بینید که برق ندارید. بعد چند تا فحش آبدار نثار مسوولین برق می‌کنید تا دل‌تان خنک شود. شما رسما با بی‌برقی مبارزه کرده‌اید. مهم نیست که در این مبارزه پیروز نشدید. نفس عمل مهم است. اگر دوست داشته باشید، روش‌های دیگری را هم یاد دارم خدمت‌تان ارایه بدهم.

اشتراک گذاري با دوستان :