با چه هزینه‌ای صلح می‌خواهیم؟

- بهار مهر

رییس‌جمهور غنی در اولین اقدام برای ایجاد فصل تازه در روابط با پاکستان و پایان دادن به جنگ و شورشگری مورد حمایت آن کشور در آغازین روزهای پس از تشکیل حکومت وحدت ملی به اسلام‌آباد رفت و پُشت درهای بسته با رهبری سیاسی و نظامی پاکستان به صحبت و مذاکره پرداخت. از نخستین سفر رییس‌جمهوری بدین‌سو چندین دور مذاکرات دوجانبه و چندجانبه با نمایندگان طالبان برگزار شده است. بدبختانه به‌عنوان یک سنت سیاسی باقی‌مانده از زمامداری حامد کرزی، محور گفتگو‌ها و نتیجه مذاکرات با طرف پاکستانی که رییس‌جمهوری صرفا با یک حلقه کوچک درون ارگ آن را در میان می‌گذارد و هیچ‌گاه مردم و سیاسیون به‌صورت اساسی از روایت پس‌ پرده‌ی مذاکرات خبر نمی‌شوند. اکثرا نگرانی‌های اسلام‌آباد از طریق رسانه‌های پاکستانی و بعضا اظهار‌نظرهای تحلیلگران، جنرال‌ها و به‌ویژه مشاور روابط خارجی نخست‌وزیر پاکستان به محافل سیاسی افغانستان کشیده می‌شود.
پیش‌شرط‌های پاکستانی‌ها که حذف چهره‌های ضد طالبان مربوط به جبهه اسبق متحد ملی برای نجات افغانستان موسوم به ایتلاف شمال، داشتن روابط محدود با هند، آغازهمکاری‌های اطلاعاتی، مبارزه با «جدایی‌طلبی» و سرکوب گروه‌های طالبان پاکستانی در خاک افغانستان در مواردی روشن بوده است. رییس‌جمهور غنی ظاهرا بی‌هیچ اجماع سیاسی در درون نظام، با درک ضعف مشروعیت نظام، شکنند‌گی وضع داخلی و کشمکش تقسیم قدرت تلاش کرد تا به هر ترتیبی شده با نصب چهره‌های مورد نظر پاکستان در سطوح مختلف دولتی، امضای تفاهم‌نامه اطلاعاتی میان سازمان‌های امنیتی هر دو کشور، سرکوب گروه‌های طالبان پاکستانی (تی‌تی‌پی) تبادل اطلاعات در سطح قول اردوهای ارتش و فرستادن سفیر مورد اعتماد به پاکستان، گام‌هایی در این راستا بردارد.
تکرار یک تجربه‌ی ناکام روند صلح و جستجوی راه‌حل سیاسی به جنگ و شورشی‌گری مورد حمایت پاکستان که می‌بایست فراگیر و با اجماع ملی انجام می‌شد، با پنهان‌کاری، معامله و ابهام رقم خورد و مشروعیت گفتگو‌ها بین کابل و اسلام‌آباد در میان نخبگان سیاسی و جامعه افغانستان از نظر افتاد اما غنی هم‌چنان به‌ دور از نگرانی‌ها و توصیه‌های داخلی به این روند ادامه داد. او به‌‌جای دریافت همکاری در قبال انعطاف بیش از حد و امتیاز‌دهی به پاکستان از طرفی با موج انتقاد‌های فزاینده‌ی رقبای داخلی مواجه شد و از جانب دیگر طالبان ظاهرا در یک حمله غافلگیر‌کننده به حمایت سازمان اطلاعات ارتش پاکستان و همدستی شماری از گروه‌های تروریستی منطقه‌ای برای اولین بار پس از سقوط‌‌شان، قادر به تسخیر شهر کلیدی کندز در شمال افغانستان شدند.
هرچند سقوط کندز به زودی جبران شد، اما هنوز وحشت و رعب برگشت ترور طالبانی خاطر مردم کندز را می‌آزارد. مضحک این‌ است که اشتیاق و دل‌مشغولی فزاینده‌ی رهبران حکومت وحدت ملی در دنبال کردن گفتگوهای مری، کابل و اسلام‌آباد فرصتی بود به جنرال‌های ارتش پاکستان تا طالبان را برای راه‌اندازی جنگ‌های مسنجم وجبهه‌ای آماده کنند. چه باید شود؟ هرچند تا رسیدن به صلح و ثبات دایمی در افغانستان راه زیادی باقی است اما دست یافتن به آن تنها می‌تواند با اجماع ملی و مذاکره از موضع قوت و بازخوانی تجارب قبلی تحقق یابد.
شخصیت‌ها، احزاب، نهاد‌های مدنی، اجتماعی، سیاسیون و اعضای پارلمان افغانستان باید در پیش‌برد مذاکرات و مراحل گفتگوهای صلح شریک شوند. از توان و ضرورت بازدارند‌‌گی امنیتی- اطلاعاتی در تبانی با سازمان‌های اطلاعاتی منطقه در مواجهه با تروریسم مورد حمایت پاکستان، سرکوب طالبان و دهشت‌افگنان همدست و یاری‌گر آن‌ها باید استفاده شود. جلب همکاری و پیشتبانی متحدین غربی افغانستان در این راستا باید جزو دکترین امنیت ملی افغانستان باشد. علاوه بر آن مدیران کارآگاه، باتجربه و مسلکی باید به‌دور از نگرانی پاکستان و تعلق قومی، تباری و جناحی در راس نهادهای امنیتی- اطلاعاتی گمارده شوند.
دولت افغانستان در جریان گفتگوهای صلح باید متعهد به حفظ دست‌آوردهای دموکراتیک افغانستان باقی بماند. دستگاه دیپلوماسی افغانستان باید ظرفیت افاده‌ی فهم حدود مذاکره و مواضع افغانستان را به جانب پاکستانی داشته باشد. مذاکرات نباید از گفتگوهای سازنده به یک فرصت باج‌دهی به شبکه‌های دهشت‌افگن بدل شود. شرایط کنونی افغانستان امکان باج‌دهی به نیروهای شورش‌گر در برابر حاکمیت شکننده‌ی کنونی را ندارد. باید اطمینان حاصل شود که نمایند‌‌گان دولت، با قاطعیت از موضع مشروع و انسانی مردم و دولت افغانستان دفاع می‌کنند و در هیچ زد‌ و بند پیدا و پنهان با طالبان قرار ندارند. در‌گیر و دار گفتگو و صلح ما نباید فراموش کنیم مطالعه تاریخ مذاکرات نشان می‌دهد گروه‌هایی که صاحب استقلالیت فکری و سیاسی نیستند، به‌صورت پایداری نوسان‌های جدی در خواست‌های‌شان دارند. به این معنی که اگر درونمای گفتگوها و قدمه‌های عملی صلح مشهود نباشد و مورد تاکید دولت افغانستان قرار نگیرد، طالبان به‌طور طبیعی هر روز با فهرست طولانی‌تری به اشاره‌ جنرال‌های پاکستانی به مذاکرات می‌روند تا ما را در فصل سرما سرگرم گفتگو نگه‌دارند و در فصل بهار دوباره به شهرستان‌ها و شهرها افغانستان دامنه‌ی جنگ‌شان را بکشند. با توجه به تغییرات جدی و نگران کننده در ژیوپولتیک منطقه، گسترش جنگ و ناامنی در خاورمیانه، رشد اسلامیزم ستیزه‌گر در آسیای مرکزی، تعویض پارادایم‌های سیاسی قدرت‌های منطقه‌ای مثل چین، روسیه و ایران، ما ضرورت داریم مشکل خود را با دهشت‌افگنی و پاکستان حل کنیم.
قطعا یکی از رویکردها، مذاکره است، اما نباید این پروسه به حدی فاقد حمایت مردمی شود که کلیت مشروعیت سیاسی حکومت از هم بپاشد و دلیلی برای اعتماد و تمکین به دستگاه سیاسی رژیم باقی نماند.

اشتراک گذاري با دوستان :